|
|
|
|
||||||||||||||
|
پروندهی احياشده بازآفرينی فيلم «گمشده» كاوه احمدی علیآبادی
تحقيقات اوليه: چارلز خبرنگاری آمريكايی كه از فعالان چپ است و در شيلی به روزنامهنگاری مشغول شده، ناپديد میگردد. او، همسر و دوستاناش از فعالان همفكرند. گزارش اول پرونده: پدر چارلز در آمريكا به محض اين كه از مفقود شدن پسرش مطلع میشود، خود را به شيلی میرساند. همسرش در صدد است تا وقايع را آن گونه كه به وقوع پيوسته برایاش شرح دهد، اما پدر چارلز پسر و همسرش را محكوم میكند كه بسياری از وقايع به وقوع پيوسته تقصير آنهاست: "اشخاصی مثل شما با افكار ايدهآليستی وضع را خراب جلوه میدهند و آن را خرابتر میكنند." همسر چارلز میگويد: "ما سعی میكنيم خود دنيايمان را درك كنيم، آنطور كه خودمان میبينيم و میفهميم." گزارش دوم: مقامات با پدر چارلز ديدار میكنند. با اين كه شاهدانی ديدهاند نظاميان چارلز را سوار كاميون كرده و با خود به زور به داخل استاديوم بردهاند، اما ارتش و مقامات مسؤول، هرگونه اطلاعی را از وجود او انكار میكنند. برخی از مقامات مدعیاند كه ممكن است مخالفان حكومت او را دزديده باشند تا بگويند كه حكومت مخالفان و آمريكاييان را بازداشت میكند. مقامات به پدر چارلز میگويند كه به نفع تحقيقات است كه فعلا با خبرنگاران مصاحبه نكند. گزارش سوم: يكی از دوستان چارلز برایشان شرح میدهد كه چهگونه نظاميان او و چارلز را با خود بردند و پس از جدايیشان او را آزاد میكنند، ولی او ديگر چارلز را نمیبيند. او از هجده ساعت كار در شبانهروز آنان سخن میگويد و پدر چارلز از اين همه پشتكار پسرش بهتزده میشود و میپرسد: "با اين همه كار به او چه میدادند؟" خانمی كه از دوستان آنهاست، پاسخ میدهد: "احترام، ارزش!" و پدرش میگويد: "با احترام و ارزش به آدم حتا هاتداگ هم نمیدهند." سفير آمريكا میخواهد تا پدر چارلز را ببيند. او مدعیست كه دولت آمريكا با وقايع اين كشور هيچ ارتباطی ندارد. پدر چارلز نيز اذعان میكند كه او كاری با سياست ندارد و تنها میخواهد پسرش را سالم پيدا كند. گزارش چهارم: آنها برای يافتن چارلز به هر كجا سر میزنند، در حالی كه ماشينی مدام ايشان را تعقيب میكند. به بيمارستان سر میزنند، او را نمیبينند. به جاهای مختلف، ولی همه به آنان میگويند: "متأسفايم!" گهگاه اجسادی را كه در رودخانه پرتاب شدهاند، مشاهده میكنند. هر جا میروند، فوجی جنازه به آنها نشان میدهند. جنازهی يكی از دوستان چارلز را میيابند، اما هرگز چارلز را پيدا نمیكنند، ولی آن قدر كشتار و جنايت ديدهاند كه آنها خود گواه همه چيز است. انگار پدر چارلز تازه پی میبرد تصور او از اوضاع بوده كه واقع گرايانه نبوده است و شرايط بسيار دهشتناكتر از چيزیست كه میپنداشت. او سفير آمريكا و ساير مسؤولان را مقصر معرفی میكند و آنان را متهم میسازد كه از ابتدا میدانستند چارلز كشته شده است. هنگامی كه پدر چارلز میخواهد از اتاق ملاقاتاش با سفير آمريكا كه به مشاجره كشيده شده، خارج شود، يكی از مسؤولان آمريكايی به او خاطر نشان میسازد: "پسر شما سرخود به اينجا میآيد و با مافيا درگير شده فعاليتهای مختلفی (غيرقانونی) انجام میدهد، بدون اطلاع ما. حالا كه به مشكل برخورد كردهايد به ما رجوع كرده ما را محكوم میكنيد! آدمی كه با آتش بازی كند، میسوزد." گزارش نهايی پرونده: به پدر چارلز اطلاع میدهند كه جنازهی پسرش را پيدا كردهاند. او زير گريه میزند و مقامات را تهديد میكند كه از ايشان شكايت كرده آنان را به محكمه خواهد كشيد.،ولی پرونده در ردهی محرمانه رفته راحت بسته میشود. تبعات گزارش پرونده در افكار عمومی جهانيان: با فيلم «گمشده» آن پرونده برای جهانيان دو باره باز شده و احيا میشود.
|
|