سال ششم

بيست‌وچهار شهريور

1387

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1387

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

نقدی بر حركتی كه به آن ايمان داريم

يادداشت رسمی فعالان كمپين تغيير برای برابری در شيراز، در آستانه‌ی دومين سال‌گرد فعاليت كمپين*

 

ما به راهی که می‌رويم عشق می‌ورزيم. يا به‌تر است بگوييم که به اين عشق مبتلا شده‌ايم، بی کم و کاست. برای اين عشق خون دل می‌خوريم و از خود مايه می‌گذاريم. درد می‌کشيم و لذت می‌بريم. برای اين عشق می‌جنگيم، تعصب به خرج می‌دهيم و آن را تقديس می‌کنيم و لاجرم معشوق را همان‌طور که هست می‌خواهيم، نه کم‌تر و نه بيش‌تر.

اين دل‌بسته‌گی از آن نوع است که گاه تمرکز و گاهی فراموشی می‌آورد. چيزهايی از قلم می‌افتند و برخی هم ديده نمی‌شوند. وقتی شيفته‌ی روش می‌شويم، آن قدر بی خود از خود راه را طی می‌کنيم که هر چند تعقل‌مان را از دست نداده‌ايم، اما به دنبال به‌ترين هم نمی‌گرديم. معشوق هر چه که باشد به‌ترين است!

 

کارنامه‌ی فعالان جنبش زنان در شهر شيراز را می‌توان با برخی معيارهای درخشان تلقی کرد. برپايی کارگاه‌های آموزشی، سمينارها و بزرگ‌داشت‌ها با در نظر گرفتن موانع و محدوديت‌های رايج و در فضايی بعضا آلوده به ارعاب، دست‌آوردهای پيروزمندانه‌يی بوده‌اند.

کمپين يک ميليون امضا هم تجربه‌يی مکاشفه‌آميز را برای ما به هم‌راه آورد که بخشی از آن پيمودن راهی بود که با هدف آگاه‌سازی برای خود تعريف کرده بوديم و سهم بزرگ‌تر، شناخت ما از خود بود و از جان‌مايه‌ی جنبشی که آرام آرام در گوشه و کنار ايران به رسميت شناخته می‌شد. شايد ملموس‌ترين حاصل فعاليت در سال‌های اخير برای فعالان جنبش زنان در شيراز را بتوان باور به خويش و ايمانی راسخ به حرکت دراين مسير دانست، ايمانی تا سر حد شيفته‌گی.

 

موضوع نقد ما در باره‌ ی آن‌چه می‌کنيم، راه و بی‌راه نيست. آگاهی‌رسانی که کم و بيش اصلی‌ترين رسالت جنبش زنان در نزد ما تلقی می‌شود به عنوان شرط ناگزير هر حرکت اصيل اجتماعی پذيرفته شده است. اعتراض نهفته در حرکتی هم‌چون کمپين نيز از جنس مخالفت‌هايی‌ست که ماهيت جنبش‌های اجتماعی وابسته به آن است. بنا بر اين آن‌چه تا کنون پی گرفته شده است، مبتنی بر ساز و کارهای شناخته‌شده‌يی‌ست که تعريفی حداقلی را برای جنبش زنان در شيراز به رسميت می‌شناسد. آن‌چه ما را به نقد خويش وا می‌دارد، بحث کافی و ناکافی بودن و موضوع اثربخشی و کارايی‌ست. خلائی که ميان سطح موجود و مطلوب در زنده‌گی فردی، خانواده‌گی و اجتماعی زنان وجود دارد چنان عظيم است و مؤلفه‌های به وجود آورنده‌ی وضعيت موجود به قدری گوناگون هستند که مواجهه با آن‌ها از يک زاويه بی‌شک اثربخشی لازم را ايجاد نخواهد کرد. و اين سوای آن حس مادرانه‌يی‌ست که خود را مسئوول سامان دادن به همه‌ی بی‌مسؤوليتی‌ها و نابه‌سامانی‌های دنيای پيرامون می‌داند.

 

انگاره‌يی که آگاهی را شرط لازم و کافی برای ايجاد تغيير و تحول می‌دانست، با توسعه و گسترش تکنولوژی‌های ارتباطی و سرعت نشر اطلاعات مورد ترديد جدی قرار گرفته است. ام‌روزه امکان دست‌يابی به اطلاعات در حوزه‌های مختلف چنان تسهيل شده است که بحث وجود و فقدان منابع آگاهی جای خود را به مسأله‌ی تعدد چشم‌گير منابع و به تبع آن وجود گزينه‌های بی‌شمار داده است، به نحوی که انتخاب و به کارگيری اطلاعات در يک حوزه، مستلزم وجود نظامی متوازن از باورهای زمينه‌يی، انگيزاننده‌ها، شرايط اقتصادی و معيشتی و ... است. در واقع، اينک امکان وقوع تغيير و تحول از طريق آگاهی‌رسانی تنها در يک بستر فرهنگی شناخته‌شده ميسر است.

