|
جستوجويی در هايكو
گردآوری و تأليف
هنگام
هايکو (haiku) به عنوان
شعر سنتی ژاپن ريشهيی بيش از ششصد سال دارد. گرچه امروز در جایجای
اين جهان پهناور سرودن هايکو به عنوان شعری سهل فراگير است، اما بیجا
هم نيست اگر بگوييم شعر هايکو با مشخصههای ژاپنی آن مختص زادبوم خود و
در خارج از زبان ژاپنی امری ممتنع است. همچنانکه غزل مختص زبان
فارسیست و هرگز به زبان ژاپنی و يا انگليسی نمیتوان غزل سرود.
حتا اگر مورائه (morae) را در زبان ژاپنی معادل سيلاب در زبان انگليسی
و معادل هجا در زبان فارسی بدانيم (که قطعا اينگونه نيست و مورائه در
زبان ژاپنی بار معنايی بيشتری نسبت به سيلاب و هجا حمل میکند)، باز
هم به قول هاسمان آلمانی، هيچ زبانی به غير از زبان ژاپنی توانايی آن
را ندارد که در هفده هجا همان حرفی را بزند که شاعر ژاپنی در قالب
هايکو بيان میکند.
اما از سوی ديگر، نگاهی به روند و سير دگرگونیهای ايجاد شده در هايکو
نه تنها حاکی از جهتِ اين تغييرات در آسان و سادهسازی سرودن هايکوست،
كه حمايت مشاهير شعر و ادب ژاپنی از هايکوسرايی به ديگر زبانها نيز
حاکی از اراده و تلاش آنها برای جهانیسازی هايکو دارد. از اين رو، نه
تنها شعرای ژاپنی مسلط به ديگر زبانها، به ويژه انگليسی، تلاش در
هايکوسرايی به زبان مادری خود كردهاند، بلکه شاعران ژاپنی نيز ايشان
را به خاطر هايکوپردازیشان تشويق و پشتیبانی كردهاند. رد پای اين
رفتار حمايتی را میتوان در هايکوسرايی به زبان فارسی نيز مشاهده كرد.
در اين ارتباط، «ين لی»، شاعر و نقاش معاصر چينی، بر اين باور است که
هايکو منحصر به شکل خاصی نيست و در خارج از قالب ژاپنی نيز میتوان آن
را آفريد و مدرن کرد.
در هر صورت، با همهی ساختارشکنیهايی که در جهت آسانسازی هايکوپردازی
به همهی زبانها صورت گرفته، اما بايد پذيرفت که فقط زبان ژاپنیست که
میتواند درونمايهی هايکو را حفظ و ارائه كند. در نهايت، میتوان
نوعی همشکلپنداری در همهی هايکوپردازان جهان مشاهده کرد: سرودن
شعرهای تصويری سه خطی. به نوعی میتوان گفت که کليهی اين شاعران با
حفظ ساختار سه خطی تلاش میكنند تا احساسات زشت و زيبای خود را در
حداکثر ايجاز بيان كنند.
در ايران نيز توسعه و رسوخ هايکو، خصوصا در سالهای اخير، به گونهيی
بوده است که نه تنها شاعران و هنرمندان دست به قلم در عرصهی شعر و
شاعری، بلکه هنرمندان دست به تصويرسازی چون عباس کيارستمی و نيکی
کريمی را نيز به خود جلب كرده است.
اينک با نگاهی به تاريخ هايکو، رد آن را تا به ايران پیگيری میکنيم.
