سال ششم

سيزده آبان 1386

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

فرنوش آقاصفی

هم‌راه با او / آثار پيشين

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1386

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

ناب و نابه‌هنگام

نگاهی به فرهنگ گزين‌گويه‌های شعرای معاصر

فرنوش آقاصفی

 

چه‌گونه می‌توان بی‌واسطه تا ژرفنای نگاه يک شاعر به دنيای درون و جهان پيرامون‌اش پيش رفت و از باورداشت‌های انديشه‌گانی‌ او آگاه شد؟ از يک شاعر به جز شعرش ديگر چه می‌ماند که هم کليد رمزگشايی از شعرهايش باشد هم صميمانه و صادقانه هم‌چون شعر او؟

فرهنگ گزين‌گويه‌های شعرای معاصر، پژوهشی‌ست فراگير برای استخراج و سامان‌بخشی گزين‌گويه‌های برترين شعرای معاصر ايران از دل يادگاران نثر ايشان، که يک ميراث عظيم فرهنگی‌ست و برای اولين بار در ايران به آن پرداخته می‌شود.

در اين فرهنگ‌نامه، كه با تحقيق و تأليف ايليا ديانوش و توسط انتشارات مرواريد به نشر رسيده است، با تقسيم‌بندی موضوعی، گزين‌گويه‌هايی را می‌خوانيم که با بررسی سطر به سطر کليه‌ی گفته‌ها و نوشته‌های هر يک از شاعران، اعم از مقاله‌ها، سخن‌رانی‌ها، گفت‌وگوها، خاطره‌نويسی‌ها، يادداشت‌ها، نامه‌ها، نوشته‌های پراكنده و نقل قول‌های موثق به دست آمده است. گزين‌گويه‌هايی که در ناب و نابه‌هنگام بودن با شعرشان پهلو می‌زند.

از اين مجموعه‌ی بيست‌وپنج جلدی که در ادامه، گزين‌گويه‌های برترين داستان‌نويسان معاصر ايران را نيز در برخواهد گرفت، تاکنون سه جلد منتشر شده است.

 

اگر عشق عشق باشد ... (گزين‌گويه‌های فروغ فرخ‌زاد)*

هر چه از فروغ و در باره‌ی او در هر قالبی (اعم از كتاب، نرم‌افزار، نوار صوتی و تصويری) منتشر می‌شود، مورد استقبال قرار می‌گيرد، اما فروغ حقيقی در پس همه‌ی اين‌ها گم است و هر روز بيش از پيش در هاله‌يی از رمز و راز فرو می‌رود. شايد فروغی بی‌واسطه از فروغ را، تنها در گزين‌گويه‌هايش بتوان رؤيت كرد؛ گزين‌گويه‌هايی برآمده از سخنان دوستانه‌ی او که قرار نبوده چيزی باشند و از اين رو گاه آفاقی‌تر از شعر او هستند.

فروغ در اين کتاب با ما از هر دری سخن می‌گويد و ما را با انبوهی از کلمات قصار، جملات نغز، حرف‌های حساب و به عبارتی فراگيرتر «گزين‌گويه‌ها»يی متنوع مواجه می‌کند که از پيچيده‌گی‌های بيانی به دور هستند؛ جادوی کلماتی ساده اما غنی و مالامال از سخن ...

سه گزين‌گويه از اين کتاب:

رست‌گاری: تا به خودِ آزاد و راحت و جدا از همه‌ی خودهای اسيركننده‌ی ديگران نرسی، به هيچ چيز نخواهی رسيد.

فضيلت: من نمی‌خواهم سير باشم؛ بل‌كه می‌خواهم به فضيلت سيری برسم.

محبت برای محبت: سعی كن آرام باشی، يعنی دوست بدار، يعنی عشق، حس كن، لمس كن، و به خاطر آن راست و صادق باش، محبت را برای محبت بخواه.

 

لالايی با شيپور (گزين‌گويه‌های احمد شاملو)

با هر گزين‌گويه شاملو چراغ دل‌اش را به دست ما می‌دهد تا تمام ميراث‌اش را به روشنی به تماشا بنشينيم؛ تمام ميراثی كه از او به‌عنوان شاعر، مترجم، روزنامه‌نگار، محقق و روشنی‌ياب نيم قرن از تاريخ سياسی و اجتماعی ايران بر جای مانده و او را بر جايی نشانده كه می‌توان عصر حاضر را عصر شاملو ناميد.

