سال ششم

بيست‌وهفت مرداد 1387

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

 

هم‌راهی با «فروغ»

كدهايی برای هم‌راهی

 

 

برای اين كه فروغ را به خوبی ببينيد، قلم ياقوت را اگر بر دست‌گاه خود نداريد، نصب كنيد.

 

© 1381 تا 1387

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

 

مرگ محمود درويش و «باقی‌مانده‌ی يک زنده‌گی»

يادداشتی از جنا کراجسکی به مناسبت درگذشت محمود درويش، هم‌راه با شعری از خود محمود درويش با ترجمه‌ی شهاب مباشری

يک‌شنبه‌ی گذشته (هم‌زمان با بيست مرداد)، محمود درويش، شاعر فلسطينی، زير عمل جراحی قلب در هيوستونِ تگزاس درگذشت. درويش در سال 1941 به دنيا آمد و به روزنامه‌نگاری نيز اشتغال داشت و يکی از فعالانی بود که در سال 1988 بيانيه‌ی استقلال فلسطينی‌ها را تنظيم کرد.

درويش بيش تر عمر خود را در تبعيد گذراند، با اين همه به شدت با سرزمين‌اش وابسته بود. در شعرش، او از چشم‌اندازهای آن‌جا برای وصف کردن تلاش و تقلای مردم‌اش و ادراکات‌اش از زنده‌گی، عشق و مرگ بهره می‌جست ... ادامه

 

قالی بی‌گل (پنج و شش)

بخش‌های پايانی سلسله نوشتاری از صالح تسبيحی در باره‌ی ديوارنگاره‌های شهدا

این فرد، این شهید، خود، نور شده ... و چهره‌اش دیگر چون ماه روشن نیست. چون اصلاً نیست. آن چهره‌ی نورانی مرتبتی رو به کمال است. این شهادت تکامل است. همه‌ی آن مراتب است. و پیکرش چون خورشید نورافشان است. و این نور است که مانویان در ساعات روز تا شب، به جانب‌اش قبله می‌کردند و اگر در رأی آسمان بود یا در فلق غروب می‌کرد، و در شفق طلوع، رو به جانب‌اش راز و نیاز می‌داشتند ... ادامه

 

هيچ چشمی از سماع آگاه نيست

يادداشتی از شادی بيان در اعتراض به اجرای ناقص کنسرت گروه شمس

مولانا هر چند که همواره مورد توجه اهل ادب بوده است و هواداران خاص خودش را در هر نسلی به هم‌راه داشته است، اما قابل انکار نيست که در سال‌های اخير مورد توجه موج عظيمی از مشتاقان قرار گرفته و در پی آن جمعيت بسياری را به قونيه کشانده است. اغلب گردش‌گرانی که از قونيه باز می‌گردند از رقصی موسوم به سماع سخن می‌رانند و با حال و هوايی خاص شيفته‌گی‌شان را نسبت به اين مراسم عرفانی ابراز می‌دارند ... ادامه

 

 

 

کلمه‌يی برای ترجمان نگاه‌ات نيست

هشت طرح نوشتاری و سه عكس از انسيه سياوش

خواب شكوفه‌های گيلاس

نگاهی از ميان بازی نور

          و تابستانی كه مهر می‌شود. ... ادامه

 

 

 

عبارت‌ها و تعارف‌های رايج در بين زنان شيرازی

بخش دوم يک مطالعه‌ی فرهنگی از عبد الرحيم ثابت

در بخش نخست اين نوشتار از زنان شيراز گفتيم و واژه‌گان ويژه‌ی ايشان و بازتاب ذهن و ضمير آن‌ها در آيينه‌ی عبارت‌ها و واژه‌گان‌شان. با هم گشتی زديم در کوچه پس‌کوچه‌های شهر. حالا که چندی‌ست که به قول مردم شهر «ستاره‌ی خنک زده است»، در پسين‌گاهی خوب و خنک با شما به گشت و گذاری ديگر می‌پردازيم که سينه‌ی پر خاطره‌ی کوچه‌های قديم شهر هم‌چنان به روی ما گشاده است. اين بار هم زنان شيرازی را می‌بينيم با عبارت‌ها و تعارف‌های ويژه‌ی خودشان ... ادامه

 

با بهرام گبر

مرور گوشه‌يی از فرهنگ پارسی توسط محمود كوير

... از کسانی که دانش خسروانی را پاس داشتند می‌توان از جاماسب، بزرگ‌مهر و کی‌خسرو نام برد. از ديگر نماينده‌گان دانش خسروانی بايد از بهرام گور ياد کرد.

بهرام گور که با برداشتن تاج از ميان دو شير به حکومت رسيده است، می‌کوشد تا بار ديگر حکومت‌های آزاد و مستقل را در ايران بازسازی کند و به همين سبب ايران را بين سرداران و خردمندان تقسيم می‌کند ... ادامه

 

 

 

 

کوچه‌ی آف‌تاب

بن‌بست ستاره

 

خرچنگ

داستان کوتاهی از رضا طاهرنسب

زن دست می‌برد توی شکم خود، روده می‌ريزد روی سرت.

