سال ششم

چهارده مهر 1387

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

 

هم‌راهی با «فروغ»

كدهايی برای هم‌راهی

 

 

برای اين كه فروغ را به خوبی ببينيد، قلم ياقوت را اگر بر دست‌گاه خود نداريد، نصب كنيد.

 

© 1381 تا 1387

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

"Regarding Hafiz Day", A Note by Shahab Mobasheri and Three Hafiz Sonnets A Cultural Discussion on Aesthetics of Violence, by Saleh Tasbihi "A Life in Photos", A Tribute to the Late American Actor P. Newman

 

زيبايی‌شناسی خشونت (1)

پاره‌ی اول از يك نوشته‌ی تحليلی توسط صالح تسبيحی

آيا جسد زيباست؟ چه لذتی در تماشای بدن‌های پاره شده، سرهای بريده، و تماشای انسانی رنج‌كش كه در كام هيولايی سه بعدی فرو می‌رود نهفته هست؟

برای جست‌وجوی پاسخ، بايد بحران را تشريح كرد.

در بحران، جامعه خصوصيت‌های ذاتی خودش را نشان می‌دهد.

در واقع، بحران برای کشف زيبايی‌شناسی اصيل يک جامعه بسيار مفيد است. بحران اقتصادی، سياسی يا هر عامل بحرانی ديگر يکی از مشخصه‌های زيباشناسانه‌ی جامعه را بيرون می‌ريزند ... ادامه

 

 

 

عكس‌هايی از يك عمر زنده‌گی

به ياد پل نيومن، عكس‌نوشته‌هايی با ترجمه‌ی نصرالله سررشته‌دار

پل نيومن بازی‌گری برنده‌ی اسكار، فيلم‌ساز، راننده‌ی مسابقه، خيّر و فعال سياسی بود. يك بار چنين گفت: "من هميشه بازی‌گر نقش‌های دارای شخصيت بوده‌ام." و همين‌طور: "من تنها مثل شنل قرمزی بودم." ... ادامه

 

روی غبار رد انگشتان‌ات

طرح‌ها و عكس‌های انسيه سياوش

بيا روی هلال ماه

    هم‌بازی تاريكی كهكشان شويم

و تو

    روی گونه‌هايم ستاره بكاری

و من

    شهاب اشك دل‌تنگی و بوسه و آغوش

    گسيل نگاه‌ات كنم

از اين‌جا مرو

    سياره‌ی زيستن‌ام ... ادامه

 

 

 

شناس‌نامه‌ی شاه‌نامه، بخش نخست

مروری بر منابع به كار رفته در سرودن شاه‌نامه توسط محمود كوير

شاه‌نامه‌ی فردوسی دارای شناس‌نامه‌يی‌ست. منابع و مآخذی در کار بوده‌اند که فردوسی به آن‌ها نگاه کرده و آموخته و برداشت کرده و سرانجام آن حماسه‌ی داد و خرد را آفريده است. فردوسی هنرورز و شاعر و پژوهش‌گری ارج‌مند بوده است. در تمام شاه‌نامه، در هر داستان و سرگذشت که چونان دريايی پرموج است، مرواريدهای رخشان انديشه‌های دانايی دل‌آور ديده می‌شود. انديشه‌هايی انسانی بر بنيان داد و دانايی.

من بر آن ام که دانای توس و فرزانه‌ی ايران با دانشی گسترده و بينشی استوار، اين کتاب‌ها را خوانده و بخشی از آن داستان‌ها را از راويان گوناگون شنيده و بر اين بستر و زمينه، شاه‌کار بی‌مانند خويش را باز آفريده است ... ادامه

 

شمس تبريزی، مرغ موج‌آشيان

به بهانه‌ی روز بزرگ‌داشت مولانا، مقاله‌يی از عبدالرحيم ثابت

... شمس تبريزی آن مرغِ آبی موج‌نشينی‌ست كه جان از تنگ‌نای دل‌گير خانه‌های خرد و كوی و برزن‌های آشنا و معمول رهانده است و بر چكاد كوه موج‌ها خانه ساخته. مردی كه با آوای تندر و توفان و خروش سهم‌گين كوبش موج‌ها به سماع می‌ايستد. مردی كه حماسه‌ی بشكوهِ بود و وجودش ما را به گريز از خواری و خردی می‌خواند. تنها دمی درنگ در حضور او كافی‌ست تا احساس كنيم كه خروش اقيانوس‌ها در بركه‌ی خرد و خالی و خلوتِ وجودمان جاری شده است ... ادامه

 

در شب‌های حافظی

به بهانه‌ی روز حافظ، يادداشت‌هايی از شهاب مباشری و بازخوانی سه غزلِ حافظ

بيست مهر در تقويم ساليانی‌ست يك شبانه‌روز برای بزرگ‌داشت حافظ - كه بر او رحمت باد! بر او رحمت باد چون هر بار ديوان غزليات‌اش و فضای آرام‌گاه‌اش بهانه‌يی می‌شود برای فال و تماشای ما اهالی زمانه‌ی شلوغِ تنهايی! آن قدر اطراف‌مان را سر و صدا انباشته كه ندا و نوايی را كه بايد بشنويم و آوازی را كه بايد به گوشی برسانيم، ناتوان‌ايم و در نتيجه‌اش، تك و تنها.

