سال ششم

بيست‌وچهار شهريور

1387

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

 

هم‌راهی با «فروغ»

كدهايی برای هم‌راهی

 

 

برای اين كه فروغ را به خوبی ببينيد، قلم ياقوت را اگر بر دست‌گاه خود نداريد، نصب كنيد.

 

© 1381 تا 1387

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

 

اينك دو سال است كه می‌گذرد ...

يادداشت نخست ويژه‌نامه‌ی «كمپين تغيير برای برابری»،

نوشته‌ی مشترك مريم ياسمين و شهاب مباشری

زنان پارس

اينك دو سال است كه می‌گذرد ...

آری دو سال! زمانی كه كافی‌ست تا يك نوزاد راه بيفتد، دندان در بياورد، به حرف بيايد و مادرش او را از شير بگيرد كاملا. ديگر او كودكی‌ست كه با شر و شور و بی‌قراری، كه از هر ديوار راستی بالا می‌رود و با زبان شيرينی كه دل‌ات را نرم می‌كند، به هر خواسته‌يی كه دوست می‌دارد، می‌رسد. حتا اگر آن خواسته در دنيای واقعی شدنی نباشد، چنان قوه‌ی خيال‌اش بكر و خلاقه است كه در نهايت شگفتی، مطلوب‌اش را می‌آفريند. 

اينك دو سال است كه می‌گذرد از روزی كه كمپين يك ميليون امضا برای تغيير نابرابری قوانين تبعيض‌آميز متولد شد ... ادامه

 

نقدی بر حركتی كه به آن ايمان داريم

يادداشت رسمی فعالان كمپين تغيير برای برابری در شيراز،

در آستانه‌ی دومين سال‌گرد فعاليت كمپين

ما به راهی که می‌رويم عشق می‌ورزيم. يا به‌تر است بگوييم که به اين عشق مبتلا شده‌ايم، بی کم و کاست. برای اين عشق خون دل می‌خوريم و از خود مايه می‌گذاريم. درد می‌کشيم و لذت می‌بريم. برای اين عشق می‌جنگيم، تعصب به خرج می‌دهيم و آن را تقديس می‌کنيم و لاجرم معشوق را همان‌طور که هست می‌خواهيم، نه کم‌تر و نه بيش‌تر ... ادامه

 

چه به دست آورده‌ايم و چه بايد كرد؟

ميزگرد نگاهی از درون و بيرون به دست‌آوردهای تا به ام‌روز كمپين و چشم‌انداز پيش رو

تحريريه‌ی بخش «زنان پارس»
(
مريم بهرمن، مژگان جعفريان، غزال شولی‌زاده، شهاب مباشری و مريم ياسمين)

باز هم به هر حال، در اين مباحثات و گاه مجادلات، در باره‌ی دست‌آوردهای كمپين بحث كرده‌ايم، به طور مصداقی نيز به مسأله نگاه كرده‌ايم، در روی‌كردمان به ماجرا تك به تك صادق بوده‌ايم و اين در تعارض نظرات‌مان رد گرفته می‌شود، اما مهم اين است كه هم‌آهنگ تا آخر خط را رفته‌ايم. در آخر خط كه بعد از مرور و تحليل كاستی‌ها و موانع كار به آن می‌رسيم، به آينده نگاه خواهيم انداخت، هرچند جوابی قطعی قرار نيست بيابيم. آخر، به نظر شما وقتی هايزنبرگ و عدم قطعيت‌اش ذره ذره و بنياد هستی را دارند توجيه می‌كنند، ما چه حرفی می‌توانيم بزنيم كه غير از آن نشود؟ ... ادامه

 

حتما باز هم با كمپين هم‌راه می‌شوم ...

گزارشی از سه گپ و گفت دوستانه‌ی اينترنتی

با محبوبه حسين‌زاده، الناز ناطقی و فرنوش تهرانی،

تهيه و تنظيم از شهاب مباشری

حسب سوابق دوستی و آشنايی با تنی چند از فعالان اجتماعی در عرصه‌ی مسائل زنان كه به سال‌ها قبل در محيط مجازی وب‌لاگستان يا دنيای روزنامه‌نگاری كاغذی و مشاركت در طرح‌های نرم‌افزاری و اطلاع‌رسانی بر می‌گردد، می‌دانستم كه برخی‌شان كم و بيش با «كمپين يك ميليون امضا برای تغيير نابرابری قوانين تبعيض‌آميز» هم‌كاری‌هايی داشته‌اند. از اين بين با سه تن‌شان فرصتی دست داد تا به صورت اينترنتی و از راه دور گپ و گفتی داشته باشم و در باره‌ی مناسبات‌شان با كمپين از ابتدا تا حال، نگاه‌شان به ام‌روز و فردای آن پرس و جو كنم ... ادامه