هايکو در ژاپن
هايکو را بايد مهمترين شکل شعر سنتی ژاپنی به حساب آورد. از همان
روزهای ابتدايی، نوعی تداخل بين شعرهای هوکو، هايکای، و هايکو وجود
داشت. هايكو نوعی از شعر ژاپنیست كه در قرن نوزدهم با تجديد نظر
ماسائوكا شيكی در شعر هوكو (hokku) به وجود آمد كه خود مدخل شعری بود
به نام هايكای نو رنگا (haikai no renga) و به اختصار هايكای ناميده
میشود. هوکو در ادبيات به معنای مصراع آغازين است. هوكو سنتی دارای
الگويی بود كه بايد از پنج، هفت و پنج مورائه تشكيل میشد. مورائه
واحدهای آوايی در زبان ژاپنیست كه شايد بتوان آن را به هجا ترجمه كرد
و تا حدی برابر دانست. از ديگر مشخصههای اين نوع شعر دارا بودن واژهی
فصلی يا كيگو (kigo) است. هوكو غالبا از دو يا به ندرت سه عنصر متفاوت
كه در يك برداشت حسی واحد جمع گشتهاند شكل میگيرد. با يك ايست يا
توقف گرامری به نام كيره (kire) كه معمولا در انتهای پنج مورائهی اول
و يا هفت مورائهی دوم میآيد. تعداد زيادی از هايكونويسان معتقد بودند
كه اين عناصر هوكو قديم بايد در شعر هايكو نيز رعايت شود، اما شاعران
امروزی ژاپن و هايكوپردازان غيرژاپنی خود را آزاد از رعايت اين عناصر
میدانند. همچنين از آنجا که هوکو آهنگ شعری را برای بقيهی زنجيرهی
شعری تنظيم میکرد، نسبت به هايکای دارای امتياز بود و غير معمول نبود
که يک شاعر شعر هوکويی بسرايد و از باقی زنجيره صرف نظر كند.
سنريو (Senryu) نوع ديگری از شعر ژاپنی مشابه هايكوست كه در آن بر
شوخطبعی و سبكسریهای انسان به جای فصول تأكيد میشود.
به لحاظ نظری و يا در واقع امر، هوكو شعریست كه در مقدمهی شعری
وسيعتر به نام هايكای به كار میرود. در پايان قرن نوزدهم، شيكی اين
قسمت را از شعر هايكای جدا كرد و به آن وجودی مستقل به نام هايكو
بخشيد. اين شکل جديد از شعر به طور مستقل نوشته، خوانده و فهميده
میشود بدون اين که نيازی به دنبالهی طولانی آن باشد. از آنجا كه
كاربرد هايكو از اين تاريخ به بعد است كه محبوبيت میيابد، پس اساتيد
فن استفاده از واژهی هايكو را برای هوكوهايی كه پيش از اين تاريخ گفته
میشده نادرست میدانند. ديويد بارنهيل در گلچينی كه از شعرهای باشو
ارائه میدهد، میگويد: "استفاده از عنوان هايكو برای شعرهای باشو به
دليل مشابهت بسياریست كه اين شعرها به هايكو دارد وگرنه منطقی اين است
كه آنها را هوكو بدانيم. شيوهيی كه در قرن شانزده در ژاپن بسيار
محبوب بوده است."
در نهايت برای رعايت دقت و صحت در تعريف هوكو و هايكو میتوانيم دو
تقسيمبندی برشمريم.
تقسيمبندی اول:
- هوكو ابياتیست كه
در هر صورت برای ورود به هايكای نوشته شدهاند؛
- هايكو ابياتیست كه از زمان شيكی و پس از او، اگرچه در فرم هوكو،
اما به طور مستقل نوشته شدهاند.
تقسيمبندی دوم:
- هايکو کلاسيک:
شعرهای معروف اساتيدی چون باشو، يوسا بوسون و کوباياشی ايسا در
دورهی زمانی سالهای 1600 تا 1868 که بايد به شعر هوکو ارجاع شوند
و در قالب شعر هايکای سروده شدهاند؛
- هايکو مدرن: شعرهای سرودهشدهی سالهای پايانی قرن
نوزدهم، پس از شيکی، که در قالب مستقل هايکو سروده شدهاند.
نويسندهگان مشهور دورهی
قبل از شيكی يا به بيانی هوكوپردازان عبارتاند از: ماتسوئو باشو (1694
- 1644)، اونيتسورا (1738 -1716)، يوسا بوسون (1783 - 1716)، كوباياشی
ايسا (1827 - 1763). هايكوسرايان عصر شيكی و پس از آن هم ماسائوكا شيكی
(1902 - 1867)، كاواهيگاشی هكی گوتو (1937 - 1873)، تاكاهاما كيوشی
(1959 - 1847)، تاندا سانتوكا (1940 - 1882)، ييدا داكوتسو (1962 -
1885) و ناكامورا كوساتائو (1983 - 1901) هستند.
