سال ششم

بيست‌ونه اردی‌بهشت 1387

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

 

هم‌راهی با «فروغ»

كدهايی برای هم‌راهی

 

 

برای اين كه فروغ را به خوبی ببينيد، قلم ياقوت را اگر بر دست‌گاه خود نداريد، نصب كنيد.

 

© 1381 تا 1387

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

Etudes and Photos by Ensieh Siavash Translation of an Article from Edgar Morin, by Alireza Khoddami

 

در مرزهای هيچ‌كس‌ستان

بخش نخست از مقدمه‌ی كتاب «انسان و مرگ» اثر ادگار مورن با ترجمه‌ی علی‌رضا خدامی

در هيچ‌كس‌ستان مرزی كه گذار از حالت طبيعی به حالت انسانی اتفاق افتاد، گذرنامه‌ی معتبر علمی، منطقی و واضح انسانيت ابزار است: انسان ابزارساز. آن‌چه انسانيتِ انسان را متعين و منِ او را مشخص می‌سازد، ابزار است.

اما گذرنامه‌ی ديگری، اين بار احساس و عاطفی، وجود دارد كه موضوع هيچ روش‌شناسی، طبقه‌بندی و هيچ توضيحی نيست. گذرنامه‌يی بدون رواديد كه در عين حال حاوی اكتشافی‌ست حيات‌بخشنده به انسان. مراسم خاك‌سپاری يعنی نگرانی نسبت به وضع مرده‌گان و يا به عبارت ديگر، نگرانی نسبت به مرگ. در اين‌جا تكانه‌يی روحی دانش‌مند دوست دار و علاقه‌مند به موضوعات ماقبل تاريخ و يا انسان‌شناسی را به وجد می‌آورد. «اوژن پيتار» در كتاب خود با عنوان «تاريخ انسان‌های نخستين» به ما اطمينان می‌دهد كه انسان‌های نئاندرتال وحشيانی نبوده‌اند كه تا كنون در باره‌ی آن‌ها سخن گفته شده، آن‌ها مرده‌گان خود را به خاك می‌سپردند ... ادامه

 

از رنج مميزی

بخش نخست از سلسله يادداشت‌ها و مرورهای انتقادی شادی بيان در باره‌ی مميزی كتاب

در نمايش‌گاه کتاب ام‌سال (1387)، کتاب بسيار جالبی نظرم را به خود جلب کرد که ناديده ماندن آن در طول سال‌های هشتاد و هشتاد و يک (سال‌های انتشار کتاب) تا ام‌روز، برای‌ام امری نه چندان دل‌چسب می‌نمود. اين کتاب کار تحقيقاتی و پژوهشی کاملی‌ست بر روی هزاروچهارصد سند مميزی کتاب در سال هفتادوپنج که به همت دکتر احمد رجب‌زاده صورت گرفته است و بدون شک به عنوان يکی از آثار ماندگار و قابل ارجاع در حوزه‌ی مميزی کتاب در کشورمان قابل توجه است. قصد دارم در اين فرصت مروری بر مقدمه‌ی اين کتاب کنم و در فرصتی ديگر به مصداق‌های مميزی در سال هفتادوپنج (يکی از سال‌های شاخص مميزی) که در کتاب يادشده بر اساس موضوع، طبقه‌بندی شده و آمده است، بپردازم ... ادامه

 

 

 

 

زنان پارس

 

نه محدود به «آغاز سخن»

يادداشت نخست بخش تازه‌ی «زنان پارس» به قلم مريم بهرمن

... برای اين آغاز به سخن، بی‌اختيار، قرن‌ها تلاش گذشته‌گان‌مان تا به ام‌روز، به يک‌باره از ذهن‌مان گذشت. تلاش‌ها، کوشش‌ها و حرکت‌های گام به گام در سرتاسر اين دنيای خاکی تا آن‌جا که دست نوشته‌يی بود برای خواندن و با ذهنی برای بازگو کردن.

