سال ششم

بيست‌وهشت مهر 1387

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

سيد محمد مهدی شهيدی

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

mehdish685

[@] gmail [.] com

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1387

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

تبعيدات، پاره‌ی ششم

سيد محمد مهدی شهيدی

 

سرسامِ برگ‌های زرد در غروبِ غريبِ تبعيدیِ شهری مهربان.

دل‌تنگ چيستی؟

مدت‌هاست از خودم پرسش نکرده‌ام و دی‌روز عصر گفتم در نهايت هيچ جوابی وجود ندارد، جز دردی تلخ از اين مايای بزرگ.

حالا روی شاه‌نشين به زانو خميده‌ام روی دفتری جيبی و کت‌هايم را – رنگ به رنگ – در آورده‌ام ببرم خشک‌شويی و مهندس سعيدی اس‌ام‌اس داد در ايران نيستم و دی‌روز صدای مجتبا و خنده‌ی وحيد دل‌ام را کنده، چرخ می‌دهد دور سرم.

کم کم و تلخ گسست‌ام را درک می‌کنم در لحظه‌يی که چرخ می‌زنند پروانه‌های برگ زرد در اين غروب غريب هزار کيلومتر آن‌سوتر ...

زمان چرخ می‌خورد دور خودش، می‌چرخدمان و سرگيجه می‌شود نصيبِ دويدن از خوابی به خوابی.

حياط زير نقش‌های شبِ هجدهمين پاييز در شهری که با همه‌ی مهربانی‌اش شهر من نيست «شهر من گم شده است» گم شده است.

و من در هيچ کجا خانه‌يی نساخته جز آن که در تهران با وام بانک مسکن به ماهی چهل‌وهفت هزار تومان و حالا دل‌ام هوای باغ‌چه‌هايم را کرده است، هوای توتِ هم‌سايه و بغل بغل گل‌های رزِ اردی‌بهشت هشتادوپنج که می‌بردم صبح به صبح برای تمام اتاق‌های اقتصاد و زنده‌گی.

اشياء، گل‌دان‌ها، باغ‌چه‌ها، ستاره‌های آسمان رفيق‌های بی‌کلک‌اند، چون مادر که صدای نحيف‌اش از توی سيم‌های مسی می‌نشيند توی سرم.

عصری فکر می‌کردم و خيال برم داشته بود برده بود دور ستاره‌ی قمری که هر مغرب در پيشانی اين همه آسمان به چشم می‌نشيند و من گم شدم رسما در شهر، گم شدم و پيدا که کردم خودم را کنار سيگارهای زرم بودم.

وقتی تمام آن‌چه بوده نوشته شده ديگر چه فرق می‌کند نام‌اش چيست.

سخن که کمال يافت متولد می‌شود بی‌درنگ بر صفحه‌های سفيد اين دفترِ جيبی يا کی‌بورد آی‌بی‌ام و صدوهفتادودو هزار تومان که به البرز ...

و صدايی حالا می‌خواندم به داخل اتاق با سقف‌های گنبدی بلند که وجدآور است و قشنگ.

 

هفده مهر 87

خانه حوض

 

Ç

 

   آثار شماره‌ی «143»

 

   فروغانه

فروغ‌دات‌نت ...

دختران دريا: نوشته‌هايی برای «فروغ»

   انديشه و نگاه انتقادی

زيبايی‌شناسی خشونت

حركت انديشه در فضای شهر

عاشقان دانايی

   هنرهای تصويری

سطرهای فراموشی، وقتی تو نباشی ...

   فرهنگ و ادب برای هميشه

شناس‌نامه‌ی شاه‌نامه

   انجمن قلم

رمان جنگ و «سفر به گرای 270 درجه»

دل‌مرده‌گی ...

   كوچه‌ی آف‌تاب

   بن‌بست ستاره

اتاقك‌های شيشه‌يی

سرتو بپا عمو جون!

شعرهای بن‌بست ستاره: آثاری از پنج شاعر

   ادبيات ترجمه، نمايشی

   و واگويه‌های شخصی

سرچشمه

موسيقی آب گرم

تبعيدات

   تا دل‌تان بخواهد شعر

كاشی فيروزه‌يی ترك‌خورده‌يی شدم

رنگ كلمه: آثاری از دو شاعر