هايكو مدرن
تاريخ هايکو مدرن به زمانی بر میگردد که ماسائوکا شيکی اصلاحات
خود را در سال 1892 آغاز کرد و در شکلی جديد از شعر به هايکو استقلال
بخشيد. در اصلاحات به عمل آمده از سوی شيکی، دو عامل سنتی همچنان ثابت
و پابرجا ماند: به کارگيری هفده هجا در سه پارهخط پنج، هفت و پنج
هجايی و همچنين شمول تم و درونمايهی فصلی در شعر هايکو.
طريقهی شيكی در هايكوپردازی از سوی دو تن از بهترين شاگرداناش به
نامهای هكی گوتو و كيوشی دنبال شد. هكی گوتو در اين زمينه راديكالتر
بود، در حالی كه كيوشی (1959 - 1874) در سرودن شعر هايكو شيوهيی
محافظهكارانه داشت، به طوری كه تا حدی يادآور هوكو قديم بود.
کاواهيگاشی هکی گوتو با دو پيشنهاد، اصلاحات شيکی را به پيش برد:
1. هايکو بايد به
واقعيت وفادارتر باشد، در صورتی که چيز مهمتری در آن مرکزيت
نداشته باشد؛
2. برداشت اوليهی شعر از زندهگی روزانه و يا نمايهيی که رنگ و
لعاب محلی دارد، نشأت بگيرد تا در شعر طراوت ايجاد کند.
هايكو در غرب
اگرچه در اوائل قرن نوزدهم تلاشهايی در خارج از محدودهی
جغرافيايی ژاپن برای هوكوپردازی شد، اما اين كار با فهم درستی از اصول
آن همراه نبود. فرهيختهگان اوليهی غربی چون باسيل هال چمبرلين (1935
– 1850) و ويليام جورج آستون تقريبا از ارزش شعری هوكو بیاطلاع بودند.
اولين حامی هوكوپردازی به زبان انگليسی يك شاعر ژاپنی به نام يونه
نوگوچی بود. نوگوچی در «پيشنهادی به شعرای آمريكايی» كه در فوريهی
1904 در مجلهی ريدر به چاپ رسيد، با ارائهی شمای كلی شعر هوكو و بعضی
از تلاشهايش كه به زبان انگليسی صورت گرفته بود، مطلب خود را چنين به
پايان رساند: «شعرای آمريكايی من، شمايی كه برای سرودن هوكو ژاپنی در
تلاشايد! دعايتان میكنم!" هوكو در فرانسه در حدود سال 1906 توسط پل
لوئيز شناسانده شد. متعاقبا اشعار هوكو تأثير قابل ملاحظهيی بر شاعران
تصويرپرداز سالهای 1910 گذاشت، اما هنوز درك درستی از تاريخ و شكل
هوكو وجود نداشت.
بليث، ياسودا و هندرسون و جوانی هايكو در آمريكا
بعد از تمايلات ابرازشده از سوی ايماژيستها در زمينهی
هايكوپردازی، اين كشش تا جنگ جهانی دوم رو به افول گذاشت. پس از جنگ با
انتشار سه جلد در زمينهی هايكو ژاپنی بر دامنهی نفوذ اين شعر در غرب
افزوده شد.
در سال 1949 با انتشار اولين جلد هايكو در ژاپن، كار چهار جلدی هايكو
آر. اچ. بليث (1964 – 1898) به جهان بعد از جنگ معرفی شد. رجينالد
هوراث بليث يك انگليسی بود كه به عنوان معلم زبان انگليسی در بخش
اشغالشدهی كره توسط ژاپنیها زندهگی میكرد. او چند اثر ذن، هايکو،
سنريو و ديگر اشکال ادبيات ژاپنی و آسيايی توليد کرد. آنچه که بيش از
همه به بحث ما مربوط میشود، عبارت است از: «ذن در ادبيات انگليسی و
ادبيات کلاسيک شرق دور»، «دورهی چهارجلدی هايکو» و کتاب دو جلدی
«تاريخ هايکو». امروزه او به عنوان يکی از مشهورترين مترجمان شعر
هايکو به شمار میرود. بسياری از هايکوپردازان معاصر از طريق کارهای او
به نسل حاضر معرفی شدهاند، شامل نويسندهگان نسل بيت و سان فرانسيسکو.
