سال ششم

يك اردی‌بهشت 1387

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

شاهرخ ستوده فومنی

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

shahrokh.setoudeh

[@] gmail [.] com

 

سيد علی صالحی بافقی

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

alisalehi7

[@] yahoo [.] com

 

انسيه سياوش

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

ncsiavash

[@] gmail [.] com

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1387

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

رنگ كلمه: چهار اثر از سه شاعر

آثاری از شاهرخ ستوده فومنی، سيد علی صالحی بافقی و انسيه سياوش

 

سال‌های عاشق

شاهرخ ستوده فومنی

تقويم‌ها در گنجه

و

ماهيان قرمز فراری

در چهارراه‌ها

در خطوط عابران پياده مردد مانده بودند

و خورشيد

پريشان و تفته

از روزنه‌ی ترديد

به مرده‌گانی می‌نگريست

که در کوچه حمام آف‌تاب می‌گرفتند.

 

من

ره‌گذران غم‌زده‌يی را می‌شناختم

که به هوای خوردن هوای آلوده

به کوچه می‌آمدند.

تلفن‌های عمومی مقصدشان بود

اما

شماره‌های ممنوع را

انگشتان عاشق‌شان پيوسته در جيب می‌فشرد

بی‌جسارت مکالمه‌يی

حتا خاموش

در سکوتی ميان فاصله‌های تنفس

که ادامه‌ی ناگفته‌ها بود.

 

سکه‌ها

بی‌آن‌که

آن‌ها را برای آزمونی عاشقانه

خرج کنند

در لای انگشتان عاشق خواب می‌ديدند

با بوی سيگار و کافور.

 

ماهيان قرمز فراری

در چهارراه‌ها

در خطوط عابران پياده مردد مانده بودند

و خورشيد

پريشان و تفته

از روزنه‌ی ترديد

به مرده‌گانی می‌نگريست
که عصرها به هوای خوردن هوای آلوده

به کوچه آمده بودند و در سال‌های عاشق‌شان

سکه‌ها را

در جيب می‌اندوختند

و از فرط مرگ

برای حمام آف‌تاب در کوچه مانده بودند.

 

شعر شما ...

سيدعلی صالحی بافقی

 

اکنون که اين شعر را می‌خوانيد

من اين‌جا نيستم لابه‌لای اين حرف‌ها و سطرها

شايد کنار نقطه‌ی پايانی سطر آخر

با لب‌خندی انتظارتان را بکشم

شايد هم کنار الفِ اکنونِ خط اول

در انديشه‌ی خط زدنِ اين کلمات باشم

تا اين پله‌ی هفتم که اميدی به ياری‌تان نيست

می‌خواستم شعری بشکفد از چشم‌ها و دست‌های شما و نشد

می‌خواستم

اما

نتوانستم ...

 

Ç

 

دو طرح

انسيه سياوش

 

1

پای آن سبز درخت

زير آن ابر سپيد

            ياد كن واژه‌ی چشمان مرا

                        «چشم در راه تو ام.»

 

2 

آخرين اعلان

            رفتی با پاييز

آخرين نوشته

            با بهار نمی‌آيی

 

راه در زمان گم شده است!

 

Ç