|
|
|
|
||||||||||||||
|
كاشی فيروزهيی تركخوردهيی شدم طرحها و شعرهای كوتاهِ انسيه سياوش
1 خوابهايم را میروبی سپيدی چشمانام فرش قرمز منتظریست برای فرود قدمهايت با اشك بدرقهات كردم
2 بسيار دلتنگیات كشيدهام حذر مكن از چشمانام سايهات را شبچراغها برایام سوغات آوردهاند.
3 قلبام مكث میكند تا نفس كشيدن از نام تو آغاز گردد خيال عشقبازیهای شبانهام میخواهم پرسهگرد خوابهايم شود.
4 خوابيدی باران رخ برگ بوسيد دستان دخترك در باغچه برگها چيد انگشتاناش گريست خوابيدی گيسواناش زير باران خميد خواب ديدی باران نمیبارد
5 چشمانام را وصله با ستارهگان لبهايم را با چادری از شب و صورتام را با شنهای كوير میپوشانم و به انتظار شبگردی مینشينم.
6 پشت به پشت سايه رفت سايهات شمعدانی پژمرد و من در حوض دلتنگیات كاشی فيروزهيی تركخوردهيی شدم.
7 ساعتام را ميان تو و خدا كوك میكنم تو خواب میمانی من از خدا جا میمانم
8 قلبام وی سر انگشتانات شكوفه میكند اگر تو بنوازیاش به زخمهی عود.
9 سر بلند میكنم به آسمان ستارهی دلتنگیام سوسو میزند بايد فردا برسد برای ديدار تو
10 عشق را مجالی نيست حتا آنقدر كه بگويد برای چه دوستات میدارد.
11 اينجا باران و حظ بیداد میكند نيستی تا بوسههای خيس بيابان را ميان مردمك چشمهايت خطخطی كنم نيستی باران را مزمزه كنيم نيستی ...
12 پای آن سبز درخت زير آن ابر سپيد ياد كن واژهی چشمان مرا «چشم در راه تو ام»
13 آخرين اعلان رفتی با پاييز آخرين نوشته با بهار نمیآيی؟ راه در زمان گمشده است.
|
|