|
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||
|
اينك دو سال است كه میگذرد ... يادداشت نخست ويژهنامهی «كمپين تغيير برای برابری»، نوشتهی مشترك مريم ياسمين و شهاب مباشری
اينك دو سال است كه میگذرد ... آری دو سال! زمانی كه كافیست تا يك نوزاد راه بيفتد، دندان در بياورد، به حرف بيايد و مادرش او را از شير بگيرد كاملا. ديگر او كودكیست كه با شر و شور و بیقراری، كه از هر ديوار راستی بالا میرود و با زبان شيرينی كه دلات را نرم میكند، به هر خواستهيی كه دوست میدارد، میرسد. حتا اگر آن خواسته در دنيای واقعی شدنی نباشد، چنان قوهی خيالاش بكر و خلاقه است كه در نهايت شگفتی، مطلوباش را میآفريند. اينك دو سال است كه میگذرد از روزی كه كمپين يك ميليون امضا برای تغيير نابرابری قوانين تبعيضآميز متولد شد ... ادامه
نقدی بر حركتی كه به آن ايمان داريم يادداشت رسمی فعالان كمپين تغيير برای برابری در شيراز، در آستانهی دومين سالگرد فعاليت كمپين ما به راهی که میرويم عشق میورزيم. يا بهتر است بگوييم که به اين عشق مبتلا شدهايم، بی کم و کاست. برای اين عشق خون دل میخوريم و از خود مايه میگذاريم. درد میکشيم و لذت میبريم. برای اين عشق میجنگيم، تعصب به خرج میدهيم و آن را تقديس میکنيم و لاجرم معشوق را همانطور که هست میخواهيم، نه کمتر و نه بيشتر ... ادامه
چه به دست آوردهايم و چه بايد كرد؟ ميزگرد نگاهی از درون و بيرون به دستآوردهای تا به امروز كمپين و چشمانداز پيش رو
تحريريهی بخش «زنان پارس» باز هم به هر حال، در اين مباحثات و گاه مجادلات، در بارهی دستآوردهای كمپين بحث كردهايم، به طور مصداقی نيز به مسأله نگاه كردهايم، در رویكردمان به ماجرا تك به تك صادق بودهايم و اين در تعارض نظراتمان رد گرفته میشود، اما مهم اين است كه همآهنگ تا آخر خط را رفتهايم. در آخر خط كه بعد از مرور و تحليل كاستیها و موانع كار به آن میرسيم، به آينده نگاه خواهيم انداخت، هرچند جوابی قطعی قرار نيست بيابيم. آخر، به نظر شما وقتی هايزنبرگ و عدم قطعيتاش ذره ذره و بنياد هستی را دارند توجيه میكنند، ما چه حرفی میتوانيم بزنيم كه غير از آن نشود؟ ... ادامه
حتما باز هم با كمپين همراه میشوم ... گزارشی از سه گپ و گفت دوستانهی اينترنتی با محبوبه حسينزاده، الناز ناطقی و فرنوش تهرانی، تهيه و تنظيم از شهاب مباشری حسب سوابق دوستی و آشنايی با تنی چند از فعالان اجتماعی در عرصهی مسائل زنان كه به سالها قبل در محيط مجازی وبلاگستان يا دنيای روزنامهنگاری كاغذی و مشاركت در طرحهای نرمافزاری و اطلاعرسانی بر میگردد، میدانستم كه برخیشان كم و بيش با «كمپين يك ميليون امضا برای تغيير نابرابری قوانين تبعيضآميز» همكاریهايی داشتهاند. از اين بين با سه تنشان فرصتی دست داد تا به صورت اينترنتی و از راه دور گپ و گفتی داشته باشم و در بارهی مناسباتشان با كمپين از ابتدا تا حال، نگاهشان به امروز و فردای آن پرس و جو كنم ... ادامه