گری اشنايدر، جک کروک، و آلن گينزبرگ از اين جملهاند. تعداد زيادی از
هايکوپردازان بين المللی هم، اولين منبع آثار آنها کتابهای بليث بوده
است. مثل جی. دبليو. هاکت، ويليام جی. هيگينسون، آنيتا ويرجيل و لی
گورگا. در اواخر قرن بيستم اعضای اين گروه با دسترسی مستقيم به
هايکوهای ژاپنی به اين نکته اشاره کردند که بليث اعتقادی به هايکو مدرن
نداشته و در آثارش ارتباط عميقی بين ذن و هايکو ديده میشود. ارتباطی
که عمدهی شاعران ژاپنی منکر آن هستند. همچنين بليث اعتنايی به زنان
هايکوپرداز ژاپنی نداشت و به نوعی سهم آنها را در اين نسل ناچيز
میشمارد، به ويژه در دورهی باشو و قرن بيستم.
در سال 1957 شركت چارلز ئی. توتل با شعبههايی که در آمريکا و ژاپن
داشت به انتشار کتاب «هايکوهای ژاپنی: طبيعت ضروریاش، تاريخ و امکانات
آن در زبان انگليسی» پرداخت. در اين کتاب گزينهيی از چندين هايکو از
استاد و مترجم آمريکايی – ژاپنی، کنت ياسودا نيز گنجانده شده بود. اين
کتاب عمدتا شامل مواردی بود که ياسودا در تز دکترای خود در ژاپن ارائه
داده بود (دانشگاه توکيو، 1955) و همچنين ترجمههايی از شعرهای ژاپنی
و شعرهای اصالتا انگليسیِ خودش که قبلا در کتاب چاپ 1947 به نام "A
Pepper-pod" ، شامل اشار کلاسيک ژاپنی همراه با هايکوهای اصيل، آمده
بود. ياسودا در هايکو ژاپنی به ارائهی نظريهی ضرورتهای شعر هايکو
میپردازد. ترجمههای او در زبان انگليسی به گونهيیست که شامل پنج،
هفت و پنج هجا میشود، همراه با وقفهيی در خط اول و سوم آن (هايكو
مومنت). ياسودا تئوری خود را چنين توضيح میدهد: «اين يک تجربهی شخصی
و انگيزهيی برای هايکونويسیست.» اگرچه ديگر جنبههای تئوريک وی در
شعر هايکو به بحث گذاشته نشد، اما اشاراتاش در زمينهی هايکو مومنت
توسط هايکوپردازان آمريکای شمالی مورد توجه قرار گرفت. تمايل و
انگيزهی برای هايکوپردازی به زبان انگليسی در آمريکای شمالی پس از چاپ
دو کتاب در سال 1958 شدت بيشتری گرفت.
همچنين در سال 1958، «مقدمهيی بر هايکو: زبانشناسی اشعار و شاعران
از باشو تا شيکی» توسط هارولد جی. هندرسون (1974 – 1889) منتشر شد. اين
کتاب تجديد نظری بود بر کتاب قبلی هندرسون به نام «بوتهی بامبو»
(Bamboo Broom) چاپ 1934 که در زمان پيچش جهان در ديکتاتوری نظامی قبل
از جنگ دوم جهانی، مورد توجه چندانی قرار نگرفت. هندرسون هر يک از هوکو
و هايکوها را به صورت منظوم a-b-a ترجمه کرد. با عنايت به اين که اصل
ژاپنی آن به ندرت از نظم برخوردار بود. همچنين بر عکس ياسودا او به
اين نتيجه رسيده بود که هفده سيلاب در انگليسی به طور معمول بلندتر از
هفده مورائه در هايکو سنتی ژاپنیست. از آنجا که گونههای شعر
انگليسی به طور نرمال وابسته به اندازهگيری آوايیست تا رعايت سيلاب،
هندرسون در هايکو توجه خود را به نظم حوادث و تصاوير موجود در اصل
ژاپنی شعر گذاشت تا به رعايت تعداد سيلابها.
همچنين هندرسون از ارتباط بين هايکوپردازان استقبال میکرد و هنگامی
که در آمريکای شمالی مجلاتی مختص هايکو به زبان انگليسی انتشار يافت،
آنها را تشويق كرد.
