|
|
|
|
||||||||||||||
|
رنگ كلمه: آثاری از يك شاعر آثاری از انسيه سياوش و سيد محمد مهدی شهيدی
انسيه سياوش
1 پشت اين تپه و كوه بركه باخته دل بر دريا خفته آرام ميان نیزار دست برده به دامان نگاهی هشيار و خدا آمده آنجا به تماشای بهار
2 ... بيا با هم بنشينيم پای حوض كوچك خانهی عزيز و با هم ريز بخنديم عزير جان هی دعامان كند و فوت كند به آسمان ...
3 كوزهيی آب بياور بهر اين تشنهی مست و ببين آن كفناش بود كه پيچيد به سر؟ كاش پيدا و نهان بود برای مستان مستی و راستی مست به پيش تو عيان
حالا صدای چرخهای قطار است كه ... سيد محمد مهدی شهيدی
حالا صدای چرخهای قطار است که رو به شرق، کرانهی «لوت» را میروند مدام و خستهگیناپذير. حالا منام در مقابل خود تنها تا صبح که در طلوع آفتابِ کوير پلههای ايستگاه را پايين میروم بیانتطار پيشواز هيچکس. من آدم ديگری شده است. من دلاش میخواهد در شفافی آسمان روزهای آبی شفاف بدرخشد چون فَلس ِ نيمروز. من آرزوهای کوچک دارد و به جای نجات دادن جهان همين که «اين ورش پيدا، آن ورش پيدا» باشد، مثل شيشه، کفايتاش میکند. من حالا بر میگردد به صدای ممتد چرخها. بر میگردد به خودش و میبيند «من دَرِش پيدا» صد تکه شده بر سنگفرشی که مرا به تو میرساند. من تکه تکه است. و چينیبندزنها به کهکشان ديگری رفتهاند. فقط «ديگری» مانده است.
قطار تهران - كرمان
|
|