نافرمانی مدنی و كمپين يك ميليون امضا يادداشتی تحليلی از محمد فلاحنيا کمپين يک ميليون امضا الگوی مناسبی از «نافرمانی مدنی»ست. بين فعالان جنبشهای اجتماعی و مدنی، مصداق و يا تعريف واحدی برای نافرمانی مدنی وجود نداشته باشد. نافرمانی مدنی برای اکثر افراد مجموعهيی از کنشهای عملیست، اما میتوان ويژهگیهايی را برای نافرمانی مدنی بر شمرد که از طرف فعالان جنبشهای اجتماعی و مدنی مورد توافق بيشتری هستند ... ادامه
از صفر مختصات در امروز تا خوشا فردايی كه ... آسيبشناسی كمپين يك ميليون امضا در آغاز سه سالهگی توسط شهاب مباشری ... آری، روزی در همين ماه از دو سال پيش، ميخ ظهور كمپين به آسمان كنشگری اجتماعی در ايران كوبيده شد. بيانيه علنی شد، نشستهای چندی با حضور فعالان اجتماعی علاقهمند به مطالبات و حقوق زنان از سراسر ايران برگزار شد، افراد و گروهها و انجمنها انگيخته و آماده شدند تا رودررو با مردم سخن گويند، پایگاه رسانهيی مستقلی در سپهر بیمرز اطلاعات و اينترنت راه افتاد و ... جابهجايی از نقطهی صفر شروع شد. گامهای شمردنی و محسوس و تكانهای ناشمردنی و به تنهايی نامحسوس حاكی از پيشروی كنشگران در راستای محور مطلوب كمپين، متناسب با محور زمان بود، اما ... ادامه
يادداشتی از محمد فلاحنيا در حال و هوای همراهی كمپين تغيير برای برابری يکی از مهمترين پیآمدهای مدرنيته در جوامع بشری دگرگونی اسطورههاست. به اين صورت که اسطورههای آسمانی يا به کلی از بين میروند و يا بسيار بسيار ضعيف میشوند. اسطورههای خدايی و هرکولهای نيمهخدايی – نيمهزمينی برای هميشه زمين را ترک میکنند و در عوض، اسطورههايی زمينی پديد میآيند. اسطورههايی ملموس، اسطورههايی که وجه مشترک همهشان انسان بودن آنهاست. انسان بودن به معنای اخص کلمه! انسانهايی که برای کاستن از آلام بشری گام بر میدارند ... ادامه
درگاه مستندات معرفی و تبيين كمپين تغيير برای برابری، تهيه و تنظيم از مريم بهرمن و مريم ياسمين گزيدهی اسناد را ببينيد و پيوند دسترسی به آنها را دنبال كنيد ... ادامه
آيا شعر همان قافيه نباختن است؟ جوابيهيی ستار شكری بر نقد نصرالله سررشتهدار بر چند ترجمهی شعر از او بيشتر نويسندهگان آثار خلاقه تا آخر عمر نسبت به آثارشان احساس وظيفه دارند، بنا بر اين مسأله ورای دفاع صرفا غريزی و يا کينهتوزی میشود. اگرچه اين واقعيت که ارتباط ميان اثر و منتقد مثل رابطهی دو چرخدندهی همجوار است که به يکديگر ياری میرسانند، اما همواره در خلاف جهت يکديگر در حرکتاند _ اين واقعيت سبب میشود نگاه سريعام در اين يادداشت محدود باشد. در برگردان آثار يادشده سعی کردهام تسليم سيستم بستهی ترجمهی کاملا مقفا و در برابرش ترجمهيی که بخواهم با سهلانگاری، «آزاد» بنامم نشوم ... ادامه
كودكانهی مريم ابوالحسنی در آستانهی فرا رسيدن فصل نو صدای خشخش برگها از کوچهها به گوش میرسد.
لباسی
زرد و نارنجی فضای کوچه را در بر گرفته است. خيلی وقت است که صدای زنگ
شروع مدرسه در کوچه نپيچيده است. زنگ شروع
مدرسهها به صدا در میآيد و کودکان در حال خداحافظی با پدر و مادرها
به
سوی
مدرسهها میدوند. |
|