|
|
|
|
|||||||||||||||
|
ملا نصرالدين: خنياگر خنده و خرد نگاهی تازه به زندهگی و شخصيت ملا نصرالدين (بخش نخست) برای هشتصدمين سال تولد اين انديشهمند خراسانی محمود كوير
اين نوشتار که نتيجهی سالها کوشش و بررسی من است، کوتاه شدهی زندهگی خواجه پيروز يا ملا نصرالدين است. نگاهی تازه به زندهگی و کارهای اين فيلسوف خندان تاريخ ايران. من به همراه اين رساله صدها عکس و مينياتور و طرح و فيلم و نمايشنامه و مجسمه از ملا گرد آوردهام. همچنين اين رساله با يک کتابشناسی همراه است که در آن کوشيدهام تا هر کتابی را که در بارهی ملا در هر کجای جهان، نوشته و چاپ شده است، معرفی كنم.
فرهنگ شادمانی، بخشی از فرهنگ زندهگیست. شادمانی و خندستانی کردن در ادب فارسی سه بخش مهم دارد: هزل: رسوا کردن و برهنه کردن خصوصيات فردی و پنهانی افراد است و دنيای ممنوعهها را در بر میگيرد، مانند هزليات سعدی و مولانا و ... هجو: نيشخندیست بر اخلاق و منشهای انسانها و جنبهی فردی آن قویتر است، مانند هجويات سنايی و سوزنی سمرقندی و انوری و ... طنز: گريه-خندههای عارفانه بر زندهگیست. کشف و برهنه کردن تضادها و ناهمآهنگیهای زندهگیست. سمت و سوی اجتماعی دارد. رقص بر شمشير است. هر سه اما، زمينههای نوشتاری و گفتاری در ادب فارسی دارند، مانند کارهای عبيد زاکانی و بخشی از کارهای سعدی و دهخدا و صادق هدايت و ... در اقليم ستم و مگو و مکن و مبين، طنز و به ويژه طنز شفاهی رونق میگيرد تا دمی خنده بر لبها بنشاند و آرامش بخشد. طنز اينجا لبريختههای شادی و رنج است. چنين است که هزالان، بذلهگويان، شوخان، ظرفا، دلقکان يا تلخکان، مسخرهگان، مغفلان، فضولان در ايران بسيار بوده و بين مردم مورد توجه بودهاند. نوشتن هزليات، هجويات و مطايبات در ادب فارسی و بين بزرگانی چون مولانا و سعدی رايج بوده است و از فنون اين رشته بسيار میتوان نام برد، مانند نقيضهگويی، شهرآشوبی، نادرهگويی، لودهگی، فکاهت، فضولی، ظرافت، شيرينزبانی، شوخچشمی، زنخزنی،حاضرجوابی، مزاحگويی، مضحکهگردانی، متلکپرانی، لطيفهگويی، دست انداختن و ريشخند کردن. لطيفه و نکته اما، در اين ميانه از گستردهگی و اهميت بسيار برخوردار است. کوتاه و پرمعنی و پرجوش. شناخت منشها و روشها و ارزشهای يک جامعه بدون توجه به دنيای خنده و گريههای آن اجتماع غيرممکن است. دنيای ابوبکر ربابی و تلخک تا کريم شيرهيی و ... تلخک يا طلحک يا دلقک از قديمیترين نامهاست که برای ما به يادگار مانده است. دلقک دربار يکی از سياهترين چهرههای تاريخ، سلطان محمود غزنوی (در سدهی چهارم) ببينيم با ستم چه میکند:
سخن بر سر يکی از بزرگترين و سرشناسترين اين گونه انسانهاست. مولانا نصرالدين، فيلسوف و انديشهمند بزرگ، انسان والا و عارف نامدار جهان ماست. او نيز چونان ديگر عارفان و درويشان شيدا و شوريده، گرد جهان میگشت و بذر خرد و شادی در جهان میافشاند. او نيز مانند شمس تبريزی از ترس متعصبان هر روز را در گوشهيی از جهان سفر میکرد. چنانکه همين حاجی فيروز خودمان که همان هوتی و ملا نصرالدين سرزمين ماست. اين آموزگاران شادیآفرين در ايام نوروز در کوچه و بازار با خنده و شادی به جنگ مرگ و ترس میرفتهاند و برای پنهانکاری و شناخته نشدن، صورت خود را سياه میکردهاند. چهرهی انسانی و انديشهمند او را گرد و غبار زمانه نتوانست که پنهان دارد و گويا تنها در سرزمين ما که زادگاه و پرورشگاه شادی و خنده و عرفان بوده است، تصويری روشن از اين قهرمان مردمی و اين چهرهی والای ادبيات تودهها و انسانی که در جهان کمتر مانندی دارد، به دست داده شده است. برای هفتصد سال او قهرمان داستانهای شادیآور و طنزآميز در خاروميانه، هند، چين، شمال آفريقا و بالکان بوده است. او در سياهترين روزگار نامردمیها که همهی ارزشهای انسانی لگدمال و خوار و خفيف شده بود، با کولهباری از اميد و شادی بر گرد جهان ما به چرخش درآمد، اميد بخشيد و شادی آفريد و سينه به سينه بال کشيد و در قلب همهی عاشقان جهان آشيانه گزيد.
داستانهای او به دهها زبان ترجمه شده است، مانند انگليسی، روسی، فرانسه، آلمانی، چينی و ديگر زبانها. برای کتابشناسی در اين زمينه به جای ايران، مجبور بودم جاهای ديگری را جستوجو کنم، زيرا در سرزمين ما رسم بر اين است که هنرمندان و نخبهگان و فلاسفه را میکشيم، میسوزانيم و کاه در پوستشان میکنيم و سپس برایشان بارگاه میسازيم. مگر عين القضات و سهروردی و نسيمی و طبری و ... را از ياد بردهايم. پس آنان نيز هماره آوارهی سرزمينهايی مانند هندوستان و ترکيه و افغانستان و انگليس و مصر شدهاند. من نيز نخست با پژوهشگر افغانی، ادريس شاه، در اين زمينه آشنا شدم و سپس به هند و ترکيه و ... راهی شدم. بر طبق فهرست کتابشناسی که به کمک کتابخانهی بريتانيا، توپکاپی و کتابخانهی آن و کتابخانهی ملا نصرالدين و کتابخانهی نظامی باکو و کتابخانهی مؤسسهی علوم آسيايی و آفريقايی تهيه کرده ام، از سال 1844 تا 2002 کتابهای ملا بيش از 356 بار در جهان (به غير از ايران) تجديد چاپ شدهاند، برای نمونه به برخی از قديمترين آنها اشاره میکنم تا بدانيم که ملا با خرش تا کجاهای جهان سفر کرده است: 1844. داستانهای هجی نصرالدين افندی، ايپسويچ، انگلستان. 1853. الجزيره، داستانهای ملانصرالدين. 1853. نسيم مألوف در کنستانتوپول به ترکی و فرانسه. 1853. پن آنتون در بخارست با عنوان «نستران هوجا». 1854. لندن، ويليام بورخارد. داستانهای خجا نصرالدين. 1859. فرانسه، داستانهای ملا 1876. پاريس، داستانهای ملا، دکوردمانژه. 1878. بروکسل، ملانصرالدين. 1899. بوداپست، داستانهای هوکا. در سال 1913 البرت آدس و آلبرت جوزی پوويچی در مصر به گردآوری داستانهای ملا پرداخته داستانهای جوحا را به زبان فرانسه در سال ۱٩۱٩ منتشر کردند. اين کتاب به هفت زبان ترجمه شد. بر اساس آن نمايشنامهيی نوشته شد و سپس از روی آن فيلمی ساختند که در سال ۱٩٥٨ جايزهی فستيوال کن را از آن خود کرد. در آمريکا برنهام هنری، کتابی در سال 1924 با عنوان «خوجا، داستانهای ملا نصرالدين» منتشر کرده است. اولين چاپ داستانها در روسيه (تا آنجا که من يافتهام) 1936است، که يک