|
|
|
|
||||||||||||||||
|
مروری بر بخشهای آغازين رمان در حال نگارش وحيد آقاجانی از نگاه شهاب مباشری ... شايد آشنايی مستقيم من با نويسنده و مراوده با او، همينطور زندهگی در آنچنان فضايی كه در داستان پرداخته میشود، باعث میشود وقتی میفهمم نام راویِ اول شخص داستان وحيد است، برای او نام خانوادهگی هم در نظر بگيرم: «آقاجانی»؛ يعنی يك جورهايی فرض میكنم كه شخصيت اول داستان كسی نيست جز خود واقعی نويسنده. هر چهقدر كه خودآگاه هم باشم، اين واقعيتیست كه اين انديشه از ذهن من گذشته است. اين امر، فارغ از اين كه من چهقدر منتقد موفقی باشم يا نه، اين سؤال را پيش میكشد كه نويسندهی داستان چهقدر در فضاسازی و تصويرپردازیاش از تخيل وام برده است ... ادامه
بخش ششم از يك سلسله مقاله نوشتهی محمود كوير مولانا بيش از هر شاعری در بارهی درخت داستان دارد: گفت دانايی برای داستان / که درختی هست در هندوستان هر کسی کز ميوهی او خورد و برد / نی شود او پير، نی هرگز بمرد پادشاهی اين شنيد از صادقی / بر درخت و ميوهاش شد عاشقی قاصدی دانا ز ديوان ادب / سوی هندستان روان کرد از طلب سالها میگشت آن قاصد از او / گرد هندستان برای جستوجو شهر شهر از بهر اين مطلوب گشت / نی جزيره ماند و نی کوه و نه دشت هر که را پرسيد کردش ريشخند / کين که جويد جز مگر مجنون بند ... ادامه
عاشقانههای شاهنامه: داستان زال و رودابه برگی از شاهنامهشناسی محمود كوير در بازخوانی عاشقانهها شاهنامه کتاب دانايی و داد و عشق است. شاهنامه سراسر ستايش عشق است. زنان شاهنامه چونان گلهايی در شورهزار جنگها میرويند تا طراوت و شادی و مهر ببارد. شاهنامه را بارها تحريف کردهاند و بيتها بر آن افزوده و داستانها از آن برداشته و يا آميختهاند. بنگريد که در آن روزگار ستيزه و دشنام، چهگونه از زن سخن میگويد: ز پاكی و از پارسايی زن / كه هم غمگسارست و هم رای زن ... ادامه
چند طرح نوشتاری و يك عكس از انسيه سياوش 1 خواب شكوفههای گيلاس نگاهی از ميان بازی نور و تابستانی كه مهر میشود ... ادامه
آثاری از حميده طرزی و سيد محمدمهدی شهيدی
|
|