گزين‌گويه‌های شاملو و كثرت آن‌ها در برخی مفاهيم، شاملوی سترگ و دغدغه‌های‌ بزرگ‌اش را بيش‌تر و بی‌واسطه‌تر به ما خواهد شناساند، گزين‌گويه‌هايی كه همه درس زيستن و آموزه‌های ديدن و نيك بازگفتن است. از اين رو می‌توان حتا بيش از مجموعه‌ی اشعار شاملو، كتاب گزين‌گويه‌هايش را مانيفست او دانست ... بسياری از اين گزين‌گويه‌ها، حرف‌هايی هستند که برای نخستين‌بار از شاملو منتشر می‌شوند.

سه گزين‌گويه از اين کتاب:

دست انسان: دست تنها  ابزار آفريننده‌گی انسان نبوده است، كه نشانه‌ی آزادی او نيز هست!

صحت انديشه: تو فقط هنگامی می‌توانی بدانی درست می‌انديشی كه من منطق‌ات را با انديشه‌ی نادرستی تحريك كنم و من فقط هنگامی می‌توانم عقيده‌ی سخيف‌ام را اصلاح كنم كه تو اجازه‌ی سخن گفتن داشته باشی.

تأثير: ما همه تحت تأثير هم‌ديگر هستيم. اگر غير از اين باشد، از هيچ‌كس هيچ چيز نياموخته‌ايم. من تحت تأثير همه‌ام، هم‌چنان‌كه خيلی‌ها تحت تأثير من‌اند. من جمعيتی كثيرم.

 

برهنه با زمين (گزين‌گويه‌های سهراب سپهری)

كم‌تر پيش می‌آيد كتابی آن‌چنان مخاطب را با دانستنی‌های نو غافل‌گير كند كه او را نسبت به اعتبار شناخت پيشين‌اش از مقوله‌يی آشنا به ترديد بيفكند. «برهنه با زمين» اما، از اين گونه است؛ چرا که گزين‌گويه‌های سهراب، خواننده را به شناخت کاملا متفاوتی از او می‌رساند.

برای مخاطبان سهراب، آگاهی از ديدگاه‌های او كه تا پايان عمر هرگز حاضر به مصاحبه در باره‌ی آن‌ها نشد، بسيار جالب توجه و خواندنی‌ست، ديدگاه‌هايی در باره‌ی آزادی، آموزش، زن، زنده‌گی، سانسور، شعر نو و كهن، عرفان، غرب، فرهنگ، قرن بيستم، مذهب، مرگ، موسيقی و هنر و ... و اين يعنی امكان دست‌رسی سريع و ساده به بسياری از نقاطی كه در مختصات تفكر سهراب هم‌چنان برای مخاطبان‌اش تاريك مانده است.

سه گزين‌گويه از اين کتاب:

آزادی: بس كه در سرزمين گل و بلبل به كار ما كار داشته‌اند، همين اندازه كه در دياری كسی سربه‌سر ما نگذارد آن ديار را بهشت و مردم‌اش را فرشته می‌دانيم.

کفش: پابرهنه‌گی نعمتی بود كه از دست رفت. كفش ته‌مانده‌ی تلاش آدم است در راه انكار هبوط. تمثيلی از غم دورمانده‌گی از بهشت. در كفش چيزی شيطانی‌ست. همهمه‌يی‌ست ميان مكالمه‌ی سالم زمين و پا.

من از ما: ايران مادرهای خوب دارد و غذاهای خوش‌مزه و روشن‌فكران بد و دشت‌های دل‌پذير.

 

و سرانجام کار

گردآوری فرهنگ گزين‌گويه‌های شعرای معاصر كه آنان و آثارشان را از نو و با صراحتی بيش‌تر به ما می‌شناساند، كاری تازه در عرصه ادبيات ايران است كه خوش‌بختانه با استقبال مخاطبان شعر و ادبيات مواجه شده و در ميان كتب مرجع ادبی جای‌گاهی شايسته يافته و شناسه‌ی انديشه‌های والای اين شاعران است.

* در باره‌ی اين اثر و كم و كيف آن، در زمان انتشارش در همين مجله يكی دو مطلب به نشر رسيد، يك نقد: از «اگر عشق عشق باشد ...» تا كبوترها و يك جوابيه بر آن نقد. و با محقق اين محموعه هم از طريق نشانی پست الكترونيكی‌اش می‌توانيد در ارتباط باشيد.

Ç