سال ششم

بيست‌ويك بهمن 1386

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

هنگام

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

q_hengam

[@] yahoo [.] com

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1386

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

«زاده‌ی به‌هنگام» و «آخرين نوش»

گردآوری و ترجمه‌ی هنگام

 

آنا آخماتووا در كهن‌سالی

«آنا آخماتووا» تخلصی ادبی‌ست از نام «آنا آندريونا گورئنکو». اولين شوهر آنا، گوميلف بود (شاعر معروف روس که به جرم ضدانقلابی بودن اعدام شد) که در زمان حيات وی او يکی از برجسته‌ترين شعرای اوج‌گرا شد. او خالق بخشی از به‌ترين اشعار عاشقانه‌ی ادبيات روس است، زنی که گرچه افسرده و غم‌گين ولی اميدوار به تحولات اجتماعی‌ست. هم‌چون ساير شاعران جنبش اوج‌گرا با زبان کنايه و اشاره و سانسور سخن می‌گفت. او می‌نويسد که در شعرش آن قدر استعاره و مخفی‌کاری داشت که انگار با جوهر نامرئی نوشته شده است.

کتاب دوم شعرهايش به نام «تسبيح» (1914) برای او شهرت را به ارمغان آورد. شعرهای اوليه‌ی او که به زبان اشاره، تلويحی و خودمانی سروده می‌شد، به تدريج به سوی شعرهای خشن کلاسيک پيش رفت، خصوصا در شعرهای کتاب «تحريک دسته جمعی» (1917) و «آنو دومينی» (1922). رشد انزجار و نفرتی که آرمان‌های مذهبی و شخصی از عوامل پديدآورنده‌ی آن در شعرهايش در زمان روسيه‌ی شوروی بودند، سبب گرديد که وی برای يک دوره‌ی زمانی طولانی سکوت پيشه کند و شاه‌کارهايش مانند «شعر بدون قهرمان» و «رکوئيم» سال‌های بعد در خارج از کشور منتشر گرديد.

 

در اين‌جا با خواندن ترجمه‌ی دو شعر از او که قبل و بعد از انقلاب بلشويکی سروده است، بيش‌تر با او آشنا می‌شويم.

 

زاده‌ی به‌هنگام

(1913)

 

من به‌هنگام  زاده شده‌ام

اين تنها زمان مقدس است،

اما خدای بزرگ به روح بی‌چاره‌ام

اجازه‌ی زنده‌گی بی‌فريب بر روی زمين نداد.

 

و از اين روی،

خانه‌ام تاريک است

و از اين روی،

تمامی دوستان‌ام

چون پرنده‌گانی غم‌گين، در دمادم غروب

آوازی از عشق می‌خوانند

که هرگز بر روی زمين نبوده است.

 

آخرين نوش

(1934)

 

می‌نوشم،

به سلامتی خانه‌يی که گم شده است

به سلامتی اين لعنتی زنده‌گی‌ام

به سلامتی تنهايی‌ام با تو

و به سلامتی آينده‌ی تو، به‌روزی‌ات، …

 

به سلامتی لب‌هايی که به من خيانت کردند

به سلامتی چشم‌هايی چون مردار سرد

به سلامتی اين جهان بدکردار

و خدايی که ما را پناه ندهد.

 

Ç