|
|
|
|
|||||||||||||||||||
|
ملا نصرالدين: خنياگر خنده و خرد نگاهی تازه به زندهگی و شخصيت ملا نصرالدين (بخش دوم) برای هشتصدمين سال تولد اين انديشهمند خراسانی، به قلم محمود كوير ملا يعنی دانشمند، مانند ملای روم که نام جلالالدين بلخیست و در بلوچستان نيز مولوی، دانشمند دين است. مولوی از بلخ تا ترکيه همين معنی را دارد. در ترکيه نيز او را هجا خوانند، هجا به معنی آموزگار است. خواجه از نامهای کهن ايرانی و در رديف پير مغان و پير خرابات و آموزگار، تا زمان ما بوده است. مانند خواجه نظامالملک و خواجه نصيرالدين توسی. همين خواجه بعدها به خجی و با تغيير جای نقطهها که کار رايج کاتبان و نسخهبرداران بوده به حجی و جحی و جوحی و هوکا تغيير يافته، چنانچه در مصر او را جحی خوانند ... ادامه
پارهی نخست نوشتار انتقادی صالح تسبيحی کامنتگذاری که اساسا همان ابراز نظر باشد و نتيجهی خوشآيند نشريات اينترنتی هم هست در وبکدهی فارسی ما، در زبان ما تبديل شده به محلی برای برونريزی احساسات سرکوبشده و اهانتها و تذکرهای تندی که عموما رويمان نمیشود رو در روی هم بگوييم. آيا حضور مجازی معکوس حضور فيزيکی ماست؟ به نظر میرسد وضعيت سياسی اجتماعی سدهی اخير، سانسورها و قوانينی که نويسنده را مورد تعقيب قرار میدهند هم تمايلمان را به پردهپوشی و ايجاد حاشيهی امنيتی توسط نام مستعار بيشتر کرده است ... ادامه
ضد ارغنون: «شوهران نمردهاند، نيمهجاناند» بازپردازی به فيلم «مرد خانواده» توسط كاوه احمدی علیآبادی جك كيمبل میخواهد برای ادامهی تحصيل به انگلستان برود. دوستاش كيت كه برای وداع با او به فرودگاه آمده از او میخواهد تا اگر میشود، نرود و با هم يك زندهگی جديد و مشترك را آغاز كنند، اما جك با وجود همدردی با او، به كيت میگويد كه بايد برود و میرود. سيزده سال بعد ... ادامه
داستانی كوتاه از وحيد آقاجانی بالای صفحهی مانيتور با حروف bold تايپ كردم: آدامس بیكربنات، و رفتم سر سطر بعدی تا اينبار داستان را بدون آن كه ايدهی اوليه و طرح خاصی در ذهنام باشد بنويسم. صرفا بر مبنای اسمی كه دفعتا انتخاب كردم. اين اسم وقتی داشتم آدامس بیكربنات میجويدم به ذهنام خطور كرد. چند دقيقهيی پنجههايم روی كیبورد بیحركت ماند و همينطور كه خيره بودم به صفحهی سفيد روبهرويم و آدامس میجويدم، چند طرح داستانی در ذهنام شكل گرفت: شرح حالات ويژهيی كه حين جويدن آدامس بیكربنات برای من يا ديگران رخ داد و يا ممكن است رخ بدهد. بیكربنات مرا همينطوری بیدليل به ياد پتاسيم میاندازد، مثل همين انتخاب بیدليل اسم برای داستانام ... ادامه
شانزده طرح نوشتاری و دو عكس از انسيه سياوش 1 كمكم سپيدی پوشاند نرمنرم چشمهام در حسرت دو باره نگاه رسيد مرگ ... از نگاه دو باره زيستن ... بخوانيد و ببينيد
«ولنتاين تو» و پنج عاشقانهی ديگر چند شعر عاشقانه از ايليا ديانوش هيچکس ولنتاين کسی نيست مگر اينکه در شبه جزيره شاخههای رز به عشاق بفروشد آنهم به سالی که کلاديوس دوم پادشاه سرزمينهای حجاز است و شبه حجاز و فروش گل سرخ غير مجاز ... ادامه
آثاری از سيد علی صالحی بافقی و كامبيز منوچهريان ...
چند شعر از خانم فرشيد افشار، به انتخاب و با يادداشتی از فيروزه خرمشاهی مجموعه شعر «البرز و فصل اقاقی» شامل سرودههايیست برگرفته از طبيعت و ملهم از متن جاذبههای زندهگی و انعکاسی از گذران عمر در خانههای دلانگيز دهههای پيشين در کوچه محلههای قديمی تهران و قرار در دامنهی کوهها، تپهها و دشتها، نشانیاست از دلبستهگیهای دیروز در هزارتوی نشانههای امروز و راهیست روشن به مقصد زلال لاهوت و آرامش ... ادامه
|
|