نزديک‌تر آمديم. مادران‌مان را به ياد آورديم هنگام تحقير شدن‌ها و متهم شدن‌ها به جرم خواسته‌ی «سوادآموزی» و «گسترش سواد»، آن زمان که آنان را بی‌دين می‌ناميدند و گروهی فرياد بر می‌آوردند که "وای به حال مملکتی که در آن مدرسه‌ی دخترانه تأسيس شود!" ... ادامه

 

جنبش حقوقی زنان در ايران

بخش نخست از يك مقاله‌ی پژوهشی توسط غزال شولی‌زاده

جنبش زنان حداقل نيمی از جمعيت جهان را مورد خطاب قرار می‌دهد. جمعيتی كه بر حسب طبقه، تحصيلات، مذهب، نژاد، مليت و آداب و رسوم متفاوت است. از طرفی، عوامل فرهنگی و ملی نقش نيرومندی در تضعيف، تقويت و شكل‌گيری جنبش زنان بازی می‌كنند. در مجموع موقعيت فرودست زنان در جهان مسأله‌يی عمومی و جهان شمول است ... ايران شايد بيش از هر كشور مسلمان ديگر پيوسته بر سر دو راهی سنت‌گرايی و مدرنيزاسيون قرار داشته است ... هدف از اين مقاله، ارائه‌ی تحليلی اجتماعی ـ سياسی از جنبش حقوق زنان ايران ـ جنبه‌هايی از فعاليت غيررسمی زنان كه دارای جهت‌گيری جنبشی بودند ـ در دوره‌های قاجار و پهلوی‌ست ... ادامه

 

زن و هويت‌يابی در ايران ام‌روز

معرفی يك كتاب توسط مريم ياسمين در «كتاب‌خانه‌ی زنان پارس»

... «هويت زنانه» مفهومی‌ست تاريخی، فرهنگی و اجتماعی. زنان به افراد، گروه‌ها و طبقات مختلف تقسيم می‌شوند. آنان نيز مانند مردان در بستر روابط اجتماعی و فرهنگی و مناسبات قدرت زنده‌گی می‌کنند و تغيير و تحول می‌يابند. هويت چه در بعد فردی چه در بعد اجتماعی روندی‌ست همواره در تغيير؛ به عبارتی، روندی‌ست پيچيده که در کنش متقابل دائمی فرد و جامعه در متن روابط شخصی و اجتماعی و مناسبات قدرت شکل می‌گيرد، توليد و بازتوليد می‌شود و تغيير و تحول می‌يابد ... ادامه

 

 

 

آشوب زمانه در شاه‌نامه

كاوشی ديگر از محمود كوير در ميان ابيات شاه‌نامه

نشان شب تيره آمد پديد

رگ روشنايی بخواهد بريد

در تاريخ اين سرزمين، هرگاه که تمدن و فرهنگ و نهادها و نمادها و نمودهای آن رشد و گسترش يافته و آمده است تا پا بگيرد و ريشه بدواند و نهادينه شود، تندبادی سياه فرا رسيده و تومار همه چيز را در هم نورديده و آشوب و غوغا در ايران زمين در افتاده است.

اين تصويری از تاريخ ماست. چرخه‌يی که هر بار نفرين‌زده‌تر تکرار می‌شود ... ادامه

 

سعدی و نغمه‌ی ناساز

برگ سوم از «نفسی بيا و بنشين» به روايت عبد الرحيم ثابت

سعدی نغمه‌نيوشی‌ست که لطف آواز را در می‌يابد و جان تربيت‌شده و نغمه‌آموخته‌ی او را با زير و بم نغمه‌های خوش، حال‌ها و حکايت‌هاست. چون نغمه‌ی مرغی بشنود، جان‌اش پر پرواز می‌گشايد و هوايی می‌شود. نوشِ نغمه‌های دل‌نواز قوتِ جان و قوّت روان اوست:

چه خوش باشد آهنگ نرم حزين / به گوش حريفان مست صبوح

به از روی زيباست آواز خوش / که آن حظّ نفس است و اين قوت روح

گوش او هماره برای نوش زيباترين آواها گشوده است: سَمعی الی حسن الاغانی ... ادامه

 

 

 

 

درد دوستی

داستانی كوتاه از رضا كلاهی

در اتاق را كه باز كردم، قبل از هر چيز، تختِ بزرگِ دو نفره‌ی بالای اتاق، مانند نگينی درخشان، حضور قاطع خود را با زرشكی تندِ زمينه‌ی پتويش اعلام كرد. هم‌زمان كه چشم‌ام به تخت افتاد، بغضی هم به گلويم چنگ انداخت. تو در آن لحظه نبودی و نفهميدی. فهميدی؟

از: اميد

برای زیستن دو قلب لازم است (نه بیش‌تر و نه کم‌تر)  

اين، اولين سفر من به شمال نبود، ولی هيچ‌وقت به اندازه‌ی اين‌بار، از ماه‌ها قبل آرزوی سفر نداشتم، از هفته‌ها قبل، برنامه‌ريزی نكرده بودم، از چندين روز پيش، ريزترين جزئيات را برای چندمين بار مرور نكرده بودم، و از لحظه‌ی شروع، برای رسيدن لحظه‌شماری نكرده بودم. اما اين سفر، يك تفاوت اساسی با بقيه داشت: تو با من بودی. يادت هست؟ ... ادامه

