سال ششم

سی تير 1387

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

ايرج كيا

هم‌راه با او / آثار پيشين

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1387

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

يك خط و يازده نقطه

ايرج كيا

 

و شب بود و ماه بدر كامل بود كه پدر، ما را و طاهر را به سراپرده‌ی خويش فراخواند. و طاهر پاك بود و معصوم.

و به امر پدر – كه بزرگ بود و مهربان – خطی دراز را شكل داديم با يازده نقطه، كه برابر نبودند نه به عرض كه به طول. و ايرج در نخستِ خط بود و من در واپسينِ خط.

و پدر – كه بزرگ بود و مهربان – طاهر را – كه پاك بود و معصوم – در برابر ما نشاند كه خط بوديم. و فرمود:

"فرزندم! تو به غايت طاهری! پاكی و معصوم. و اينان كه برادران‌اند تو را در حال، به چاه‌افكنده‌گان و فروشنده‌گان تو اند در آتيه‌ی نزديك، و می‌دانی كه بدسگالان پليد را تفاوتی هست از بدسگال تنها، كه همانا امكان بازگشت و انابت گروه دومين است به طريق صواب. و تو كه طاهری به نام و به ذات، چهره در چهره‌ی نابرادران افكن و به انگشت اشاره‌يی بر اينان، مرا اشارتی كن كه تمييز آنان را بدانم و دريابم ..."

و طاهر - كه پاك بود و معصوم – رو در روی ما بدسگالان افكند و با اشاره انگشت به سمت و سوی ما نشانه رفت.

و كشيده‌ی انگشت طاهر جامه‌های برخی‌مان را لمس نمود و من و ايرج و سهراب و سياووش را، نه.

و ما بدسگالان بوديم نمی‌دانستيم تماس انگشت اشاره‌ی طاهرمان بر جامه‌ها نشان بدسگالی پليدی‌مان است يا بدسگالی تنها.

 

و فردايمان كه آمد، من و ايرج و سهراب و سياووش بوديم كه با هفت جامه‌ی تهی ديگر به خط شده بوديم، خطی با چهار نقطه به طول و هفت نقطه به عرض. هفت جامه‌ی هم‌رنگ سرخ با هفتاد سوراخ هم‌شكل. سوراخ‌هايی كه از انگشت اشاره‌ی طاهرمان – كه پاك بود و معصوم – شليك شده بود. به مانند شليك چيزی كه شما بعدها آن را گلوله خواهيد خواند.

و پدر – كه بزرگ بود و مهربان – دستی به نوازش بر سر طاهرش – كه پاك بود و معصوم – كشيد، و گفت:

"فرزندم! انتخابی بس نيكو بود! چرا كه اين مانده‌ی نابرادران، فردايشان از ام‌روزشان نيكوتر است ... و پدر و برادرانی ديگر، تمييز ناكامل تو را خواهند رسانيد به كمال."

 

و روز بود و كسوف كامل ماند و من ماندم با ده پيراهن مشبك خونين – خطی با يك نقطه به طول و ده نقطه به عرض –

تا باز كدامين برادرم – كه پاك است و معصوم – به امر پدری – كه بزرگ است و مهربان – خط نابرابر به طول و عرض را، به برابری بشارت فرمايد ...

 

Ç

 

   آثار شماره‌ی «137»

 

   ياد

ذات زلال و جنون بازی‌گری

نامه‌ها

   انديشه و نگاه انتقادی

قالی بی‌گل (سه)

   هنرهای تصويری

به سوی منفی دل‌تنگی

   زنان پارس

نقش جامعه‌پذيری جنسيت در تبعيض (سه)

   فرهنگ و ادب برای هميشه

داستان هفتواد

چهره‌ی ما، در آيينه‌ی كلام سعدی (دو)

   ادبيات داستانی

كسی يا چيزی

   تا دل‌تان بخواهد شعر

رنگ كلمه: چند اثر از دو شاعر

   كوچه‌ی آف‌تاب،

   بن‌بست ستاره

يك خط و يازده نقطه

بوی تن‌اش

عشق‌های گريه‌دار!

شعرهای بن‌بست ستاره

زن، تاريكی، كلمات

بايد از يزدان آموخت و سوزاند!