سال ششم

بيست‌وشش اسفند 1386

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

سيد علی صالحی بافقی

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

alisalehi7

[@] yahoo [.] com

 

پژمان طرفه‌نژاد

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

pezhman.t

[@] forough [.] net

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1386

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

رنگ كلمه: پنج اثر از پنج شاعر

آثاری از سيد علی صالحی بافقی و پژمان طرفه‌نژاد

 

دو شعر

سيدعلی صالحی بافقی

 

کشف

و به جاذبه‌ی سيبِ ماه

از ريشه

به شکل درد در می‌آيم و

بر لبان‌اش خراب می‌شوم.

کاشفِ کدام راز سر به مِهرم می‌توانی باشی؟

 

قرينه

تو بُرده بودی

قلبی را که من باخته بودم ...

مغلوبِ کوچکی نبوده‌ام من،

تو هم فاتح بزرگی ...

 

Ç

 

خون‌بهای خسته‌گی

پژمان طرفه‌نژاد

 

چشم‌های ساده‌ام خسته‌ی نگاه‌ها

طاقتی که طاق شد در حضور آه‌ها

يک اميد بی‌رمق در دل‌ام نشسته است

خسته می‌کند مرا امتداد راه‌ها

ای خدای روشنی من باورم نمی‌شود

حسرت شبانه شد سهم بی‌پناه‌ها

با تمام خسته‌گی باز هم صدا زدم

انعکاس درد را در گلوی چاه‌ها

قطره قطره اشک شد بغض‌های ساکت‌ام

پس چرا نيامدی روز و ماه و سال‌ها*

مخمل لطیف عشق زیر پای مرده‌گان

آسمان اسیر شب جشن دل سیاه‌ها

صوفیان ساده‌گی مست آسمان شدند

شب، ریا، دروغ، درد، سهم خانقاه‌ها

در افق کسی مرا سال‌هاست می‌تپد

خون‌بهای خسته‌گی‌ست دشت کوره‌راه‌ها

بوسه بر لبان ترس، نو عروس وحشت‌ایم

جای عشق را گرفت عاقبت گناه‌ها

تا طلوع چشم تو پلک هم نمی‌زنم

گرچه خسته می‌شوم در مسير راه‌ها

 

* اشکال قافیه عمدی‌ست.

 

Ç