 

 

 

تعاونی پنج، ساعت حركت 9:30 دقيقه

داستانی كوتاه از ايرج كيا

آذر را می‌بينم كه غش كرده و چندين زن سياه‌پوش دور او را گرفته‌اند و با پشنگه‌های ريز آب و بادبزنی كه دست خواهرش است، تلاش می‌كنند تا به هوش‌اش بياورند، و آذر هم گاه و بی‌گاه پلك‌هايش را باز می‌كند، چيزهايی زير لب زمزمه می‌كند و دو باره از حال می‌رود.

بر گونه‌های خواهرم نسترن، از چنگی كه با ناخن‌ها بر صورت‌اش می‌كشد خراش‌هايی ممتد ايجاد شده ... و خواهر بزرگ‌ترم مثل هميشه ساكت و سنگين نشسته است و در حسرت قل‌قل قليان‌اش كه نيست، پشت سر هم با نفسی بلند آه می‌كشد ... ادامه

 

بی‌سيم‌چی‌ها

داستانی كوتاه از وحيد آقاجانی

رتيل بود كه در برابر چشمان بيدارشده‌ام از تراورس سقف سنگر آويزان شده بود و يك‌راست داشت می‌آمد به سمت صورت‌ام. سرم را بی‌درنگ كنار كشيدم تا رتيل بيفتد روی پتوی لوله‌شده زير سرم و هراسان بگريزد درون يكی از رخنه‌های ديوار سنگی سنگر فرورفته در خاك‌ريز دور پای‌گاه، تا اين يكی را ديگر فرصت نكنم كه بگيرم و در قيفی كاغذی اسيرش كنم و نفتی روی آن بريزم و آتش‌اش بزنم و بيندازم‌اش كنج ديوار، كنار بقيه، تا مثل رتيل‌های قبلی ذغال شود ... ادامه

 

دختر رشتی!

داستانی كوتاه از علی‌رضا مجابی

جمشيد آقا گفت: "اين كه غصه نداره داش‌ام ماشين دم بن‌گاه هست، بنز، پاترول، هر چی بخواین، تكون بخورين رفتين و برگشتين!"

سرم را پايين انداختم و زير چشم نگاهی به مجيد انداختم: "قربون دست‌ات، همين كه سفارش ما رو به ناصر خان بكنی كافيه، صندلی پشت سر راننده!"

جمشيد آقا شماره‌گير را چرخاند و وسط راه زد تو سر غربيلك تلفن: "تعارف نمی‌كنم واه، همه جوره در خدمت‌ایم!"

مجيد نگاهی دزدكی به ماشين‌های شيك و براق توی نمايش‌گاه انداخت و با دست‌مال كاغذی عرق پيشانی‌اش را گرفت ... ادامه

 

شعرهای بن‌بست ستاره

آثاری از رضا چايچی، يزدان سلحشور،

حميد مزرعه، علی‌رضا مجابی (م. آذرفر) و ايرج ضيايی

 ... بخوانيد

 

 

 

 

رنگ كلمه: پنج اثر از يك شاعر

آثاری از

سيد علی صالحی بافقی ...

بخوانيد

 

دل تنگ می‌بری يا ابر چشمان‌ات خاكستری‌ست؟

هشت طرح نوشتاری و دو عكس از انسيه سياوش

گفتی بيا / بر زمين سنبل خواهم كاشت / و از آسمان ابرهای پاره پاره /

آمدم / بر زمين پياله شكسته‌يی يافتم / و بر آسمان تندری ... ادامه

 
 
 

 

كمی انتظار

شماره‌ی 134 دوهفته‌نامه با تأخير، و در يك‌شنبه نوزدهم خرداد 1387، منتشر می‌شود. دليل اين تأخير تلاش دست‌اندركاران مجله برای انتشار شماره‌ی جديد نسخه‌ی كاغذی «فروغ» است. به هر حال، به خاطر اين انتظار ناگزير از مخاطبان و هم‌راهان مجله عذر می‌خواهيم.