تو پارس می‌کنی و دم‌ات را هم تکان می‌دهی و شروع می‌کنی به خوردن و پيش از اين تصوير کمی آن طرف‌تر، مرد کنار شعله ايستاده و روبه‌رويش رودخانه‌يی افتاده.

بعد صدای شرشر می‌آيد و پلان نخست، مرد به خود فشار می‌آورد که بشاشد توی آب. زنی با يک جمجمه از آب بيرون می‌جهد. به طرف مرد می‌رود و مرد از اين که توی سر او شاشيده دست‌پاچه خودش را پرت می‌کند توی رودخانه.

زن رفته بالای آتش می‌ايستد. به او نزديک می‌شوی و نگاه‌اش می‌کنی. فقط بوی ضعيفی که از اندام‌اش توی بينی‌ات می‌رود تو را به ياد گله و سياه چادر و زن سابق صاحب‌ات می‌اندازد.

پچ‌پچ دو خرچنگ تمرکزت را به هم می‌زند که دارند راجع به مسأله‌ی خاصی سر زنده‌گی‌شان شرط می‌بندند ... ادامه

 

سيگارکش‌ها

داستان کوتاهی از علی‌رضا مجابی

جهان شيشه‌ی ماشين را پايين كشيد و خاكستر سيگارش را باد داد: "جمعه وقت رفتنه، موسم دل كندنه."

به پنجره تكيه دادم، مانع از جريان هوای سرد شوم: "چيه باز فيل‌ات ياد هندستون كرده؟"

جهان به جای بقيه­ی آوازش فقط سوت زد: "... ... ...!"

سرفه‌ام گرفت، خواستم شيشه را پايين­تر بدهم، ساسان مانع شد: "بی‌خيال بابا يه ساعت سشوار كشيدم!" ... ادامه

 

شعرهای بن‌بست ستاره: آثاری از پنج شاعر

آثاری از

رضا چايچی، وحيد آقاجانی، يزدان سلحشور، علی‌رضا مجابی (م. آذرفر) و محمود معتقدی

را بخوانيد

 

شاعر از زبان خودش و «باکو، باکو»

يک زنده‌گی‌نامه‌ی مختصر و يک شعر از ايرج ضيايی

نام‌ام ايرج ضيايی‌ست، متولد پانزده فروردين 1328، رشت، محله‌ی استادسرا، ديوار به ديوار خانه‌ی بهزاد عشقی (منتقد سينما). عشقی از قول مادرش می‌گفت: "مادر ايرج به تهِ كَتَل (صندلی چوبی) بچه‌ها لاستيك زده بود كه صدای كتل روی سنگ‌فرش حياط نپيچد و صدای صاحب‌خانه در نيايد." صاحب‌خانه‌ها از همان ابتدای تولدم در زنده‌گی‌ام نقش داشته‌اند. زمانی هم كه مستقل شدم هر سال يك خانه و شايد هر دو سال يك خانه در شهرهای مختلف ... خانه‌های اجاره‌يی هم حكايتی دارد ... ادامه

 

 

 

 

«دريا فرو نشيند، بر آيد» و «هزارتو»

شعرهايی از لانگفلو و اودن با ترجمه‌ی ستار شکری

دريا فرونشيند، بر آيد

شفق رنگ می‌بازد گيلان‌شاه می‌خواند

در امتداد ماسه‌زار، کناره‌ی دريا نم‌ناک و تيره‌رنگ

مسافر سوی شهر می‌شتابد بی‌درنگ

دريا فرونشيند، بر آيد ... ادامه

 

يک زنده‌گی روی چرخ

داستان کوتاهی از رضا كلاهی

وارد بانک شدم. يک سرباز، خيره به روبه‌رو، به در بانک تکيه داده بود. فکر کردم دارد حساب می‌کند چند روز از خدمت‌اش مانده. به بعدش فکر می‌کند که بايد دنبال کار بگردد. لابد چند جا سپرده؛ چند تا آشنای دور و نزديک دارد توی چند تا شرکت و اداره. قول‌هايی هم داده‌اند، اما هيچ‌کدام‌شان هنوز قطعی نيست. تا از اين خدمت لعنتی خلاص نشود، نمی‌شود محکم پی‌اش را گرفت.

شايد به «او» فکر می‌کند که بی‌تاب است و دل‌تنگ. به پدر او فکر می‌کند که چه‌طور بايد راضی‌اش کند ... خانه هم لابد معضل بعدی‌ست. حتماً اين فکرها مورموری از اضطراب تهِ دل‌اش می‌اندازد. اميدواری‌هايی هم البته دارد حتماً، تا کاری که دنبال‌اش است جور شود و همه چيز به خوبی پيش برود. به اين فکر می‌کند که ازدواج می‌کنند ... ادامه

 

رنگ كلمه: آثاری از دو شاعر

آثاری از

صدرالدين انصاری‌زاده و حميده طرزی

را بخوانيد

 

يک، دو، سه، چهار

چهار نوشته‌ی کوتاه از مريم ابوالحسنی

هوا سرد بود، درختان با هر نفس باد سجده می‌کردند و برگ‌های خشک‌شده‌ی درختان که روی زمين پخش شده بودند، با توفانی کوچک به رقص در می‌آمدند و به اين سو و آن سو می‌رفتند، دست در دست يک‌دگر به دور توفانی کوچک حلقه زده بودند و با هر قدم باد و زوزه‌ی نفس‌هايش در آن به دور خود می‌چرخيدند ... ادامه

 

تبعيد

نامه‌يی از سيد محمد مهدی شهيدی

تبعيد جای غريبی‌ست.