نه به اندازه ی بليث دگماتيک، هندرسون تنها به اين نکته پافشاری میکرد
که هايکو بايد شعر باشد و اين که توسعهی هايکو در زبان انگليسی بايد
توسط شعرا انجام شود.
کسی که شايسته به عنوان اولين شاعر آمريکايی هايکوپرداز باشد، بستهگی
به مشخصاتی دارد که برای شعر هايکو تعيين میکنيم. اولين شاعر هايکو،
پال رپس (1990 – 1895)، شاعر و هنرمند بودايی که در سال 1939 آثار چاپی
خود را به نامهای «قدرت بيشتر برای تو» و «شعری که هر کس میتواند
بسرايد» منتشر کرد، نام دارد. ديگر غربيان با ترجمههای بليث که تلاش
كرد هايکوهای اصيل را به انگليسی برگرداند، تحت تأثير قرار گرفتند.
هايكو در انگليسی معاصر
با وجود اين كه هوكو سنتی بر طبيعت و جایگاه انسان در طبيعت تأكيد
دارد، شعرای هايكو مدرن هر موضوعی را مناسب میدانند، چه مربوط به
طبيعت باشد چه مناسبات شهری، و حتا يك مطلب فنی. در حالی كه هوكو قديم
از عناوين جنسی و معاشقه و خشونت اجتناب میكرد، هايكوهای معاصر غالبا
با اين موضوعات كار میكنند.
در هوكو سنتی نياز به يك دورهی بلندمدت يادگيری و آموزش بود، در حالی
كه هايكوهای معاصر حاصل دريافتهای لحظهيیست كه میتواند توسط هر
شخصی از يك بچهمدرسهيی گرفته تا يك استاد حرفهيی نوشته شود. اگر چه
نويسندهگان محافظهكار هايكو مدرن به استانداردهای هوكو قديم وفادار
ماندهاند، تعداد زيادی از نويسندهگان حاضر از اين استانداردها پیروی
نكرده بر آزادیهای شخصی خود تأكيد دارند و در موضوع و شكل، از تمايلات
شخصی خود پیروی میكنند.
با وجود گسترش هايكوپردازی در غرب، هوکو قديم نيز به طور حيرتانگيزی
حتا در اواخر قرن بيستم چون همتای اين اشعار در قبل از شيكی، به زبان
انگليسی رواج داشت.
با توجه به نظرگاهها و شيوههای امروزی، موضوع يا شكل و يا سبك خاصی
برای هايكوپردازی تعيين نمیشود، با اين وجود، بعضی از وجوه مشترك آن
در زبان انگليسی عبارت است از:
- استفاده از سه خط يا
كمتر با رعايت حداكثر هفده سيلاب در كل آن؛
- استفاده از تناسب متری به جای سيلابها. به اين ترتيب، هايكو از
سه خط سه، دو و سه بازهی متريك تشكيل میشود؛
- استفاده از تقطيع برای ظهور تضاد يا مقايسهی دو حادثه يا وضعيت.
امروزه در آغاز قرن بيست
و يكم، جامعهيی پويا از شاعران هايكوپرداز در سرتاسر دنيا وجود دارد
كه عمدتا از طريق مجامع و ژورنالهای ملی خود، در كشورهای انگليسی
زبان، در ژاپن و در كشورهای حوزهی بالكان (بيشتر در كشورهای اسلوونی،
صربستان، كرواسی و رومانی) با يكديگر در ارتباطاند. هماكنون اشعار
نويسندهگان هوكو و هايكو را میتوان به صورت رویخط يافت. با يك
جستوجو میتوانيد به اتاقهای گپ و گفتی راه يابيد كه در آن شاعران
باتجربه و تازهوارد به آموزش، بحث و نقد مشغولاند.
همچنين تعداد زيادی گروههای خبری و پایگاه وب وجود دارد كه
میتوانيد آثار خود را در آنها ارائه كنيد.
شاعران غيرژاپنی
گرچه شاعرانی كه نامشان برده میشود، به غير از هاكت، از ابتدا
هايكوپرداز نبودهاند، اما همهی آنها دارای هايكوهای چاپشدهاند.
