|
|
|
|
||||||||||||||
|
رنگ كلمه: دو اثر از دو شاعر آثاری از شهاب مباشری، كامبيز منوچهريان
شهاب مباشری و اينگونه شد که خورشيد هم آگاهتر هم غيرمعصوم و کاملا انسانی!
سلام خورشيدبانو! حالات چهطور است؟ چیست که دستِ آفتابیات پردهی نرم و لطيف ابر از پيش ِ رخسار عرقکرده، تبآلود و رنگپريدهات کنار میزند؟ بهتر نيست در پناهِ يکپارچهاش بمانی تا اين که پارهپارهاش کنی؟ خوب میدانی که تکبرگِ اميدی حتا بر جمع درختانِ باغ نمانده است تا با روشنای پرمهر نگاهات توانِ سبز ِ ماندناش دهی اينجا باغبانِ ايماناش مرده است سالهایِ سال پس تو که میدانستهای چرا ... چرا تب کردهای؟
كامبيز منوچهريان
چيزی تمام میشود در من مثل تنهايی بیهياهو لحظهی آغاز يك دشت لحظهی پرواز يك موج لحظهی هجوم هندوانه رنگ اطلسیهای تاريك اينجا هوا سرد است و من گردوها را میكارم شايد كمی گرم شوم حالا كه باد میآيد كمی گرم كمی نازك مثل دانههای برف كه آب میشوند وسط دستهای من شايد تو هم آب شوی يك روز وسط تنهايی من و حالا همه رفتهايم تا نزديك غروب تا اواسط طلوع تا اتفاق خوب تا آشتی انار و گردو اينجا هوا سرد است و من گردوها را میشمارم.
|
|