 

نافرمانی مدنی و كمپين يك ميليون امضا

يادداشتی تحليلی از محمد فلاح‌نيا

کمپين يک ميليون امضا الگوی مناسبی از «نافرمانی مدنی»ست. بين فعالان جنبش‌های اجتماعی و مدنی، مصداق و يا تعريف واحدی برای نافرمانی مدنی وجود نداشته باشد. نافرمانی مدنی برای اکثر افراد مجموعه‌يی از کنش‌های عملی‌ست، اما می‌توان ويژه‌گی‌هايی را برای نافرمانی مدنی بر شمرد که از طرف فعالان جنبش‌های اجتماعی و مدنی مورد توافق بيش‌تری هستند ... ادامه

 

از صفر مختصات در ام‌روز تا خوشا فردايی كه ...

آسيب‌شناسی كمپين يك ميليون امضا در آغاز سه ساله‌گی توسط شهاب مباشری

... آری، روزی در همين ماه از دو سال پيش، ميخ ظهور كمپين به آسمان كنش‌گری اجتماعی در ايران كوبيده شد. بيانيه علنی شد، نشست‌های چندی با حضور فعالان اجتماعی علاقه‌مند به مطالبات و حقوق زنان از سراسر ايران برگزار شد، افراد و گروه‌ها و انجمن‌ها انگيخته و آماده شدند تا رودررو با مردم سخن گويند، پای‌گاه رسانه‌يی مستقلی در سپهر بی‌مرز اطلاعات و اينترنت راه افتاد و ...

جابه‌جايی از نقطه‌ی صفر شروع شد. گام‌های شمردنی و محسوس و تكان‌های ناشمردنی و به تنهايی نامحسوس حاكی از پيش‌روی كنش‌گران در راستای محور مطلوب كمپين، متناسب با محور زمان بود، اما ... ادامه

 

اسطوره‌ها

يادداشتی از محمد فلاح‌نيا در حال و هوای هم‌راهی كمپين تغيير برای برابری

يکی از مهم‌ترين پی‌آمدهای مدرنيته در جوامع بشری دگرگونی اسطوره‌هاست. به اين صورت که اسطوره‌های آسمانی يا به کلی از بين می‌روند و يا بسيار بسيار ضعيف می‌شوند. اسطوره‌های خدايی و هرکول‌های نيمه‌خدايی – نيمه‌زمينی برای هميشه زمين را ترک می‌کنند و در عوض، اسطوره‌هايی زمينی پديد می‌آيند. اسطوره‌هايی ملموس، اسطوره‌هايی که وجه مشترک همه‌شان انسان بودن آن‌هاست. انسان بودن به معنای اخص کلمه! انسان‌هايی که برای کاستن از آلام بشری گام بر می‌دارند ... ادامه

 

كمپين چيست؟

درگاه مستندات معرفی و تبيين كمپين تغيير برای برابری،

تهيه و تنظيم از مريم بهرمن و مريم ياسمين

گزيده‌ی اسناد را ببينيد و پيوند دست‌رسی به آن‌ها را دنبال كنيد ... ادامه

 

 

 

بی قطره‌يی از باران بوسه‌هايت

دو طرح نوشتاری و يك عكس از انسيه سياوش

چه دل‌تنگ

          قلب تو

              وقتی پياده‌ام

              زير باران دنيا ... ادامه

 

 

 

با كی‌خسرو در شاه‌نامه

مرور شخصيت و سرنوشت كی خسرو از منظر شاه‌نامه‌ی فردوسی،
تهيه‌شده توسط محمود كوير

با کی‌خسرو، بازی خدايان و شاهان و پهلوانان در هم می‌آميزد و به اوج می‌رسد. سپاه پهلوانان ايرانی با شکوه تمام و پر از راز و رمز در توفانی از برف و مه راهی ديار جاودانه‌گان می‌شود.

دوران آزاده‌گی و زن‌خدايان و پهلوانان به پايان آمده و آيين نو از پس غبار بر آمده تا بر تخت نشيند. روزگار غريبی‌ست. پاييز شگفتی‌ست ... ادامه

 

عبارت‌ها و تعارف‌های رايج در بين زنان شيرازی

بخش سوم و پايانی از مقاله‌ی مردم‌شناختی عبد الرحيم ثابت

ديدنی گل هم يك دقيقه است. چون ميهمان جهت خداحافظی برخيزد و ميزبان از زود رفتن او گلايه كند، وی در پاسخ گويد.

رو آب! نفرينی‌ست. يعنی الاهی روی آب غسال‌خانه افتی.

