سال ششم

بيست‌ونه اردی‌بهشت 1387

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

سيد علی صالحی بافقی

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

alisalehi7

[@] yahoo [.] com

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1387

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

رنگ كلمه: آثاری از يك شاعر

پنج شعر و طرح از سيد علی صالحی بافقی

 

فرقی نمی‌کند ...

آن که سقوط می‌کند را (مثلا برگ)

اگر بگيری، پيش از خُرد شدن (فرض کنيد زير قدم‌های عاشقان)

مرگ نخواهد بود (البته از ايهامِ بهار، نمی‌گويم)

که رخ می‌دهد هر آن (با خش‌خشِ گوش‌خراش‌اش)

فريادِ جاودانه‌گی تواند بود (شايد ميانِ برگ‌های کتابِ شعری)

...

جای برگ در سطرهای بالا

نامِ کوچک مرا نيز

اگر بگذاری

فرقی نمی‌کند ...

 

به‌هنگامی

به‌هنگام اگر آمده بودم

به سکوتِ برگزار نمی‌شدم اين گونه

در سوگِ ثانيه‌هايی که خالی نمی‌ماندند

اگر به‌هنگام آمده بودی ...

تلاقی‌مان را

تنها حادثه‌يی شايد چاره باشد

از ريل خارج شدنِ قطار و نقضِ توازی ...

 

ساعتِ زنگ‌زده

زنگ نمی‌زنم،

زيرِ اين همه رنگ و نمی‌پوسم.

زنگ نمی‌زنم،

خواب‌آلوده‌تر از خروسانِ در حالِ انقراض

حتا اگر کوک باشم .

...

ساعتی که زنگ زده باشد،

زنگ نمی‌زند.

شب را ادامه دهيد!

 

برای ميلادت

در سر، آتش و

دل‌ام، آب می‌شود.

شمعِ کيکِ تولدت باشم؟

 

رام کردن آب‌ها

نه به سوی اين کويرِ تفتيده

که باران و رود
راه خود را می‌روند و

درخت‌ها، زنجيری ريشه‌های تهی‌دستِ خويش‌اند.

رام کردنِ آب‌ها را نه،

تيزی تبرم آرزوست.

 

Ç

 

آثار شماره‌ی «133»

 

   انديشه و نگاه انتقادی

در مرزهای هيچ‌كس‌ستان

از رنج مميزی

   زنان پارس

نه محدود به «آغاز سخن»

جنبش حقوقی زنان در ايران

زن و هويت‌يابی در ايران ام‌روز

   فرهنگ و ادب برای هميشه

آشوب زمانه در شاه‌نامه

سعدی و نغمه‌ی ناساز

   ادبيات داستانی

درد دوستی

   كوچه‌ی آف‌تاب،

   بن‌بست ستاره

تعاونی پنج، ساعت حركت 9:30 دقيقه
بی‌سيم‌چی‌ها

دختر رشتی!

شعرهای بن‌بست ستاره

   تا دل‌تان بخواهد شعر

رنگ كلمه: پنج اثر از يك شاعر

دل تنگ می‌بری يا ابر چشمان‌ات خاكستری‌ست؟