سال ششم

بيست‌وچهار شهريور

1387

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

مريم ياسمين

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

maryam.yaasamin

[@] gmail [.] com

 

شهاب مباشری

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

shahab

[@] forough [.] net

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1387

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

اينك دو سال است كه می‌گذرد ...

يادداشت نخست ويژه‌نامه‌ی «كمپين تغيير برای برابری»

مريم ياسمين و شهاب مباشری

 

اينك دو سال است كه می‌گذرد ...

آری دو سال! زمانی كه كافی‌ست تا يك نوزاد راه بيفتد، دندان در بياورد، به حرف بيايد و مادرش او را از شير بگيرد كاملا. ديگر او كودكی‌ست كه با شر و شور و بی‌قراری، كه از هر ديوار راستی بالا می‌رود و با زبان شيرينی كه دل‌ات را نرم می‌كند، به هر خواسته‌يی كه دوست می‌دارد، می‌رسد. حتا اگر آن خواسته در دنيای واقعی شدنی نباشد، چنان قوه‌ی خيال‌اش بكر و خلاقه است كه در نهايت شگفتی، مطلوب‌اش را می‌آفريند.

 

اينك دو سال است كه می‌گذرد از روزی كه كمپين يك ميليون امضا برای تغيير نابرابری قوانين تبعيض‌آميز متولد شد.

آری دو سال! سال‌های سرشار از اتفاق‌های خوب و بد، سال‌هايی که بيش‌ترين هزينه و از ديگر سو، بيش‌ترين دست‌آورد را برای جنبش زنان ايرانی داشت.

آيا اينك «كمپين» را می‌توان با آن تمثيل «كودك» مقابل قرار داد؟ اين چند خط مجالی برای پاسخی مشروح به اين پرسش ندارند، اما فرصتی جور می‌كنند تا انديشه‌های ورای كمپين را هم‌چون خلاقيت و شيرينی كودكی، و تلاش‌اش را برای تحصيل هدف و دست‌آوردهايش مانند شر و شور و خواست كودكی، گرامی‌می‌داريم!

و شايد در اين دو ساله، کمپين يک بهانه بود. بهانه‌يی برای چشيدن طعم شيرين ارتباط با مردم عادی كوچه و بازار! آن خانم چادری كه زنبيل خريد روزانه‌اش را در سال‌های ميان‌سالی‌اش كشان كشان می‌برد يا آن روزنامه‌فروش سر چهار راه ملاصدرا كه شايد سواد هم نداشته باشد! زنان و مردانی که هيچ گاه خط‌کشی‌ها و فاصله‌های شکل‌گرفته‌يی که به مرور زمان عميق و عميق‌تر می‌شد، اقبال نشستن و گوش فرا دادن به خواسته‌ها، نيازها و داستان زنده‌گی‌شان را نمی‌داد.

حالا آن سوی عوالم تمثيل كودكانه، به خاطرات كه می‌نگريم، به رفتار و پندارها كه نظری می‌اندازيم، هرچند اين طعم چشيدن هميشه شيرين و ملس نبود، و گاه روايت خواهش‌های اين زنده‌گی‌ها (خيلی از مواقع تا سر حد ابتدايی‌ترين خواسته‌ها) و ارتباط مستقيم يا غير مستقيم اين نيازها با قوانين تبعيض‌آميز، آن‌چه برای تو بر جای می‌گذاشت مزه‌ی گس و تلخی داشت، چه بسيار می‌آموزيم.

ديده‌ايد كه وقتی دست‌نوشته‌های ساليان پيش را باز می‌خوانيد، چه بسا ايرادهای املايی و خطاهای انشايی بر شما آشكار می‌شوند، خطاهايی كه ديگر از آن پس، با دانش و تجربه‌يی كه آموخته و اندوخته‌ايد، تكرارشان نمی‌كنيد. حالا اين حكايت ماست و كمپين!

 

اينك دو سال است كه می‌گذرد از آغاز به كار رسمی «كمپين» و در همين جا و زمان، بر آن‌ايم تا با نگاهی هم به گذشته هم به چشم‌اندازی آينده، در قالب نقد و بررسی، مقاله و تحليل، گزارش و گفت‌وگو، با روی‌كردی صادقانه، با روايتی نه الزاما و كاملا درونی و جانب‌دارانه، اين حكايت را باز بگوييم.

همين!

 

و اين نمايه‌ی مطالب اين پرونده:


پی‌نوشت:

لازم است از هم‌راهی ويژه‌ی تمامی اعضای تحريريه‌ی مجله در آماده‌سازی اين پرونده و ديگر دوستانی كه دعوت تحريريه‌ی مجله‌ی «فروغ» را پاسخ مثبت دادند، و با حضورشان بر كيفيت كار تأثير مثبت گذاشتند، صميمانه سپاس‌گزاری شود.

شهاب مباشری، دبير تحريريه‌ی مجله‌ی «فروغ»

Ç

 

   آثار شماره‌ی «141»

 

   زنان پارس

اينك دو سال است كه می‌گذرد ...

نقدی بر حركتی كه به آن ايمان داريم

چه به دست آورده‌ايم و چه بايد كرد؟

حتما باز هم با كمپين هم‌راه می‌شوم ...

نافرمانی مدنی و كمپين يك ميليون امضا

از صفر مختصات در ام‌روز تا خوشا فردايی كه ...

اسطوره‌ها

كمپين چيست؟

   هنرهای تصويری

بی قطره‌يی از باران بوسه‌هايت

   فرهنگ و ادب برای هميشه

با كی‌خسرو در شاه‌نامه

عبارت‌ها و تعارف‌های رايج در بين زنان شيرازی

   کوچه‌ی آف‌‌تاب،

   بن‌بست ستاره

جوی بی‌آب، پاكت سيگار

داستايوفسكی چی شد عمو جون؟

شعرهای بن‌بست ستاره: آثاری از شش شاعر

اين كتاب خوش است

   نقد ادبی

آيا شعر همان قافيه نباختن است؟

   كودكانه

پاييز