سال ششم

بيست‌ويك بهمن 1386

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

 

هم‌راهی با «فروغ»

كدهايی برای هم‌راهی

 

 

برای اين كه فروغ را به خوبی ببينيد، قلم ياقوت را اگر بر دست‌گاه خود نداريد، نصب كنيد.

 

© 1381 تا 1386

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

A Cultural Discussion on "Censorship", by Masoud Tehrani A Tribute to Anna Akhmatova; prepared and translated by Q. Hengam

 

ملا نصرالدين: خنياگر خنده و خرد

نگاهی تازه به زنده‌گی و شخصيت ملا نصرالدين (بخش نخست)

برای هشتصدمين سال تولد اين انديشه‌مند خراسانی، به قلم محمود كوير

سخن بر سر يکی از بزرگ‌ترين و سرشناس‌ترين اين گونه انسان‌هاست. مولانا نصرالدين، فيلسوف و انديشه‌مند بزرگ، انسان والا و عارف نام‌دار جهان ماست. او نيز چونان ديگر عارفان و درويشان شيدا و شوريده، گرد جهان می‌گشت و بذر خرد و شادی در جهان می‌افشاند. او نيز مانند شمس تبريزی از ترس متعصبان هر روز را در گوشه‌يی از جهان سفر می‌کرد. چنان‌که همين حاجی فيروز خودمان که همان هوتی و ملا نصرالدين سرزمين ماست. اين آموزگاران شادی‌آفرين در ايام نوروز در کوچه و بازار با خنده و شادی به جنگ مرگ و ترس می‌رفته‌اند و برای پنهان‌کاری و شناخته نشدن، صورت خود را سياه می‌کرده‌اند... ادامه

 

بحث جامعه‌شناختی «مميزی»

مقاله‌يی از مسعود تهرانی

مميزی به شكل تحميلی آن سرگذشت روزگاری‌ست كه چيستی حوزه‌ی حاكم ميان دولت‌مردان و مردم در بی‌اعتمادی بود. هم‌چنان‌كه خود مشغولی و انفعال مردم - «محكومان» - به جدايی و به قدرتِ تك‌قطبی همه‌كاره ياری می‌رساند. اين جدايی (كنش پذيری – ابرقدرتی - تحقير) شكستن حريم‌ها را برای ايجاد نظم (مكانيكی) ناگزير می‌كرد. مميزگری در الگوی دخالت‌های نهادينه و عقلايی‌نشده (افزار سرد) و نبود پستايی و پشتوانه‌ی فلسفی و تدوين آيين پيوند (به شكل فضايل مدنی) بين دولت و مردم ميان‌گيری بود در برابر رشد گسترده‌ی آفرينش‌های فرهنگی و بشری ... ادامه

 

می‌شكنيم ...

داستان كوتاهی از فرشيد قربان‌پور شيخانی

می‌شکنيم ...

هوا خيلی سرد است. بيرون برف زيادی آمده و هنوز می‌آيد. چتر شکسته‌ام را بر می‌دارد. نگاه می‌کند. کمی می‌چرخاند و دو باره نگاه می‌کند. می‌گويم: "شکسته. مطمئن‌ام که شکسته."

می‌گويد: "می‌دانم."

و بعد نگاه‌ام می‌کند.

- بايد يکی تازه‌اش را برای‌ات بخرم.

- بابا تو چه‌قدر به فکر من هستی!

با کنايه می‌گويد ... ادامه

 

«زاده‌ی به‌هنگام» و «آخرين نوش»

به احترام آنا آخماتووا، گردآوری و ترجمه‌ی هنگام

... او خالق بخشی از به‌ترين اشعار عاشقانه‌ی ادبيات روس است، زنی که گرچه افسرده و غم‌گين ولی اميدوار به تحولات اجتماعی‌ست. هم‌چون ساير شاعران جنبش اوج‌گرا با زبان کنايه و اشاره و سانسور سخن می‌گفت. او می‌نويسد که در شعرش آن قدر استعاره و مخفی‌کاری داشت که انگار با جوهر نامرئی نوشته شده است ... ادامه

 

بازی دادنِ خواب پشت پلك‌ها

نه طرح نوشتاری و دو عكس از انسيه سياوش

1

وقتی هستی‌ام را

با تو معاوضه می‌كردم

            آف‌تاب اين‌جا بود

اكنون من‌ام

            بدون تو

            و مه‌تاب در سرايم بی‌قراری می‌كند ... بخوانيد و ببينيد

 

