سال ششم

نه دی 1386

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

صالح تسبيحی

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

prometeh2000

[@] yahoo [.] com

و نشانی خانه‌های اينترنتی‌اش:

tasbihi.khazzeh.com

saleh.tasbihi.com

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1386

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

در باره‌ی ترجمه و ابوالحسن نجفی

صالح تسبيحی

 

خانواده‌ی تيبو، بچه‌های کوچک قرن (نوشته‌ی روشفور)، شيطان و خدا (اثر ژان پل سارتر)، گوشه‌نشينان آلتونا (ايضا از سارتر)، شنبه و يک‌شنبه کنار دريا (از روبر مرل)، کاليگولا (نمايش‌نامه‌ی معروف آلبر کامو)، ادبيات چيست (باز هم اثر سارتر)، ... «پرنده‌گان می‌روند در پرو می‌ميرند» يادم رفت و البته و راستی، به راستی ترجمه‌ی «بيست و يک داستان از نويسنده‌گان معاصر فرانسه»، کارنامه‌ی درخشانی‌ست.

اين‌ها به کنار، نوشته‌ها و تأليف‌های متعدد، ابوالحسن نجفی را يک نويسنده‌ی پرکار و تمام‌عيار کرده که اگر از ميان نويسنده‌های ايرانی برش داری، جای زيادی خالی می‌شود. خدا نگه‌اش دارد!

کتاب اخير او که ترجمه‌ای‌ست از داستان‌های کوتاه فرانسوی، انتخاب‌های دقيق و نکته‌بين مترجم را هم نشان می‌دهد.

هرچند گمان‌ام در کشور ما، زمين ادبيات رفته زير سايه‌ی ترجمه، و کلمات دوبله و مترجم‌مآبانه، جای شهد شيرين واژه‌های فارسی را اشغال کرده‌اند، اما «نجفی» يک مترجم صرف نيست.

در «بيست و يک داستان» شاه‌کارهای کوچک شکوه‌مندی گنجانده شده‌اند که هر کدام خوانش زبانی خود را می‌طلبد.

يادمان باشد زبان ساده‌ی ترجمه‌ها و انتخاب روشن‌ترين دايره‌های واژه‌گان توسط مترجم گول‌مان نزند.

سخت است. پيدا کردن زبان نويسنده خيلی سخت است. کما اين‌که مترجم‌هايی که حالا هستند و ترجمه می‌کنند و اصلا زبان نويسنده را که هيچ، روح رمان و جان نوشته را در نيافته، کلمه کنار کلمه چيده، بازار نشر را انباشته‌اند. در «خانواده‌ی تيبو» بر خلاف ظاهر ساده و روان، کار مارتن دوگار، زحمت سنگين مترجم، اثر را به يک بازآفرينی در زبان فارسی رسانده است.

نويسنده‌ی «فرهنگ فارسی عاميانه» خوب می‌داند يک پزشک خودخواه پاريسی قرن نوزدهمی راجع به برادرش، پدرش و سرانجام کل خانواده‌ی تيبو چه «می‌انديشيد». بعد می‌آيد انديشه‌اش را در کلمات متن در می‌يابد و ترجمه می‌کند. اين کشف شخصيت‌ها و يافتن زبان آن‌ها، هم‌چنين زبانی که بايد فضای ذهن و زنده‌گی آن‌ها را توصيف کند، به مکاشفه‌يی روان‌شناسانه نيازمند است.

داستانی توی کتاب «بيست و يک داستان ...» هست به نام «زنی از کرک». اين کرک شهری‌ست در ايرلند. می‌دانيم که دولت انگلستان با خودمختاری ايرلند و ايجاد ارتش مجزا، ميان ايرلندی‌ها جدايی و دو دسته‌گی ايجاد کرد. در خانواده‌ی ايرلندی، زن چريک متواری کوه‌نشينی شده و پدر اما، در ارتش ايرلند تازه‌تأسيس خدمت

می‌کند. زن و مرد پسری دارند که در طول داستان است. دانه، دوان، شب، از کنار درياچه‌يی که ماه بر آن تابيده

می‌دود. داستان را تعريف نمی‌کنم. 3900 تومان ناقابل دادن ساعت‌ها لذت بردن!

داستان «زنی از کرک» با عنايت به تکنيک‌های داستان‌نويسی نوشته شده. تغيير جای مادر و فرزند، و عشق، و

حالات پيچيده‌يی که آدم‌ها با آن روبه‌رو می‌شوند، از داستان اثری سترگ ساخته، اما در انتقال اين شاه‌کار به ذهن من فارسی‌زبانِ ناآگاه از زبان و تاريخ ايرلند زحمتی که کشيده در اين است که «حال» ماجرا درک شده و ترجمه شده. خود آدم‌ها ترجمه شده‌اند، نه حرف و حديث توی داستان. و لمس‌شدنی و باورپذير شده‌اند.

هرچند سارتر و کامو، ژيد و ديگران، تحفه‌های ترجمه‌های تک‌بعدی و آبکی آل احمد برای زبان فارسی بوده‌اند، اما بازخوانی سارتر در اثری که قبلا هدايت به فارسی ترجمه‌اش کرده – ديوار - نشان می‌دهد اثر هنری چه‌قدر به بازخوانی و قرار دادن واژه‌گان زمان خود پاسخ می‌دهد و به‌روز می‌شود. اين مطلب در «مرتد» اگر به دست آل احمد يا حتا هدايت می‌افتاد، يک «مرتد» مبارز سياه‌بين می‌شد که بايد وضع موجود را تغيير می‌داد، اما نجفی در ترجمه از «مرتد» شخصيتی هميشه‌گی و ملموس ساخته است. معرفت مترجم راجع به باقی آثار همه‌ی اين نويسنده‌ها، باعث شده که زبان خاص خود آن‌ها را کشف کند.

هم‌چنان که در «خانواده‌ی تيبو» با اختراع زبان روبه‌رو هستيم، با يک فارسی خانواده‌ی تيبويی روبه‌رو هستيم. در «بيست و يک داستان ...» هم زبان داستان‌ها اختراع شده.

کتاب «بيست و يک داستان از نويسنده‌گان معاصر فرانسه» در سه‌هزار جلد و توسط انتشارات نيلوفر به بازار آمده، ضمن آن که چيدن داستان‌ها به شکل تاريخی، يک قرن داستان‌نويسی فرانسوی‌ها را مرور می‌کند و باز می‌نماياند.

 

Ç