سال ششم

دو تير 1387

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1387

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

بازخوانی يك شعر

علی‌اصغر عطاءاللهی

 

«سفرنامه‌يی از ممالك محروسه» در صفحه‌ی 25 كتاب «هميشه كنارت يك صندلی خالی هست»، اثر ايرج ضيايی، (تهران، آهنگ ديگر، چاپ اول، 1386) آمده است.

شاعر در اين كتاب با دريا سر و سری دارد و در بيش‌تر شعرها دريا را در گوشه‌ی اتاق می‌گذارد و شايد بيش‌ترين سفرهايش سفرهای دريايی باشد. گيرم در همان گوشه‌ی اتاق. سير انفس و آفاق او از همين اتاق است كه دريا را در گوشه‌ی آن گذاشته است. اتاق دريا را در گوشه‌ی خود دارد. بر روی ميز نيز سفرنامه‌ی ابراهيم بيك است (زين‌العابدين مراغه‌يی نويسنده‌ی سياحت‌نامه است، شاعر اما چنان اسم نويسنده را دنباله‌ی نام سياح سياحت‌نامه آورده است كه گويی ابراهيم‌بيكِ زين‌العابدين مراغه‌يی يك‌جا نويسنده‌ی واقعی سياحت‌نامه است كه طنز مخصوص خود را دارد). همه چيز برای يك سفر دريايی آماده است، اما ...

ممالك محروسه(ی ايران) كه شاهان قاجار می‌فرمودند چندان هم محروسه نبود. زير گوش همين حراست‌كننده‌گان شاه را شهيد كردند! اين عبارت چنان در سطرهای شعر جا افتاده است كه گويی از خود شاعر است. نقل قول از سياحت‌نامه نيز با شروع شعر خوانايی دارد.

بعد از واقعه‌ی هايله‌ی خاقان شهيد (ناصرالدين شاه) ... زير پنجره‌ی اتاق شاعر غائله‌يی ديگر است. شهيد شدن يكی ديگر؟

شاعر در اين شعر می‌ترسد پنجره را باز كند، می‌گويد: «مبادا باد بيايد و دريا را برآشوبد.» شاعر البته از برآشفتن دريا ترسی ندارد.

در جايی ديگر می‌گويد:

چه می‌گويی دريا را گوشه‌ی اتاق بگذارم / توفان نوح كه نمی‌شود / فرض كه بشود / سوار كشتی می‌شويم / دوری می‌زنيم تا آب‌ها از آسياب بيفتد/ افتاد. (ص 66)

سوار كشتی هم كه می‌شود باد شرطه را صدا می‌زند. (ص 38)

در شعری ديگر می‌گويد:

پنجره را باز می‌كنم تا باد بوزد. (ص 38)

شاعر از دريا نمی‌ترسد. از باز كردن پنجره نمی‌ترسد. از توفان هم نمی‌ترسد، اما در اين شعر از باز كردن پنجره می‌ترسد؛ زير پنجره‌ی اتاق شاعر غائله‌يی‌ست. هراس دارد اين غائله را ببيند. اين غائله چيست؟ شهيد شدن كسی ديگر.

در جايی می‌گويد:

سرمان را از پنجره بيرون بياوريم. (ص 76)

گاهی شاعر دريا را تا كنار سفره هم می‌آورد (ص 28). شاعر شيفته‌ی سفر دريايی‌ست. سفرش هم خيلی دنگ و فنگ ندارد (ص 51) و وقتی همه چيز فراهم شد، سفرنامه‌اش را فراموش می‌كند.

حالا همه چيز برای يك سفر دبش مهياست / ببخشيد سفرنامه را فراموش كردم. (ص 24)

اما در اين شعر همه چيز از پيش آماده است. پس چراغ را خاموش می‌كند تا دريا بخوابد، اما به راستی دريا در خاموشی می‌خوابد. دريا كه همه خواب‌اش آشفته است. سپس پنجره را باز می‌كند. چرا ضرورت دارد پنجره را باز كند؟ برای آن كه بعد از واقعه‌ی هايله‌ی خاقان شهيد، زير پنجره اتاق‌اش غائله‌ی ديگری‌ست. پس كسی ديگر شهيد شده است كه شاعر می‌خواهد او را تشييع كند. اين شهيد كيست؟ شماييد. من‌ام كه خواننده‌ی اين شعرم. شاعر خود سفرنامه‌نويس است. سياح است و دريا را در گوشه‌ی اتاق گذاشته است برای سفر كه بعدها در سياحت‌نامه‌ی خود از شهيدی ديگر بنويسد. دل به دريا می‌زند. پنجره را باز می‌كند. باداباد! حالا دريا آرام است و سفر آغاز می‌شود. دو باره برمی‌گردد؛ به آغاز شعر.

«مفاد = مفهوم = فايده‌دهنده» تشييع خواهد شد. لحن فرمايشی «به خلاف مفاد اين شعر» جالب است. به خلاف مفاد اين شعر شهيد شدن و تشييع نشدن است. نعش اين عزيز هميشه روی دست ما می‌ماند. شما شهيد می‌شويد. تشييع نمی‌شويد. واژه‌ی غيور را در شعر حافظ ملاحظه كنيد:

پيراهنی كه آيد از او بوی يوسف‌ام

ترسم برادران غيورش قبا كنند

مقايسه كنيد:

مسلم است كه ملت غيور ايران

به خلاف مفاد اين شعر

شما را تشييع خواهند نمود.

 

1.       در كل شعر طنزی پنهان جاری است.

2.       قافيه‌های پنهان «هايله و غائله» و «خاقان و ايران» به شعر موسيقی داده است.

3.       می‌ترسم پنجره را باز كنم دريا موج بردارد. باز كردن پنجره، خود وزيدن باد را تداعی می‌كند. شايد هم باد نوزد.

4.       اين شعر alliteration خاص خود را دارد. پس طبيعی است كه از اول تا آخر چهل واج «a = آ» داشته باشد.

5.       ارتباط واژه‌ها در سطرها (ارتباط افقی) در ارتباط عمودی سطرها شعر را يك‌پارچه كرده است.

  

Ç

 

   آثار شماره‌ی «135»

 

   انديشه و نگاه انتقادی

قالی بی‌گل (يك)

از رنج مميزی (دو)

   هنرهای تصويری

بازآفرينی تحليل «قصه‌های جزيره»

   زنان پارس

بررسی توان‌مندسازی زنان در ايران

نقش جامعه‌پذيری جنسيت در تبعيض (يك)

   فرهنگ و ادب برای هميشه

رابعه، خورشيد بلخ (دو)

چهره‌ی ما، در آيينه‌ی كلام سعدی

   تا دل‌تان بخواهد شعر

رنگ كلمه: چهار طرح و يادداشت از دو شاعر و نويسنده

   كوچه‌ی آف‌تاب، بن‌بست ستاره

پروانه و كارد

ما همه از دسته می‌خوريم

گرفتار

شعرهای بن‌بست ستاره

بازخوانی يك شعر