رنگ كلمه: پنج اثر از پنج شاعر

آثاری از

سيد محمدمهدی شهيدی، سيد علی صالحی بافقی، حميده طرزی،

زيبا كاوه‌يی و كامبيز منوچهريان ... بخوانيد

 

گردشی در باغ‌های فردا: از موزه‌ها تا باستان‌شناسی زير دريا

مقاله‌يی از كاوه احمدی علی‌آبادی

تا كنون به طبيعت خاكی زمين به مثابه‌ی باغ‌ها توجه شده است و بخش بزرگی از طبيعت زير اقيانوس‌ها و درياها به عنوان باغ‌هايی دريايی نگريسته نشده است،. اما زيبايی‌های دنيای طبيعی و منحصر به فرد زير آب‌ها از هيچ نظر قابل مقايسه با زيبايی‌های روی زمين نيست، چه از منظر تنوع زيستی موجود در آن و پوشش گياهی و مرجانی‌شان و حيوانات دريايی و بعضا ناشناخته چه از ديد زيباشناسی رنگ‌ها در زير آب. كافی‌ست يك كشتی شكسته‌ی غرق‌شده نيز در بستر دريا وجود داشته باشد تا معماری باغ دريايی را كامل كند و تنوع زيستی آن را حيرت‌آور. اين در حالی‌ست كه در زير آب، آثار باستانی بسياری‌ست كه تنها معدودی از آن‌ها يافت شده است ... ادامه

 


 
 

 

آغاز فصل سرد

از سال‌روز تولد «فروغ» كه بی سر و صدا گذشتيم، بياييد تا دست‌كم به بهانه‌ی سال‌روز رفتن‌اش در بهمن ماه باز يادآورش شويم، كه انگار رفتن او «آغازی‌ست بر فصل سرد» و بايد به آن «ايمان آورد»:

سلام ای شب معصوم!

 

ميان پنجره و ديدن

هميشه فاصله‌يی‌ست

چرا نگاه نكردم؟

مانند آن زمان كه مردی از كنار

درختان خيس گذر می‌كرد ...

 

چرا نگاه نكردم؟

انگار مادرم گريسته بود آن شب

آن شب كه من به درد رسيدم و ...*

* بريده‌يی از شعر «ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد» از «فروغ»

 

قال و قيل

اگر از روزهای نخست يا دست‌كم از چند سالی قبل هم‌راه «فروغ» شده‌ايد، حتما نام «محمدرضا كلاهی» برای‌تان آشناست. او يكی از سه نفری بود كه اين‌جا را به راه انداختند و البته مدتی‌ست كه مشغله‌اش و علائق‌اش و شايد هم دل‌تنگی‌هايش كاری كرده‌اند تا نوشته‌هايش را در صفحات «فروغ» تازه به تازه نبينيم.

به هر حال، او چندی‌ست كه پی‌گير و فعال وب‌لاگ شخصی‌اش را اداره می‌كند. اگر از جامعه‌شناسی و مطالعات فرهنگی و مباحث دين‌شناسی خوش تان می‌آيد، در صفحه‌ی «قال و قيل» او حتما لقمه‌ی دندان‌گيری می‌جوييد.

 

ماه‌نامه‌ی «فروغ»

نسخه‌ی كاغذی ماه‌نامه‌ی «فروغ» در حال حاضر با شمارگان اندكی منتشر می‌شود، اما اين امكان مهياست تا علاقه‌مندان نسخه‌ی الكترونيكی آن را به رايگان تهيه كنند.

در صورت تمايل به دريافت نسخه‌ی كاغذی و برای اشتراك، با نشانی مجله (info [@] forough [.] net ) مكاتبه و درخواست خود را اعلام كنيد تا شرايط اشتراك به شما اعلام گردد.

از اين پس و در ارسال شماره‌های آتی «فروغ»، از خدمات پست سفارشی بهره  برده می‌شود تا نگرانی‌های مربوط به عدم وصول نسخ نشريه، هم برای مجله هم برای مشتركان، بر طرف گردد. به همين خاطر، لطفا علاقه‌مندان به اشتراك، نشانی پستی خود را به طور كامل و دقيق به مجله اعلام كنند.

 

دريافت نسخه‌ی الكترونيكی ماه‌نامه:

- شماره‌ی 4 (شهريور و مهر 1386)

- شماره‌ی 3 (تير و مرداد 1386)

- شماره‌ی 2 (اردی‌بهشت و خرداد 1386)

- شماره‌ی 1 (فروردين 1386)