حالا باز به همان بازی‌ها، يادم می‌آيد شب‌هايی از شب‌های حافظی را ... ادامه

 

 

 

 

انجمن قلم

 

پايان كار علی‌رضا بنياد

يادداشتی از حسين كاشانی به ياد قصه‌گوی طنزپرداز

نوشتن از يك دوست، با عمری خاطرات تلخ و شيرين، با وجودی كه جملات و واژه‌ها قادر به بيان تمامی احساسات نيست، خيلی سخت و دشوار نيست. آن‌چه سخت است نوشتن و سپس پاك كردن و باز نوشتن و پاك كردن است. آخر، هر چيزی را كه نمی‌توان نوشت. يعنی مصلحت ايجاب نمی‌كند، مانند راننده‌يی كه راه درازی پيش رو دارد، ولی گاز می‌دهد و سپس ترمز می‌كند و اين كار را تكرار می‌كند. به راستی، اين طور سفری چه دل‌شوره‌اور و آزاردهنده است ... ادامه

 

يك قلب خسته ازضربان ايستاده است

غزلی از حميد روزی‌طلب

من مرده‌ام. نشان كه زمان ايستاده است

و قلب من كه از ضربان ايستاده است

مانيتور كنار جسد را نگاه كن

يك خط سبز از نوسان ايستاده است

چون لخته‌يی حقير نشان غمی بزرگ

در پيچ و تاب يك شريان ايستاده است ... ادامه

 

شعر، واژه، زبان‌شناسی: زبانِ زايا و شاعر توانا

گفت‌وگوی پژمان طرفه‌نژاد با حميد روزی‌طلب

تقسيم‌بندی‌های مختلف شعری و ارزش‌گذاری‌های بعضا سليقه‌يی در حيطه‌ی ادبيات از ديرباز وجود داشته است، اما اين مقوله در دهه‌های اخير به صورت پررنگ‌تری نمود يافته و مباحثی غيرتخصصی را دامن زده است. آن كه فلان قالب شعری دارای قابليت‌های ويژه‌يی‌ست و مابقی نه يا اين كه به ظن بعضی تنها يك شيوه‌ی گويش شعری مشخص را می‌توان اثر هنری ناميد و ...، مواردی‌ست كه از دل اين تقسيم‌بندی‌ها بيرون می‌آيد ...

غزل «يك قلب خسته از ضربان ايستاده است»، سروده‌ی حميد روزی‌طلب، دارای ويژه‌گی‌های خاصی‌ست كه انگيزه‌يی شد برای تهيه‌ی گفت‌وگويی دوستانه در باره‌ی آن و گريز به مباحثی كه اشاره شد ... ادامه

 

توافقات هوايی

يك گزارش - داستان از بابك طيبی

پيش‌گو گفت: "مو ديگه درس‌امو از برم ... نهادن‌مون سر کار، يه ساعت ديگه تو هواپيما نگه‌مون می‌دارن که شام به‌مون ندن، بعدش هم می‌گن بفرماين سالن انتظار."

اين اسم را وقتی حدس‌اش درست از آب در آمد، گذاشتم رويش. در سفر داخلی هوايی اين قدر فرصت نيست که آدم‌ها به اسم شناخته شوند، ولی اين سفر طوری شد كه بسته به رفتار هر کسی اسمی در ذهن گذاشتم.

سر همان يک ساعتِ پيش‌گو موسيقی لايت قطع شد و صدای لطيفی اعلام کرد که به سالن انتظار برويم، هواپيما نقص فنی دارد. چه ما که تهران سوار شده بوديم ... ادامه

 

 

 

 

کوچه‌ی آف‌تاب

بن‌بست ستاره

 

مهم نيست

داستانی مينيمال از غزال تشكر

يک‌هو جيغ کشيد، به پهلو غلتيد، چشم‌هايش را از شدت درد بست و پاها را گِرد کرد توی شکم‌اش. اشک‌ها بی‌اراده روی گونه‌های داغ‌اش جاری شدند. چند دقيقه‌يی که گذشت درد رفت و خشم و خنده و لذت و اضطراب با هم آمدند و قاطی شدند. پا شد، دست و پايش را جمع کرد و نشست روی تخت. او که نشسته بود و همين طور هاج و واج نگاه‌اش می‌کرد، باعث شد همه‌چيز بيش‌تر به نظرش خنده‌دار بيايد. با خشمی که هنوز فروکش نکرده بود، گفت: "می‌دونی چی‌کار کردی؟"

او که حالا ديگر سرش را انداخته بود پايين و با ملحفه بازی می‌کرد، زير لبی لنديد: "خودت هميشه می‌گفتی دوست داری بدونی زن شدن چه طوريه. مگه نمی‌گفتی؟" ... ادامه

 

شعرهای بن‌بست ستاره: آثاری از شش شاعر

آثاری از

رضا چايچی، محمود معتقدی، يزدان سلحشور، بهروز احمدزاده، قباد حيدر و پويا عزيزی
را
بخوانيد

 

 
 

 

باغ

شعری از ويتا سكويل‌وست، با ترجمه‌ی ستار شكری

شادمانی‌های كوچك بايد جبران‌گر فجايع بزرگ شوند.