 

فهرست كوتاهِ مطالب اين شماره:

   انديشه و نگاه انتقادی

در مرزهای هيچ‌كس‌ستان / از رنج مميزی

   ê زنان پارس

نه محدود به «آغاز سخن» / جنبش حقوقی زنان در ايران / زن و هويت‌يابی در ايران ام‌روز

   ê فرهنگ و ادب برای هميشه

آشوب زمانه در شاه‌نامه / سعدی و نغمه‌ی ناساز

   ادبيات داستانی

درد دوستی

   ê كوچه‌ی آف‌تاب، بن‌بست ستاره

تعاونی پنج، ساعت حركت 9:30 دقيقه / بی‌سيم‌چی‌ها / دختر رشتی! / شعرهای بن‌بست ستاره

   تا دل‌تان بخواهد شعر

رنگ كلمه: پنج اثر از يك شاعر / دل تنگ می‌بری يا ابر چشمان‌ات خاكستری‌ست؟

 

بودن و مجازی بودن

«هادی صباغ»، دوستی كه لطف هم‌راهی و هم‌نفسی‌اش را خوب تجربه كرده‌ام و كاش بيش‌تر مجال‌اش پيدا كنم، از آن دسته اهالی نشر است كه به معنا و مفهوم واقعی كلمه می‌داند چه می‌كند. حالا او بعد از دور تازه‌ی وب‌نگاری‌اش، به يك خانه‌ی شخصی _ و به تعبيری ملك خصوصی _ نقل مكان كرده است. به نظر می‌رسد بايگانی تمام نوشته‌های دوره‌های مختلف وب‌نگاری‌اش را _ كه سابقه‌اش به اوائل سال 1381 باز می‌گردد _ به اين خانه آورده است؛ خانه‌يی كه فروتنانه _ و حتما به بيان قاطع خودش «صادقانه» _ اين‌چنين معرفی‌اش می‌كند:

شما كجا هستيد؟

نوشته‌های روزانه‌ی مردی متوسط الحال و درس‌نخوانده درباره‌ی فکرها، مشاهدات و علایقش. اگر به اتفاق گذارتان افتاده، چند پست گوناگون بخوانید. چنان‌چه نپسندید، بیشتر وقت‌تان را تلف نکنید ...

این وبلاگ در مرحله‌ی آزمایشی و نیمه‌ساز است؛ بنابر این نقص‌های زیادی دارد که از بابت آن‌ها عذر می‌خواهم.*

اين وصفی كه به اختصار از «هادی» گفتم، از زبان من ضرورتی نداشت، وقتی تك‌تك نوشته‌هايش، چيدمان پيوندهای كنار صفحه‌اش و تعلقات خاطرش به خوبی گويای همه چيز هستند.

آری، اين چند خط فقط ادای دينی مختصر است به آن برق نگاهی كه دوستی‌مان را رقم زد، و گپ‌هايی كه زده‌ايم و فيلم‌ها كه ديده و موسيقی‌ها كه شنيده‌ايم با هم. همين!

شهاب م.

 

* دستور خط اين بند مطابق آن شيوه‌يی‌ست كه «هادی» در وب‌لاگ خود می‌نويسد.

راستی، برای طرح و الگوی صفحه‌آرايی نسخه‌ی كاغذی مجله‌ی «فروغ»، مديون رفاقت و سليقه‌ی او هستم. [ش.م.]

 

 

 

 

ماه‌نامه‌ی «فروغ»

نسخه‌ی كاغذی ماه‌نامه‌ی «فروغ» در حال حاضر با شمارگان اندكی منتشر می‌شود، اما اين امكان مهياست تا علاقه‌مندان نسخه‌ی الكترونيكی آن را به رايگان تهيه كنند.

در صورت تمايل به دريافت نسخه‌ی كاغذی و برای اشتراك، با نشانی مجله (info [@] forough [.] net ) مكاتبه و درخواست خود را اعلام كنيد تا شرايط اشتراك به شما اعلام گردد.

از اين پس و در ارسال شماره‌های آتی «فروغ»، از خدمات پست سفارشی بهره  برده می‌شود تا نگرانی‌های مربوط به عدم وصول نسخ نشريه، هم برای مجله هم برای مشتركان، بر طرف گردد. به همين خاطر، لطفا علاقه‌مندان به اشتراك، نشانی پستی خود را به طور كامل و دقيق به مجله اعلام كنند.

 

دريافت نسخه‌ی الكترونيكی ماه‌نامه:

- شماره‌های 5 و 6 (بهمن و اسفند 1386)

- شماره‌ی 4 (شهريور و مهر 1386)

- شماره‌ی 3 (تير و مرداد 1386)

- شماره‌ی 2 (اردی‌بهشت و خرداد 1386)

- شماره‌ی 1 (فروردين 1386)