ريچارد رايت كه به خاطر كتاب رمان «پسر بومی» به شهرت رسيده، در هجده
ماه آخر عمرش، چهارهزار هايكو نوشت كه تعداد كمیاز اين هايكوها در
زمان حياتاش به چاپ رسيد. اميری باراكا اخيرا مجموعهيی را به نام
«شبه كودتا» منتشر ساخته كه در آن اشعار متنوعی از هايكو به چاپ رسيده
است. سونيا سانچز نيز از كسانیست كه به خاطر هايكوهای غيرمتعارفاش
شهرت دارد. و اين هم فهرستی از هايكوپردازان غيرژاپنی: جيمز دبليو
هاكت، خورخه لوئيس بورخس، سيد كورمان، آلن گينزبرگ، داگ هامارسك جولد،
جك كروك، اكتاويو پاز، خوزه خوان تابلادا، كنت ركسروث، گری اشنايدر،
اميری باراكا، ريچارد رايت، سونيا سانچز و جرالد ويزنور.
هايکو در ايران
گرچه هايکو ژاپنی از طريق ترجمهی آن توسط شعرای بزرگی چون شاملو
به ايرانيان شناسانده شد، اما اخوان ثالث معتقد است که علاوه بر ميراث
شعر كهن فارسی در سرودن اشعار كوتاهی چون رباعيات، دوبيتیها، و قطعات
كوتاه از سوی انوری، سنايی، و ابن يمين، نوعی از هايکو که وی آن را
مصراعنويسی مینامد، از سيصد سال پيش در ايران رواج داشته است: مصراع
به عنوان يک شعر مستقل و کاملا جدا از پس و پيش آن. اين مصراع وصف خيلی
کوچکی از طبيعت، يا از ذهن، يا از خيال يا از تصور يا هر چيز ديگر است
که از سه تا دوازده کلمهی شعری درست میشود. به اعتقاد وی مصراعسرايی
در زمان صفويه بسيار رواج داشته است. اين يک شيوهی شعر گفتن بوده و
شعرای زيادی بودهاند که فقط مصراع میگفتهاند، مثل: «مرا به دل هوسی
نيست مرغ تصويرم».
اين تقريبا يک نوع شعر مثل چينی يا ژاپنیست که با کوتاهترين لفظ، فقط
يک رگه يا تصوير کوچکی را از وصفی میدهد: «بلبل نگر که غنچه شده در
کمين گل». اخوان ثالث با تعريفی که از مصراعنويسی به دست میدهد آن را
قديمیترين فرم شعری در ايران مینامد. اين نوع شعر ديگر هيچ نوع مقدمه
و مؤخرهيی نداشته و مربوط به شعر قبلی هم نبوده که بگوييم از يک شعر
جدا شده و يا بيتی بوده که از غزلی در آورده و جدا کرده باشند، بلکه
شاعر فقط و فقط به قصد گفتن شعری نشسته و شعری میگفته که آن فقط يک
مصراع بوده است.
از جنبش نسيم سحرگاه لالهها
بر يکدگر زدند چون مستان پيالهها
از شاعران کلاسيک فارسی زبان و دوبيتیهای خيام که بگذريم، در ميان
شاعران معاصر فارسی زبان میتوان محمد زهری را از معدود كوتاهنويسانی
دانست كه به طور مستقل كتابی در راستای شعر كوتاه منتشر كرده است.
همچنين است تعدادی از اشعار منصور اوجی و نوخسروانیهای اخوان ثالث.
با كند و كاو در اسناد موجود بر كسی مشخص نيست كه ترجمهی شعرهای هايكو
در ايران و يا هايكونويسی فارسی از چه زمانی و توسط چه كسی شروع شده
است. شايد بتوان ترجمهی چند شعر كوتاه ژاپنی توسط حسن فياد در دههی
چهل را كه در مجلهی آرش به چاپ رسيد نقطهی آغازينی برای ورود به
هايكونويسی شمرد.
استفاده از عباراتی مانند «ترانك»، «شعرك»، «شعر كوتاه» و نظاير آن
توسط شعرای امروزی پارسیگو از يكسو نشان از پاسداشت زبان فارسیست
و از طرف ديگر بيانگر اين نكته است كه در هر صورت شعرهای كوتاه فارسی
با تمام تلاشهايی كه میشود تا قوانين هايكوپردازی را رعايت كند، اما
چيزیست غير از هايكو.