پس در ميانه‌ی جنگ، جسورانه از باغ‌ها سخن می‌گويم.

زمانی از مين مقدس سخن گفتم،

دل قوی داشتم و رونقی به ارغنون دادم، نت‌های ژرف «بم» را – آن‌ها كه در محدوده‌ی دياپازون بودند – بيرون كشيدم ... ادامه

 

رنگ كلمه: آثاری از چهار شاعر

آثاری از

صدرالدين انصاری‌زاده، عبدالرحيم ثابت، سپيده دهقانی

و سيدعلی صالحی بافقی را بخوانيد

 
 
 

 

فهرست كوتاهِ مطالب اين شماره:

   انديشه و نگاه انتقادی

زيبايی‌شناسی خشونت

   ê هنرهای تصويری

عكس‌هايی از يك عمر زنده‌گی / روی غبار رد انگشتان‌ات

   ê فرهنگ و ادب برای هميشه

شناس‌نامه‌ی شاه‌نامه /

شمس تبريزی، مرغ موج‌آشيان / در شب‌های حافظی

   ê انجمن قلم

پايان كار علی‌رضا بنياد /

يك قلب خسته از ضربان ايستاده است /

شعر، واژه، زبان‌شناسی: زبانِ زايا و شاعر توانا /

توافقات هوايی

   ê کوچه‌ی آف‌‌تاب، بن‌بست ستاره

مهم نيست /

شعرهای بن‌بست ستاره: آثاری از شش شاعر

   ادبيات ترجمه

باغ

   تا دل‌تان بخواهد شعر

رنگ كلمه: آثاری از چهار شاعر

 

«فروغ» وارد هفت ساله‌گی می‌شود

آبان كه بيايد، يعنی همين دو هفته‌ی آينده، حالا چند روز بيش‌تر يا كم‌تر، اين برگ‌های مجازی كه با هم «فروغ» را می‌سازند، وارد هفتمين سال عمر خود می‌شوند. راهی كه هنوز گويی ابتدای ماجراست. در اين سن، كودكان تازه پا به مدرسه می‌گذارند و اول بسم الله دانش‌اندوزی‌ست. اينك «فروغ» هم انگاری در همان‌جا ايستاده و راهِ رفتن طولانی‌ست.

اميد كه «فروغ» و هم‌راهان‌اش بتوانند در سال نويی كه می‌آيد، نفس‌تازه‌كرده و پرتوان ماراتن عرصه‌ی فرهنگ را ادامه دهند.

چه خوب و شادی‌بخش كه شما نيز هم‌راهی‌شان كنيد، اميد ببخشيدشان و دستِ گرمی بر شانه‌هاشان بگذاريد!

و اين با ارتباط شما، طرح خواسته‌ها و توقعات‌تان، بيان انتقادها و عيان كردن كاستی‌ها و هش‌دار دادن‌ها برآورده می‌شود. به انتظار می‌مانند «فروغيان» تا در اين باره از باب گپ و گفت و جدل بگذريد.

 

شماره‌ی بعدی ماه‌نامه‌ی «فروغ»

تا انتهای مهر می‌كوشيم تا شماره‌ی بعدی ماه‌نامه، مخصوص ماه‌های شهريور و مهر، آماده‌ی نشر و توزيع گردد. (هرچند شرايط روزگار و محدوديت‌ها سبب شده تا اين نسخه حكم دو ماهه به خود بگيرد!)

 

 

 

 

ماه‌نامه‌ی «فروغ»

نسخه‌ی كاغذی ماه‌نامه‌ی «فروغ» در حال حاضر با شمارگان اندكی منتشر می‌شود، اما اين امكان مهياست تا علاقه‌مندان نسخه‌ی الكترونيكی آن را به رايگان تهيه كنند.

در صورت تمايل به دريافت نسخه‌ی كاغذی و برای اشتراك، با نشانی مجله (info [@] forough [.] net ) مكاتبه و درخواست خود را اعلام كنيد تا شرايط اشتراك به شما اعلام گردد.

 

دريافت نسخه‌ی الكترونيكی ماه‌نامه:

- شماره‌های 9 و 10 (تير و مرداد 1387)

- شماره‌های 7 و 8 (اردی‌بهشت و خرداد 1387)

- شماره‌های 5 و 6 (بهمن و اسفند 1386)

- شماره‌ی 4 (شهريور و مهر 1386)

- شماره‌ی 3 (تير و مرداد 1386)

- شماره‌ی 2 (اردی‌بهشت و خرداد 1386)

- شماره‌ی 1 (فروردين 1386)