|
|
|
|
||||||||||||||
|
رنگ كلمه: پنج اثر از پنج شاعر آثاری از سيد علی صالحی بافقی و پژمان طرفهنژاد
سيدعلی صالحی بافقی
کشف و به جاذبهی سيبِ ماه از ريشه به شکل درد در میآيم و بر لباناش خراب میشوم. کاشفِ کدام راز سر به مِهرم میتوانی باشی؟
قرينه تو بُرده بودی قلبی را که من باخته بودم ... مغلوبِ کوچکی نبودهام من، تو هم فاتح بزرگی ...
پژمان طرفهنژاد
چشمهای سادهام خستهی نگاهها طاقتی که طاق شد در حضور آهها يک اميد بیرمق در دلام نشسته است خسته میکند مرا امتداد راهها ای خدای روشنی من باورم نمیشود حسرت شبانه شد سهم بیپناهها با تمام خستهگی باز هم صدا زدم انعکاس درد را در گلوی چاهها قطره قطره اشک شد بغضهای ساکتام پس چرا نيامدی روز و ماه و سالها* مخمل لطیف عشق زیر پای مردهگان آسمان اسیر شب جشن دل سیاهها صوفیان سادهگی مست آسمان شدند شب، ریا، دروغ، درد، سهم خانقاهها در افق کسی مرا سالهاست میتپد خونبهای خستهگیست دشت کورهراهها بوسه بر لبان ترس، نو عروس وحشتایم جای عشق را گرفت عاقبت گناهها تا طلوع چشم تو پلک هم نمیزنم گرچه خسته میشوم در مسير راهها
* اشکال قافیه عمدیست.
|
|