|
|
|
|
||||||||||||||
|
پاييز مريم ابوالحسنی*
صدای خشخش برگها از کوچهها به گوش میرسد.
لباسی
زرد و نارنجی فضای کوچه را در بر گرفته است. خيلی وقت است که صدای زنگ
شروع مدرسه در کوچه نپيچيده است. زنگ شروع
مدرسهها به صدا در میآيد و کودکان در حال خداحافظی با پدر و مادرها
به
سوی
مدرسهها میدوند. امروز روز رنگينیست، روز شادابی اهالی محله.
امروز
روز شروع است، شروع زندهگی دو باره. که بعد نوبت زمستان است با لباسی از جنس برف. دستها رو به آسمان است که اين آفرينش خدا را سپاس بدارند و پرندهگانی را که کوچ میکنند از روی بام مدرسه. امروز همه جا رنگين است، نقطهيی بیرنگ نيست. نقطهيی را نشان بده که لبريز از احساس خدا نيست!
|
|