رو آب بخندی! نفرينی‌ست. چون خنده‌ی كسی را نابه‌جا و يا در حق خود ريش‌خندآميز تلقی كنند، او را با اين عبارت نفرين كنند ... ادامه

 

 

 

 

کوچه‌ی آف‌تاب

بن‌بست ستاره

 

جوی بی‌آب، پاكت سيگار

داستانی كوتاه نوشته‌ی ايرج كيا

با يك چرخ‌دستی آوردندش. چارچرخه‌يی بود درب و داغان كه چرخ عقب سمت چپ‌اش افتاده بود. تعجب مرا كه ديدند، مهرداد گفت: "همين نزديكيا بود. نرسيده به ميدان. تازه‌ی تازه‌س. هنوز گرمه!" و روی سكوی سنگی دكان خودش را ول كرد. فرهاد خسته‌تر بود و نفس نفس می‌زد. چرخ را رها كرد، چرخ جلويی سمت راست به هوا بلند شد.

گفتم: "معطل نكنين ... كمك كنين بياريم‌اش تو."

من و فرهاد يك طرف چادر رنگ و رو رفته را گرفتيم و مهرداد طرف ديگرش را ... ادامه

 

داستايوفسكی چی شد عمو جون؟

علی‌رضا مجابی

زيبا گفت: "ام‌شب دعوت‌ايم خونه‌ی عمو محسن ... تولد نغمه‌س!"

داغ دل‌ام تازه شد، ولی به روی مبارک نياوردم. از يک سال پيش که محسن روز روشن، جلوی بيست‌ودو جفت چشم بينا، يادداشت‌های سه جلدی داستايوفسکی را از کتاب‌خانه‌ی شخصی من امانت گرفته بود و بعد از يک سال به کل زيرش زده بود و گفته بود، در تمام عمر نحس‌اش هم‌چو کتابی نديده، تا اسم محسن به گوش‌ام می‌خورد تن‌ام داغ می‌شد و شرمنده از روحی که خير سرم کتاب را به مناسبت تولدم به من هديه داده بود، زير لب آرزوی مرگ می‌کردم ... هم برای خودم که عرضه‌ی نگه‌داری از هديه‌ی نفيس به‌ترين دوست زنده‌گی‌ام را نداشتم، هم دزد سر گردنه‌يی که سه جلد کتاب را يک ضرب قورت داده بود ... ادامه

 

شعرهای بن‌بست ستاره: آثاری از شش شاعر

آثاری از

رضا چايچی، وحيد آقاجانی، ايرج ضيايی، علی‌رضا مجابی (م. آذرفر) و محمود معتقدی، به هم‌راه اثری از سپيده دهقانی (شاعر مهمان) را بخوانيد

 

اين كتاب خوش است

نگاه يزدان سلحشور به مجموعه‌ی شعر «نردبان اندر بيابان» اثر ضياء موحد

دکتر ضياء موحد، صاحب مجموعه‌ی «نردبان اندر بيابان»، احتمالاً تنها شارح فلسفه‌يى‌ست که جدا از معلم فلسفه بودن‌اش، امکان غور در امکانات فلسفى را به شعر معاصر داده است. آنان که سخت‌گيرترند محتملاً نام يک معلم فلسفه - و نه شارح - را به اين فهرست حاوى اسامى کم‌شمار مى‌افزايند و البته به يقين - وراى شک معقول فلسفى! - به خطايند! چرا که معلم يادشده در شعر خود عميقاً دچار گزاره‌هاى «توضيحى»ست و نه تفسيرى! ... ادامه

 

 

 

 

آيا شعر همان قافيه نباختن است؟

جوابيه‌يی ستار شكری بر نقد نصرالله سررشته‌دار بر چند ترجمه‌ی شعر از او

بيش‌تر نويسنده‌گان آثار خلاقه تا آخر عمر نسبت به آثارشان احساس وظيفه دارند، بنا بر اين مسأله ورای دفاع صرفا غريزی و يا کينه‌توزی می‌شود. اگرچه اين واقعيت که ارتباط ميان اثر و منتقد مثل رابطه‌ی دو چرخ‌دنده‌ی هم‌جوار است که به يک‌ديگر ياری می‌رسانند، اما همواره در خلاف جهت يک‌ديگر در حرکت‌اند _ اين واقعيت سبب می‌شود نگاه سريع‌ام در اين يادداشت محدود باشد.

در برگردان آثار يادشده سعی کرده‌ام تسليم سيستم بسته‌ی ترجمه‌ی کاملا مقفا و در برابرش ترجمه‌يی که بخواهم با سهل‌انگاری، «آزاد» بنامم نشوم ... ادامه

 

پاييز

كودكانه‌ی مريم ابوالحسنی در آستانه‌ی فرا رسيدن فصل نو

صدای خش‌خش برگ‌ها از کوچه‌ها به گوش می‌رسد.

