|
|
|
|
|||||||||||||||
|
نه محدود به «آغاز سخن» مريم بهرمن
در يک شروع ديگر، تمامی ذهنمان را ورق زديم تا در نوشتاری مختصر توضيح دهيم چرا سالهاست وقت و زمانهايی از عمرمان را که میتوانست گونهيی ديگر سپری شود، در فضايی برای رسيدن به هدفهايمان طی شد. برای اين آغاز به سخن، بیاختيار، قرنها تلاش گذشتهگانمان تا به امروز، به يکباره از ذهنمان گذشت. تلاشها، کوششها و حرکتهای گام به گام در سرتاسر اين دنيای خاکی تا آنجا که دست نوشتهيی بود برای خواندن و با ذهنی برای بازگو کردن. نزديکتر آمديم. مادرانمان را به ياد آورديم هنگام تحقير شدنها و متهم شدنها به جرم خواستهی «سوادآموزی» و «گسترش سواد»، آن زمان که آنان را بیدين میناميدند و گروهی فرياد بر میآوردند که "وای به حال مملکتی که در آن مدرسهی دخترانه تأسيس شود!" مادرانمان را در مبارزات انقلاب مشروطه به ياد آورديم، دوشادوش همفکرانشان برای رسيدن به تمامی اهدافی که دغدغهشان بود؛ زنانی که همفکران آرمانخواه انقلابیشان، آنان را در کنار ديوانهگان و بیعقلان و قاتلان جای دادند و از حق رأی محروم؛ زنان آزادیطلب و برابریخواه در سالهای بعد از آن و حرکتهای مستقل پراکندهشان برای رسيدن به آنچه که حداقل حقوق انسانیشان شناخته میشد، خواستههايی که اينک بعد از تمامی اين سالها همچنان به مطالبات کنونیمان نزديکی دارد: تغيير قوانين تبعيضآميز و ناعادلانه، تغيير فرهنگها و ارزشها و سنتها و همه و همه که زنان را در موقعيتی فرودست قرار داده است. همچنان که يقين داشتيم، در تمامی اين فرآيند مبارزاتی، عنصر آگاهی، روزگار به روزگار، نقش خود را پررنگتر نشان داده است تا آنجا که در روند اين حرکت، آنجا که آگاهی گسترش بيشتری يافته است، توانسته است کوتاهی قانون را، از حد ظرفيت و پتانسيل زنان در هر موقعيتی نشان دهد، توانسته است قوانين نوشته شده و نانوشته را به چالش کشاند، توانسته است پاسخی برای تضادهای برخاسته از خود پيدا کند و توانسته است در هنگام تنگناها و محدوديتهای بوجود آمده توسط هر قدرتی در زمانهی خود، چراغ راه مدافعان آزادی و برابری باشد. و اينک ما نيز در قامت گروهی کوچک به عنوان عضوی از يک حرکت گسترده و فراگير، ايمان داريم عنصر آگاهی و گسترش آن در هر شرايطی میتواند دستآوردهای بزرگ و عميقی داشته باشد، همچنان که با نگاهی به تاريخ، اثرات فعاليتهای به اصطلاح جزئی و خرد را در اين خصوص و در ايجاد تغييراتی بنيادين ديديم. پس با اميد و ايمان به حرکتمان، در تلاشايم که هرچند اندک اما در پروسهی دستيابی به آگاهی که بیشک پروسهيی پايانناپذير است، از تمامی امکانات بهره گيريم تا بتوانيم به سهم خود ايفای نقش و وظيفه كنيم. تجاربمان را به اشتراك گذاريم و در تجارب و دانش و آگاهی ديگران شريک باشيم، که مطمئنايم با تبلور آگاهی نابرابری مفهومی پيدا نمیکند. فضای صميمانهی «فروغ» بیشک میتواند فضايی باشد برای اين همافزايی. در اين «آغاز» محدود نخواهيم شد!
|
|