سال ششم

نه دی 1386

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

 

هم‌راهی با «فروغ»

كدهايی برای هم‌راهی

 

 

برای اين كه فروغ را به خوبی ببينيد، قلم ياقوت را اگر بر دست‌گاه خود نداريد، نصب كنيد.

 

© 1381 تا 1386

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

 

درخت‌نامه: سرگذشت درختان مقدس

بخش پنجم از سلسله مقالات تازه‌ی محمود كوير

دکتر مهرداد بهار در مقاله‌يی با عنوان «درخت مقدس» جنبه‌ی ديگری از چنين تأثيرات مهمی را در فرهنگ عامه به خوبی يادآور شده است، که در ادامه خلاصه‌يی از آن مقاله را با هم می‌خوانيم:

"درخت‌ها از ديرزمان در نزد انسان گرامی بوده‌اند. انسان بدوی اعصار کهن و انسان بدوی عصر حاضر گمان می‌کرده است و می‌کند که درختان نيز مانند جانوران و مردم دارای روان‌اند. اين امر را نه تنها می‌توان در اعتقادات مردم مصر و بين النهرين در اعصار باستان ديد که در عصر حاضر و به خصوص در قرن نوزدهم، که هنوز تمدن به ميان بسياری از اقوام آفريقايی، آمريکايی و اقيانوسيه‌يی راه نيافته بود، نيز اين اعتقاد در اين سـرزمين‌ها زنده بود و شايد هنوز هم باشد ... ادامه

 

در باره‌ی ترجمه و ابوالحسن نجفی

مروری بر آثار استاد ابوالحسن نجفی و ادای دينی به او، به قلم صالح تسبيحی

خانواده‌ی تيبو، بچه‌های کوچک قرن (نوشته‌ی روشفور)، شيطان و خدا (اثر ژان پل سارتر)، گوشه‌نشينان آلتونا (ايضا از سارتر)، شنبه و يک‌شنبه کنار دريا (از روبر مرل)، کاليگولا (نمايش‌نامه‌ی معروف آلبر کامو)، ادبيات چيست (باز هم اثر سارتر)، ... «پرنده‌گان می‌روند در پرو می‌ميرند» يادم رفت و البته و راستی، به راستی ترجمه‌ی «بيست و يک داستان از نويسنده‌گان معاصر فرانسه»، کارنامه‌ی درخشانی‌ست.

اين‌ها به کنار، نوشته‌ها و تأليف‌های متعدد، ابوالحسن نجفی را يک نويسنده‌ی پرکار و تمام‌عيار کرده که اگر از ميان نويسنده‌های ايرانی برش داری، جای زيادی خالی می‌شود. خدا نگه‌اش دارد! ... ادامه

 

ارزش‌های بی‌اساس

نامه‌يی از شادی بيان به وحيد آقاجانی، نگاهی به فصل‌های آغازين رمان در حال نگارش او

جناب آقای وحيد آقاجانی!

با سلام

سه فصل ابتدايی از رمان شما را خواندم. از فصل اول خيلی خوش‌ام آمد. شروع کشاننده‌يی‌ست برای يک رمان چندين و چند صفحه‌يی. تقريبا به‌تر از اين نمی‌شد آن را نوشت. به گمان‌ام منوط به اين‌که حرف‌های بکر ديگری در خورجين انديشه‌تان داشته باشيد يا نه، و آن اعجازی که منتهی به گرفتن مجوز می‌شود رخ دهد يا نه، اگر سبک و سياق روايی صادقانه و جذاب همين فصل را در ادامه‌ی رمان بتوانيد حفظ کنيد، احتمال اين‌که ... ادامه

 

دو داستان مينيمال

داستانك‌هايی از انسيه سياوش

1

ليوان شير را سر كشيد. روی زمين خوابيد و چشمان‌اش را به آسمان دوخت.

ابری می‌دويد، ابری خوابيده بود. گوسفند اول، دوم، ...

دست‌اش را روی قرص‌های داخل جيب‌اش فشرد و دو باره شمرد ... ادامه

 

سد «سه دره» و شعر «شنا» از مائو تسه‌تونگ

گردآوری و تأليف هنگام

... اهداف چند منظوره‌ی اين سد عظيم بر روی رودخانه يانگ تزی آن را برای يك قرن مورد توجه چشم‌گير قرار داده است. سان يات سن، بنيان‌گذار جمهوری چين، وقتی كه اين پروژه برای اولين بار، در سال 1919، به بحث گذاشته شد، از آن حمايت كرد. رئيس مائو نيز كه به شعر و شاعری بسيار علاقه داشت، ديدگاه‌اش را در باره‌ی سد تری گورجز (سه دره) با شعر زير بيان كرد ... ادامه