با مروری بر شعرهای هايكوگوهای فارسیزبان و يا فارسیزبانان
هايكونويس، روشن است كه گاه به عمد و گاه به ناگزير از رعايت
هايكوپردازی صرفنظر میشود. اگر فارسیزبانان هايكونويس را ناگزير از
عدم رعايت هجاهای معين در شعر هايكو بدانيم، اما گريز از محدويت فلسفی
شعر هايكو يا از روی نادانی و يا تعامدی نوانگارانه است.
سهراب سپهری و احمد شاملو از جمله شاعرانی هستند كه برای آشنايی بيشتر
ايرانيان با سبك شعر هايكو و يا به عبارتی برای آشنايی با اصيلترين
نوع شعر ژاپنی، به ترجمه و انتشار اين شعرها همت كردند. شاملو پس از
همكاری با حسن فياد در ترجمهی دوازده شعر هايكو و انتشار آن در كتاب
«همچون كوچهيی بیانتها» در سال 1352، در سال 1361 با همكاری ع.
پاشايی كتاب «هايكو از آغاز تا به امروز» را منتشر ساخت كه امكان
شناخت نسبتا جامع خوانندهی فارسی زبان را از اين نوع شعر فراهم آورد.
كتاب «انديشه و احساس در شعر معاصر ژاپن» اثر هاشم رجبزاده كه در بر
گيرندهی ترجمهی 156 شعر از هشتادوهفت شاعر معاصر ژاپنیست به دليل
آشنايی نويسنده به زبان ژاپنی و ترجمهی شعر از زبان اصلی دارای اهميت
است. پاشايی نيز در سال 1381 كتابی را به نام «لاك پوك زنجره» با كمك
كيميئه مائدا، ايرانشناس ژاپنی، منتشر كرد كه ترجمهی جديدی از
هايكوهای ژاپنیست و حاكی از آن است كه پاشايی با دستيافتهای جديد،
حس و برداشت تازهيی برای ترجمهی قبلی خود از اين شعرها داشته است.
از سال 1370 تا كنون نويسندهگان بسياری تلاش در ترجمه و يا
هايكوپردازی فارسی داشتهاند كه میتواند كمك مؤثری در شناسايی و درك
هايكونويسی ژاپنی باشد. «آوای جهيدن غوك» ترجمهيی از زويا پيرزاد،
كتاب «شعرای بزرگ معاصر ژاپن» اثر ناهوكو تاوارتانی، دو كتاب «عشق،
مرگ، و شبهای مهتابی» و «گيسوی رها» از حميد زرگرباشی، كتاب «خواب
پروانهها» ترجمهيی از شعرهای ميچو مادو شاعر معاصر ژاپنی توسط احمد
پوری، كتاب «شكوفههای آلوبن» از علی عبداللهی، مجموعه شعر «ترانکها»ی
غلامرضا کافی، «تشتی سرشار از لاجورد» اثر عبدالرضا سالک، «آه تا ماه»
و «برف بر داودیهای سفيد» از سيروس نوذری، «قمری غمخوار در شامگاه
خزانی» شامل هزار و يک هايکو از سيدعلی صالحی، «نور ماه بر درختان کاج»
اثر جاناتان کلمنتس با ترجمهی نيکی کريمی، و هايکوگونههايی به نام
«همراه با باد» اثر عباس کيارستمی تلاشهايی از اين دست است.
در واقع بايد گفت اگرچه ما چيزی به نام ژانر شعر کوتاه در زبان فارسی
داشتهايم و داريم، اما ايجاد جريانی به نام ژانر هايکونويسی متعلق به
ده پانزده سال اخير است. در اين سالها علاوه بر ترجمههای بسياری که
از اشعار هايکونويسان ژاپنی و انگيسی و حتا آلمانیزبان ارائه شده است،
شعرهای بسياریست که با نام هايکو فارسی، چه به صورت کتاب چه در
وبلاگها، منتشر میشوند.
پيوست
در مطلب «مشكلات
و لذات هايكونويسی»، آنچه را که امروزه به عنوان
شاخصهای بين المللی شعر هايکو و هايکونويسی مدرن به جهان عرضه میشود،
میتوانيد مرور كنيد.
Ç
|