نسخهی آن در کتابخانهی مؤسسهی آسيايی آفريقايی لندن هست. در اين کتابخانه سیوشش کتاب از ملا نصرالدين موجود است. در روسيه فيلمی نيز با عنوان ماجراهای ملا نصرالدين ساخته شد. کتاب اخبار جوحی نوشتهی عبد الستار احمد فراج در سال 1954 در قاهره به چاپ رسيد و در سال 1980 تجديد چاپ شد که از اهميت زيادی برخوردار است. در سال 1982 نوادر جحا در بيروت در کتابخانه دار الافاق چاپ شد. پل لونده، استاد دانشگاه کاليفرنيا و پرفسور در ادبيات عرب و ترک و ايران، مینويسد: "به گمان که ايدهی دن کيشوت را از داستانهای ملا گرفتهاند. میدانيم که سروانتس چند سالی در زندان الجزيره بود و فرصت کافی برای آشنايی با اين داستانها را داشته است." غير از چندين کتاب که پژوهشگر سرشناس، ادريس شاه، در بارهی ملا نوشته است، بايد از پترف ان باراتف و يان باسکوز ياد کرد که در دانشگاه اينديانا کتابی را به نام «من، ملا نصرالدين، هرگز نخواهم مرد» منتشر کردند. اين کتاب دارای دو مقدمهی در خور اهميت است. کتاب در خور توجه ملا در ايران، کتابیست که در سال 1331 در انتشارات علمی و به وسيلهی علی علمی به چاپ رسيده است و کتاب مصور ملا نصرالدين نام دارد. در سال 1319 محمد رمضانی در تهران، داستانهای ملا را منتشر کرده بود و بعدتر در سال 1349 نيز، انتشارات گلشن، داستانهای ملا نصرالدين را از آريانپور کاشانی منتشر کرد. يکی از کارهای خوب در بارهی ملا، کتاب طنز و شوخطبعی ملا نصرالدين، نوشتهی عمران صلاحیست که در سال 1379 به وسيلهی انتشارات نخستين به چاپ رسيده است. داستانهای ملا دهها بار به شکل جزوههايی برای سرگرمی در ايران به چاپ رسيده است. به سبب شهرت جهانی و خدمت بزرگ او به انسان و انسانيت، يونسکو در کنفرانس سال 1995 بر آن شد تا سال 1996 – 1997 را سال جهانی ملا نصرالدين اعلام دارد. پسرعموهای ملا در سراسر جهان شهرت بسيار دارند. آنان عبارتاند از: بوتز در نروژ، آنانسی در آفريقا، چلميتس در لهستان، کويوت در شمال آمريکا، آکيرو در ژاپن، نسترادين در يونان و رومانی، جک در انگلستان، ايوان در روسيه. و آيا لائوتسه در چين همين روش را برای آموزش پیروان خويش به کار نمیگرفت؟ مگر عبيد و سعدی و مولانا همين راه، يعنی داستانهای طنز و هزل را برای آموزش به کار نمیبردهاند و همه از ملا ياد نکردهاند؟ در چين از شيوهی داستانهای ملا برای آموزش کودکان و آشنايی آنان با فلسفهی چينی استفاده میکنند. يکی از داستانهای مشترک ملا و آنان از اين قرار است:
از اين داستان يک فيلم انيميشن به وسيلهی سيمون رانکين، به نام الاغ ملا، برای کودکان ساخته شده است. بودای خندان يا هوتی ژاپنی، خدای شادمانیست و با کولهباری از خنده و هديه در جهان میگردد و در دستی نيز بادبزن آرزوها را دارد. او يکی از هفت خدای خوشبختی در بين مردم است که همواره در ميان انبوهی از کودکان ديده میشود. آيا هوتی با هوجی يا حاجی فيروز ما نسبتی دارد؟ داستانهای ملا نصرالدين از سواحل دريای اژه تا توکيو شهرت دارد. همچنين مجسمهی بزرگی از او سوار بر خرش در ميدانی در بخارا قد برافراشته است. کتابخانهی بزرگ طنز به نام مارک تواين که در سدهی نوزدهم ايجاد گرديده است، داستانی از ملا را در خود دارد که نشان میدهد داستانهای وی در بغداد رواج داشته است. در اين کتاب داستانهايیست که ملا را با تيمور در آق سرا نشان میدهد، اما بايد اين داستانها برساخته شده باشد، همچنان که ديدار حافظ و تيمور را هم برساختهاند. اولين مسابقهی بينالمللی کارتونيستها به نام ملا نصرالدين در سال 2002 با شرکت هفتادوپنج کارتونيست در آذربايجان برگزار شد. در هند صوفی جوان و هنرمندی، به همراه خانوادهی خويش به اجرای نمايشنامههايی بر اساس داستانهای ملا نصرالدين پرداخته است. اين نمايشنامهها نوشته و کار سليم غوث است. او میگويد که مولانا صوفی و فيلسوف بزرگی بوده که زمانهی ما به شنيدن پيام انسانی او نياز دارد. دکتر کلويو نارانجو، روانشناس و نويسنده و استاد دانشگاه برکلی در کاليفرنيا، نظريهی جديدی را مطرح کرد ه است. او میگويد: "عدم دلبستهگی به زندهگی و رنج و اندوه بسيار را که ناشی از نرسيس میدانستهاند، میتوان با راههای جديدی از ميان برداشت." او تئوری خويش را «تئوری نصرالدين در بارهی نرسيس» میخواند. او مینويسد که اين تئوری بر اساس يکی از داستانهای ملانصرالدين شکل گرفت و آن داستان از اين قرار است:
يعنی که ما دنبال کليدی برای رهايی از زندان رنج و اندوه میگرديم، اما در جايی به اشتباه. اين اشتباه به تدريج به يک باور تبديل میشود و اين بنيان رنج و اندوه ماست. قهرمان اصلی کارتونهای مشروطه، ملا نصرالدين بود که بيشتر در تبريز انتشار میيافت. جليل محمد قلیزاده، هنرمند ارجمند آذربايجان، با انتشار نشريهی ملا نصرالدين به ستيز با ستم و استبداد برخاست. او از سال 1906 تا 1917 اين نشريه را در تفليس منتشر کرد. در 1921 در تبريز آن را نشر داد و در ده سال پس از آن، در باکو به نشر آن پرداخت. بيستوپنج سال تمام ملا نصرالدين مانند کبوتری از خانهيی به خانهی ديگری در ايران پر کشيد. گروه تآتر و رقص سرشناس انگليس به نام «آ. ام. آی. سی. آی.» همراه با يک گروه مصری نمايشی از ملا را بر صحنه آوردهاند. کارگردان نمايش میگويد: "شايد بهتر است به جای آن که راههای خودمان را برويم، تلاش کنيم تا راههايی را که مردمان از ملا نصرالدين آموختهاند، دنبال کنيم. آن گاه جامعهيی آرامتر و با مداراتر خواهيم داشت." در سال 1958 فيلم جوحا، ساختهی مشترک تونس و فرانسه، به کارگردانی ژاک باراتيه و بازیگری عمر شريف و زينا بوزانيه برندهی جايزه فستيوال کن گرديد. ريچارد ويليامز، کارگردان سرشناس سينما و برندهی جايزهی اسکار و تهيهکنندهی فيلم راجر رابيت و گوفی در سال 1966 داستانهای ملا را مصور کرد و سپس فيلم دزد و پينهدوز را بر اساس آن ساخت. اين فيلم مبنای فيلمهای علاءالدين گرديد و در 1995 نيز فيلم شبهای عربی را از روی آن ساختند.
شگفتا که بر يکی از هزاران مزار او در هزار گوشهی اين جهان، دری با قفلی بزرگ و بسته نهادهاند، اما آن سوی مزار باز است و دری ندارد!
ادامه دارد ...
|
|