سال ششم

بيست‌وهفت مرداد 1387

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

صدرالدين انصاری‌زاده

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

bottri_parandeh

[@] yahoo [.] com

 

حميده طرزی

هم‌راه با او / آثار پيشين

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1387

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

رنگ كلمه: آثاری از دو شاعر

آثاری از صدرالدين انصاری‌زاده و حميده طرزی

 

...

صدرالدين انصاری‌زاده

 

1

ديواری باش

باغی باشم

سرنوشت

گل باشد

با تبر

به شكل پرچينی بر من بروی

انگار مزرعه باشم

و تيشه

       سرنوشت

 

2

شلاق می‌زد

می‌دويم

به انتهای جهان رسيديم

زانو زدم

و گريستم

تمام غروب‌ها

پشت سرم بود

 

3

معلم می‌گفت

پاره‌خط

خطی ميان دو بيمارستان است

من دايره می‌كشيدم

و تو

   می‌خنديدی

Ç

 

دو شعر

حميده طرزی

 

...

عريانی تصوير روی ديوار سيمانی.

پشتِ حجاب حصيری

تيرآهن‌های سبز    پشت را راست می‌کنند.

گلِ سرخ شمع‌دانی پهلو زده به حوض آب،

در نعره‌ی ديزلِ جوش می‌لرزد:

دردِ زايشِ گوش‌های پا به ماه.

 

مصطفا خان پاشا پلو: کوچک‌مرد بزرگ

                                                      به ياد سعيد کاوه بيرجندی

 

کودک پير، بودای کوچک

هر روز با خورشيد الاکلنگ بازی می‌کند

جهشی رو به آف‌تاب با پايی کوتاه‌تر از ديگری.

آن‌جا که کبره‌های زانو  پايی می‌شوند در لق نخوردن روی زمين سست.

فرار بی‌فرجام

در هراس از ادراری بی اختيار بر تماميتِ جبر زيستن.

من مستأصل از پاسخ دادن به بانگی عطش‌ناک که «مادر» می‌خواندم

بر بازگشت زنی کر و لال روی تمامی کاج‌های کهن بيرجند دخيل می‌بندم

گرهی نگشودنی، کورتر از جهل تاريخ.

فرياد که هوار می‌شود

اشک پهنای معصوميت را در سيلی‌های مکرر خسته‌ی مردی بی طالع می‌پوشاند

اتاقی در مه دودی از ضرب تدخينِ  آتش به آتش، تنها پناه می‌شود

تا مصطفا «خان» بماند، در بله قربان گفتنی شاد به دن کيشوتی مغبون.

 

جاده‌ی بيرجند – کرمان

خرداد 87

 

Ç

 

   آثار شماره‌ی «139»

 

   ياد

مرگ محمود درويش و «باقی‌مانده‌ی يک زنده‌گی»

   انديشه و نگاه انتقادی

قالی بی‌گل (پنج و شش)

هيچ چشمی از سماع آگاه نيست

   هنرهای تصويری

کلمه‌يی برای ترجمان نگاه‌ات نيست

   فرهنگ و ادب برای هميشه

عبارت‌ها و تعارف‌های رايج در بين زنان شيرازی

با بهرام گبر

   کوچه‌ی آف‌‌تاب،

   بن‌بست ستاره

خرچنگ

سيگارکش‌ها

شعرهای بن‌بست ستاره: آثاری از پنج شاعر

شاعر از زبان خودش و «باکو، باکو»

   ادبيات ترجمه

«دريا فرو نشيند، بر آيد» و «هزارتو»

   ادبيات داستانی

   و تا دل‌تان بخواهد شعر

يک زنده‌گی روی چرخ

رنگ كلمه: آثاری از دو شاعر

يک، دو، سه، چهار

تبعيد