 

قلم‌رو فعاليت‌های اجتماعی برای زنان، به‌ تناسب حوزه‌های جمعيتی و بافت فرهنگی متنوع مردمان، نيازمند وسعت و گونا‌گونی‌ست. در استان فارس تنوع اقليمی، فرهنگی، اقتصادی، وجود حوزه‌های شهری، روستايی و عشايری، شيوه‌های مختلف زنده‌گی و حضور اقوام فارس، لر، ترک و عرب و عواملی از اين دست موجب ايجاد چشم‌اندازهايی گوناگون در افق فعاليت‌های جنبش زنان گرديده است. هم‌دلی با مردان و زنانی با پس‌زمينه‌های اجتماعی متنوع و کسب هم‌دلی آن‌ها و برقراری تعاملی سازنده که در حقيقت مهم‌ترين عوامل توسعه‌ی پای‌گاه اجتماعی جنبش به شمار می‌روند، مستلزم کيفيت ويژه‌يی هستند که بی‌ياری پژوهش‌های مردم‌نگارانه و جامعه‌شناسانه، به‌دست آوردن درکی عميق از فرهنگ مردم و به‌کارگيری پتانسيل‌های درونی اين حوزه‌های اجتماعی از طريق هم‌کاری با فعالان بومی امکان‌پذير نيست. غفلت از چنين روی‌کردی در شرايطی که اعضای جامعه هر حرکت تحول‌خواهانه را برحسب مقتضيات فرهنگی خود به‌گونه‌يی استنباط و تعبير می‌کنند، خط ايجاد گسست ميان فعالان اجتماعی و بدنه‌ی اجتماع را پديد می‌آورد تا جايی که درگيری با دغدغه‌های اصيل انسانی و اجتماعی در حد يک ژست روشن‌فکرانه تنزل می‌يابد.

 

مفاهيم کارايی و اثربخشی، با مباحث سازمان‌دهی، برنامه‌ريزی و ايجاد ساختار گره خورده‌اند. در حالی که پويايی جنبش زنان به تداوم فعاليت‌های سازنده و تعامل مستمر با نيروهای داوطلب در فضايی زنده و برانگيزاننده نيازمند است، هنوز به راه‌کارهايی برای ايجاد ساختار منسجم از وظايف و نقش‌ها دست نيافته‌ايم. اين امر خود ناشی از فقدان سلسله مراتبِ جامعی از برنامه‌هاست که به‌وسيله‌ی آن چشم‌اندازهای جنبش زنان به اهدافی ملموس و نزديک برای فعالانِ بالقوه و بالفعل جنبش با زمينه‌های فرهنگی و اجتماعی مختلف تبديل می‌شوند. در حقيقت خلاء موجود ميان آرمان‌های جنبش و اهداف عملياتی و تاکتيکی آن، باعث راکد ماندن بسياری از ظرفيت‌های نهفته‌ی زنان و مردان علاقه‌مند شده و امکان بروز قدرت‌مندانه‌ی نمودهای جمعی را از جنبش سلب کرده است. با اين وجود فعالان جنبش زنان در شيراز کماکان در تلاش‌اند با ارائه‌ی آموزش‌های مرتبط با مهارت‌های اجتماعی، نسبت به ايجاد آگاهی و دغدغه در زنان و ايجاد تحول در حوزه‌های شخصی شرکت‌کننده‌گان در اين برنامه‌ها ـ هرچند با دامنه‌ی اثرگذاری محدود ـ بپردازند.

* اين نوشته پيش‌تر در مجموعه‌يی كه پای‌گاه مدرسه‌ی فمينيستی منتشر كرده، آمده است (ويژه‌نامه‌ی زنگ اول، نشريه‌ی داخلی مدرسه‌ی فمينيستی).

Ç

 

   آثار شماره‌ی «141»

 

   زنان پارس

اينك دو سال است كه می‌گذرد ...

نقدی بر حركتی كه به آن ايمان داريم

چه به دست آورده‌ايم و چه بايد كرد؟

حتما باز هم با كمپين هم‌راه می‌شوم ...

نافرمانی مدنی و كمپين يك ميليون امضا

از صفر مختصات در ام‌روز تا خوشا فردايی كه ...

اسطوره‌ها

كمپين چيست؟

   هنرهای تصويری

بی قطره‌يی از باران بوسه‌هايت

   فرهنگ و ادب برای هميشه

با كی‌خسرو در شاه‌نامه

عبارت‌ها و تعارف‌های رايج در بين زنان شيرازی

   کوچه‌ی آف‌‌تاب،

   بن‌بست ستاره

جوی بی‌آب، پاكت سيگار

داستايوفسكی چی شد عمو جون؟

شعرهای بن‌بست ستاره: آثاری از شش شاعر

اين كتاب خوش است

   نقد ادبی

آيا شعر همان قافيه نباختن است؟

   كودكانه

پاييز