انگار گذاشته باشندت توی سنگ قلواری و هزار کيلومتر آن‌سوتر به خاک نشسته باشی و پيرامون‌ات را کوير، دره‌ها، کوه‌ها، اشرار، نظامی‌ها و مواد سفيد، قهوه‌يی، کريستال در بر گرفته باشد.

اين‌جا کرمان است.

شهر نارون‌ها، شهر آجرهای قديمی، شهر بوی خاک مرده در خيابان‌های «منطقه‌ی يک» که دارند تخريب می‌شوند با بولدوزر، با بيل مکانيکی.

اين‌جا کرمان است. شهر بچه‌گی‌ها، عمه که از آن سوی دنيا می‌آيد با چمدان‌هايی پر از اسباب بازی‌های تازه، خوراکی‌های خوش‌مزه، انواع شيرينی، قوّتو ... ادامه

 
 
 

 

فهرست كوتاهِ مطالب اين شماره:

   ياد

مرگ محمود درويش و «باقی‌مانده‌ی يک زنده‌گی»

   انديشه و نگاه انتقادی

قالی بی‌گل (پنج و شش) /

هيچ چشمی از سماع آگاه نيست

   ê هنرهای تصويری

کلمه‌يی برای ترجمان نگاه‌ات نيست

   ê فرهنگ و ادب برای هميشه

عبارت‌ها و تعارف‌های رايج در بين زنان شيرازی /

با بهرام گبر

   ê کوچه‌ی آف‌‌تاب، بن‌بست ستاره

خرچنگ / سيگارکش‌ها /

شعرهای بن‌بست ستاره: آثاری از پنج شاعر /

شاعر از زبان خودش و «باکو، باکو»

   ادبيات ترجمه

«دريا فرو نشيند، بر آيد» و «هزارتو»

   ادبيات داستانی و تا دل‌تان بخواهد شعر

يک زنده‌گی روی چرخ /

رنگ كلمه: آثاری از دو شاعر / يک، دو، سه، چهار /

تبعيد

 

دو شماره‌ی هم‌راه نسخه‌ی کاغذی «فروغ»

انتشار شماره‌های 9 و 10 دوره‌ی جديد ماه‌نامه

در ميانه‌ی مرداد جلد تازه‌يی از نسخه‌ی کاغذی «فروغ»، مخصوص ماه‌های تير و مرداد 1387 منتشر و برای مشترکان مجله ارسال شده است.

هم‌اکنون نسخه‌ی الکترونيکی اين جلد را به صورت پی‌دی‌اف فشرده‌‌شده می توانيد دريافت کنيد.

در اين شماره مطالب و مقالاتی مندرج است که برخی را پيش‌تر در نسخه‌ی اينترنتی خوانده‌ايم، مانند برخی از آثار اهالی «کوچه‌ی آف‌تاب، بن‌بست ستاره». برخی را هم‌اکنون در اين شماره‌ی دوهفته‌نامه می‌بينيم، مثلا کارهای دوستان «زنان پارس». برخی از مقالات هم اختصاصا در نسخه‌ی کاغذی و جلوتر از نسخه‌ی اينترنتی آمده‌اند، هم‌چون بخش‌های «قيل و قال» و «بودن و مجازی بودن» و ...

 

 

 

 

ماه‌نامه‌ی «فروغ»

نسخه‌ی كاغذی ماه‌نامه‌ی «فروغ» در حال حاضر با شمارگان اندكی منتشر می‌شود، اما اين امكان مهياست تا علاقه‌مندان نسخه‌ی الكترونيكی آن را به رايگان تهيه كنند.

در صورت تمايل به دريافت نسخه‌ی كاغذی و برای اشتراك، با نشانی مجله (info [@] forough [.] net ) مكاتبه و درخواست خود را اعلام كنيد تا شرايط اشتراك به شما اعلام گردد.

 

دريافت نسخه‌ی الكترونيكی ماه‌نامه:

- شماره‌های 9 و 10 (تير و مرداد 1387)

- شماره‌های 7 و 8 (اردی‌بهشت و خرداد 1387)

- شماره‌های 5 و 6 (بهمن و اسفند 1386)

- شماره‌ی 4 (شهريور و مهر 1386)

- شماره‌ی 3 (تير و مرداد 1386)

- شماره‌ی 2 (اردی‌بهشت و خرداد 1386)

- شماره‌ی 1 (فروردين 1386)