سال ششم

بيست‌وهشت مهر 1387

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

هنگام

q_hengam

[@] yahoo [.] com

 

سيدعلی صالحی بافقی

alisalehi7

[@] yahoo [.] com

و

خانه‌ی اينترنتی‌اش:

گاهی مرا به نام كوچك‌ام بخوان

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1387

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

رنگ كلمه: آثاری از دو شاعر

آثاری از هنگام و سيدعلی صالحی بافقی

 

دو شعر

هنگام

 

1

در سرزمين من،

همه چيز

          به

            «تو»

                ختم می‌شود

آن‌جا که «ما» بيمار است

و من از ما شدن بی‌زار.

 

«دوستی»

     «دستی» آلوده به هم‌راهی‌ست.

آن که به گردن‌ات می‌آويزد

ناکامی خويش را گردن‌آويز تو می‌سازد.

 

برای «بودن»،

نيازی به هيچ کس نيست

خرده‌گی تنهايی

از سراب هم‌راهی‌ست

و اين خدايی که زيباست.

 

2

نق می‌زند هنوز بر سرم آسمان

و زمين به زير پاهايم هم‌چنان لق

چه به هم آمدند جور در و تخته

و آن

داستان ديگری‌ست

کمی ساده و پيچيده

چه خوش به جان هم افتاده‌اند آتش و آب

Ç

 

پيش و پس از توفان، پيروزی، قرينه و كشف

سيدعلی صالحی بافقی

 

پيش و پس طوفان

از اين همه آرامش

ترس بَرَم می‌دارد

می‌بَردَم ميانِ توفان

اما

حکايتِ آرامشِ پس از توفان را نيز می‌دانم ...

 

پيروزی

انگشت‌هام بوی باروت می‌دهند،

لب‌هام بوی دود!

گونه‌هام بوی آتش و

مُژه‌هام بوی چشمِ سوخته!

از حفره‌ی خالی ميانِ سينه‌ام چيزی نمی‌گويم ...

بی سر، بی دست، بی پا،

از جنگی نابرابر، شكست‌خورده، باز می‌گردم ...

...

حريف‌ام نشدم.

 

قرينه

تو  بُرده بودی

قلبی را که من باخته بودم ...

مغلوبِ کوچکی نبوده‌ام من،

تو هم فاتح بزرگی

...

 

کشف

و به جاذبه‌ی سيبِ ماه،

از ريشه،

به شکلِ درد در می‌آيم و

بر لبان‌اش خراب می‌شوم.

کاشفِ کدام رازِ سر به مِهرم می‌توانی باشی؟

 

Ç

 

   آثار شماره‌ی «143»

 

   فروغانه

فروغ‌دات‌نت ...

دختران دريا: نوشته‌هايی برای «فروغ»

   انديشه و نگاه انتقادی

زيبايی‌شناسی خشونت

حركت انديشه در فضای شهر

عاشقان دانايی

   هنرهای تصويری

سطرهای فراموشی، وقتی تو نباشی ...

   فرهنگ و ادب برای هميشه

شناس‌نامه‌ی شاه‌نامه

   انجمن قلم

رمان جنگ و «سفر به گرای 270 درجه»

دل‌مرده‌گی ...

   كوچه‌ی آف‌تاب

   بن‌بست ستاره

اتاقك‌های شيشه‌يی

سرتو بپا عمو جون!

شعرهای بن‌بست ستاره: آثاری از پنج شاعر

   ادبيات ترجمه، نمايشی

   و واگويه‌های شخصی

سرچشمه

موسيقی آب گرم

تبعيدات

   تا دل‌تان بخواهد شعر

كاشی فيروزه‌يی ترك‌خورده‌يی شدم

رنگ كلمه: آثاری از دو شاعر