|
|
|
|
|||||||||||||||
|
زن و هويتيابی در ايران امروز كتابخانهی زنان پارس مريم ياسمين
«هويت چيزیست که فرد به آن آگاهی دارد و بايد به طور مداوم و روزمره آن را ايجاد کند و در فعاليتهای تأملی و بازانديشانهی خود مورد حفاظت و حمايت قرار دهد ... فرآيند آگاهی يافتن از خويشتن و به دست آوردن تعريفی نو از خود چهقدر میتواند زندهگی زنان را بسيار تغيير دهد؛ اولا به اين جهت که رشد و پويايی آنها مسير زندهگیشان را تغيير میدهد و از رنجهای آنها میکاهد، ثانيا آگاهی و توانمندی آنها به طور بسيار گسترده و عميقی بر تعليم و تربيت نسل بعد تأثير میگذارد، به اضافه آن که تغيير ساختارهای کهنه، قوانين حقوقی، اجتماعی ناعادلانه از اين آگاهی متأثر بوده و اين تغييرات از مهمترين عوامل توسعهی منابع انسانی و افزايش سرمايهی اجتماعیست و ايران عزيز به اين مهم نياز اساسی دارد چرا که سرعت تغييرات با آهنگی بسيار شتابنده زنانی آگاه را فرا میخواند.»
«هويت زنانه» مفهومیست تاريخی، فرهنگی و اجتماعی. زنان به افراد، گروهها و طبقات مختلف تقسيم میشوند. آنان نيز مانند مردان در بستر روابط اجتماعی و فرهنگی و مناسبات قدرت زندهگی میکنند و تغيير و تحول میيابند. هويت چه در بعد فردی چه در بعد اجتماعی روندیست همواره در تغيير؛ به عبارتی، روندیست پيچيده که در کنش متقابل دائمی فرد و جامعه در متن روابط شخصی و اجتماعی و مناسبات قدرت شکل میگيرد، توليد و بازتوليد میشود و تغيير و تحول میيابد. در شکلگيری هويت افراد، نه تنها شرايط اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی، بلکه کنش متقابل خود آنها در روابطشان با دنيای پيرامون و ديگران نقش مهمی دارد. هويت فردی گرچه حاصل روند جامعهپذيری فرد از طريق زندهگی در نهادهای همچون خانواده و مدرسه است، اما کنش افراد خود به حفظ و تداوم يا تغيير و تحول اين نهادها میانجامد. پيوند تنگاتنگ زمان، مکان و فرهنگ در دوران سنتی تقويتکنندهی پيوند ميان فرد و جامعه بود.
حال آن که تحولات دهههای اخير، چه در زمينههای فرهنگی چه در عرصههای ساختاری، به تعدد و تنوع و گاه تعارض منابع هويتساز منجر شده و گسترش نوگرايی در عرصهی جهانی، به بحران هويت در ميان بسياری از اقشار، به ويژه جوانان و زنان دامن زده است. تحولات فرهنگی، دگرگونیهای عرصهی اقتصادی و پیآمدهای آنها موجب تعدد گروهها و گسترش روابط اجتماعی و تعلقات گروهی زنان شده و تکثر منابع هويتسازی زنان را در پی داشته است. تأثير عميق اين فرآيند، هم در نهادهای جامعه هم در افزايش آگاهی زنان، موجب تضعيف مشروعيت نقشهای زنان در خانوادهی سنتی به ويژه در ميان زنان تحصيلکرده و شاغل میشود. اين گونه میتوان گفت که زن در حال گذار، نه سنتیست نه مدرن، برخی ويژهگیهای زن مدرن را به همراه برخی ويژهگیهای زن سنتی با خود به همراه دارد. او محصول جامعهيی در حال گذار است که مدرنيسم عرصههايی از آن را در بر گرفته است، اما همچنان در تار و پود سنتها گرفتار است. در کتاب «زن و هويتيابی در ايران امروز» هم که برگرفته از پاياننامهی «گيتی عزيززاده» است، با موضوع هويتيابی به عنوان يک مسألهی اجتماعی مواجه میشويم. در اين کتاب سرمايههای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی به عنوان مهمترين عوامل اجتماعی مؤثر بر هويتيابی زنان در نظر گرفته شده و بازتاب نتايج تحقيق صورت گرفته در اين کتاب، نمايانگر اين است که اين سرمايهها با تعيين سهمشان چه نوع هويتی را برای زنان میسازد و اگر هويت مدرن را میسازد، اين هويت چه شاخصهايی دارد و يا چه ابعادی اين هويت را تعيين کرده است. ابعاد هويت مدرن در اين تحقيق، ميزان خردگرايی و رفتارهای فردگرايانه، عدم پذيرش کليشههای جنسيتی تعريفشده از سوی جامعه، نقد و بازانديشی خود و حتا کنترل و نظارت بر بدن در نظر گرفته شده است. نتايج به دست آمده از اين تحقيق نشان میدهد که آن بُعد از هويت مدرن که شامل خردگرايیست قویتر از بعدیست که شامل مقابله با کليشههای جنسيتی و نقد و بازانديشی در مورد خود است. میتوان گفت اين کتاب اولين اثریست که در زمينهی هويتيابی زنان ايران امروز به چاپ رسيده است. بیشک مطالعهی اين کتاب نقش بهسزايی در شناخت ابعاد هويت زنان ايران و تلاش در جهت بازتعريف هويت آنان ايفا میکند.
|
|