 

رنگ كلمه: پنج اثر از چهار شاعر

آثاری از

رضا آشفته، حميده طرزی، مهدی كريم‌زاده

و سيد محمدمهدی شهيدی

ادامه

 

هنر باغ‌آرايی و فرهنگ پارك‌سازی برای گردش‌گران

نگاهی به سابقه‌ی باغ و پارك در فضای زنده‌گی، تحقيقی از كاوه احمدی علی‌آبادی

باغ‌بانی به صرف خود فرآورده‌يی فرهنگی نيست‌، مگر اين كه با چنان تغييراتی توسط انسان هم‌راه شود كه هويتی ورای توليد محصول برای سير كردن و فروش ميوه و محصولات بيابد. هنگامی كه تنها به مراقبت و رسيده‌گی به باغ‌ها اكتفا می‌كنيم‌، هنوز آن باغ‌بانی و باغ‌داری‌ست‌. زمانی باغ به فرآورده‌يی فرهنگی به معنای تام كلمه تبديل می‌شود كه انسان به كام ‌بوهای برخاسته از باغ برسد و خوردن محصولات باغ نيز نه صرفا برای سير شدن‌، كه برای متلذذ شدن در ميانه‌ی باغ صورت گيرد ... ادامه

 


 
 

 

خواهش‌های دلی و امكانات يدی

به آستانه‌ی انتشار هر شماره كه می‌رسيم، وقتی به خواهش‌های دل‌مان نگاهی می‌اندازيم چه فهرست بالابلندی كه آماده می‌شود! مثلا در دم‌دمای آماده شدن برای نشر همين شماره:

چه خوب كه بتوانيم مناسب حال و هوای اتفاق‌های بزرگ «ضحا» و «غدير» و نقش «ابراهيم» و «علی» در دعوای هميشه‌گی «ايمان» بنويسيم!

«خانم بوتو» كه ترور شد، فارغ از اين كه چه‌قدر از احوالات سياسی پاكستان سر در می‌آوريم، يك حس غم‌گنانه‌ی عاطفی می‌گويدمان كه كاش جوری يادش را گرامی بداريم!

راستی، گردش تقويم نشان می‌دهد كه سال نو ميلادی هم فرا می‌رسد، چه خوب كه به اين بهانه باز از نو شدن و دو باره شروع كردن ...

و همين طور الخ.*

اما به خود كه می‌آييم، می‌بينيم هيچ كدام از اين خواهش‌ها از مرحله‌ی خواستن رد نشده‌اند تا به توانستن و شدن برسند كه امكانات يدی‌مان می‌گويد: «همينی كه هست!»

آخر، فصل سرماست و سرما خورده‌ايم انگار و انتشار هم بايد چند ساعتی تأخير را نيز تاب بياورد!

ديگر بماند كه هنوز خبری از انتشار شماره‌ی تازه‌ی نسخه‌ی كاغذی‌مان نشده است ...

 

* برای خالی نبودن عريضه، خواندنی‌هايی در باره‌ی: ابراهيم (ع) (+ امام علی (ع)، بی‌نظير بوتو، تاريخ كريسمس (+)

(البته به زبان انگليسی)

 

 
 

 

ماه‌نامه‌ی «فروغ»

نسخه‌ی كاغذی ماه‌نامه‌ی «فروغ» در حال حاضر با شمارگان اندكی منتشر می‌شود، اما اين امكان مهياست تا علاقه‌مندان نسخه‌ی الكترونيكی آن را به رايگان تهيه كنند.

در صورت تمايل به دريافت نسخه‌ی كاغذی و برای اشتراك، با نشانی مجله (info [@] forough [.] net ) مكاتبه و درخواست خود را اعلام كنيد تا شرايط اشتراك به شما اعلام گردد.

از اين پس و در ارسال شماره‌های آتی «فروغ»، از خدمات پست سفارشی بهره  برده می‌شود تا نگرانی‌های مربوط به عدم وصول نسخ نشريه، هم برای مجله هم برای مشتركان، بر طرف گردد. به همين خاطر، لطفا علاقه‌مندان به اشتراك، نشانی پستی خود را به طور كامل و دقيق به مجله اعلام كنند.

 

دريافت نسخه‌ی الكترونيكی ماه‌نامه:

- شماره‌ی 4 (شهريور و مهر 1386)

- شماره‌ی 3 (تير و مرداد 1386)

- شماره‌ی 2 (اردی‌بهشت و خرداد 1386)

- شماره‌ی 1 (فروردين 1386)