لباسی زرد و نارنجی فضای کوچه را در بر گرفته است. خيلی وقت است که صدای زنگ شروع مدرسه در کوچه نپيچيده است. زنگ شروع مدرسه‌ها به صدا در می‌آيد و کودکان در حال خداحافظی با پدر و مادرها به سوی مدرسه‌ها می‌دوند.
ام‌روز روز خداحافظی‌ست ... ادامه

 
 
 

 

فهرست كوتاهِ مطالب اين شماره:

   زنان پارس

اينك دو سال است كه می‌گذرد ... /

نقدی بر حركتی كه به آن ايمان داريم /

چه به دست آورده‌ايم و چه بايد كرد؟ /

حتما باز هم با كمپين هم‌راه می‌شوم ... /

نافرمانی مدنی و كمپين يك ميليون امضا /

از صفر مختصات در ام‌روز تا خوشا فردايی كه ... /

اسطوره‌ها / كمپين چيست؟

   ê هنرهای تصويری

بی قطره‌يی از باران بوسه‌هايت

   ê فرهنگ و ادب برای هميشه

با كی‌خسرو در شاه‌نامه /

عبارت‌ها و تعارف‌های رايج در بين زنان شيرازی

   ê کوچه‌ی آف‌‌تاب، بن‌بست ستاره

جوی بی‌آب، پاكت سيگار /

داستايوفسكی چی شد عمو جون؟ /
شعرهای بن‌بست ستاره: آثاری از شش شاعر /

اين كتاب خوش است

   نقد ادبی

آيا شعر همان قافيه نباختن است؟ /

   كودكانه

پاييز

 

طنازی كه پر كشيدن‌اش طنز تلخی بود ...

«علی‌رضا بنياد»، طنزپرداز و روزنامه‌نگار خوش‌نام اهل شيراز در هفدهم شهريور ماه بعد از تحمل سال‌ها بيماری سرطان درگذشت.

وی تا آخرين ايام زنده‌گی فعالانه و اميدوارانه به روزنامه‌نگاری در روزنامه‌ی «تحليل روز» مشغول به كار بود و برای آينده طرح نو می‌افكند.

همين به تازه‌گی به همت او مراسم «شب نيكان» طرح‌ريزی شد تا فرصتی باشد برای پاس‌داشت تلاش اهالی فرهنگ فارس. او در فاصله‌ی اولين و دومين شبی كه معماری‌اش كرده بود، تاب ماندن نياورد و پر كشيد!

تنی چند از اهالی فرهنگ فارس و دوستان وی، در برگ آخر شماره‌ی هجده شهريور روزنامه‌ی تحليل روز به ياد او يادداشت‌هايی خواندنی نوشتند.

 

تأخير يك هفته‌يی در نشر شماره‌ی بعد

شماره‌ی بعدی دوهفته‌نامه با يك هفته تأخير، در يك‌شنبه برابر با چهاردهم مهر 1387، منتشر می‌شود.

دليل اين تأخير تنظيم زمان‌بندی انتشار مجله به نحوی‌ست كه بتوانيم در سال‌گرد تولد مجله، يعنی حول و حوالی آخر مهر و ابتدای آبان با دست پر بر صفحه‌ی نمايش‌گر سلام‌تان گوييم! :)

آری، به زودی «فروغ» وارد هفتمين سال فعاليت و زنده‌گی خود می‌شود.

تا آن وقت تلاش‌مان بر اين است تا نسخه‌ی ديگری از ماه‌نامه نيز به چاپ بسپاريم.

 

 

 

 

ماه‌نامه‌ی «فروغ»

نسخه‌ی كاغذی ماه‌نامه‌ی «فروغ» در حال حاضر با شمارگان اندكی منتشر می‌شود، اما اين امكان مهياست تا علاقه‌مندان نسخه‌ی الكترونيكی آن را به رايگان تهيه كنند.

در صورت تمايل به دريافت نسخه‌ی كاغذی و برای اشتراك، با نشانی مجله (info [@] forough [.] net ) مكاتبه و درخواست خود را اعلام كنيد تا شرايط اشتراك به شما اعلام گردد.

 

دريافت نسخه‌ی الكترونيكی ماه‌نامه:

- شماره‌های 9 و 10 (تير و مرداد 1387)

- شماره‌های 7 و 8 (اردی‌بهشت و خرداد 1387)

- شماره‌های 5 و 6 (بهمن و اسفند 1386)

- شماره‌ی 4 (شهريور و مهر 1386)

- شماره‌ی 3 (تير و مرداد 1386)

- شماره‌ی 2 (اردی‌بهشت و خرداد 1386)

- شماره‌ی 1 (فروردين 1386)