سال هفتم

دوازده آّبان 1387

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

 

هم‌راهی با «فروغ»

كدهايی برای هم‌راهی

 

 

برای اين كه فروغ را به خوبی ببينيد، قلم ياقوت را اگر بر دست‌گاه خود نداريد، نصب كنيد.

 

© 1381 تا 1387

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

A Cultural Discussion on Aesthetics of Violence, by Saleh Tasbihi Etudes and Photos by Ensieh Siavash

 

زيبايی‌شناسی خشونت (3)

پاره‌ی سوم از يك تحليل فرهنگی زيبايی‌شناختی به قلم و از نگاه صالح تسبيحی

آيا اين ما نيز نيستيم که هشت سال جنگی چنان خشونت‌بار را در چنته داريم؟ و خشونت‌های دو سال پيش از آن پی از انقلاب، و خشونت‌های رژيم شاهنشاهی ...

نسل آن راننده‌ی جوانی که می‌خواست خون ببيند، نسلی‌ست که رؤياهايش کابوس‌هايی هستند از جنس سينمای لينچ؛ رمانتيسيسم کشتار.

و نيز خودکشی، با فجيع‌ترين اشکال ممکن، که رايج است. جانی بالقوه‌ی مسافرکش، که قطعا چاقويی هم زير صندلی دارد، احتياجی به ديدن فيلم ندارد ... ادامه

 
 

 

چه‌قدرها كه بايد پی دستان‌ات بگردم

طرح‌ها و شعرهای كوتاهِ انسيه سياوش

هزار آف‌تاب خندان

                  در خرام توست

هزار ستاره‌ی گريان

                  در تمنای من ... ادامه

 

 

 

آخرين شهريار: جمشيد شاه (بخش يكم)

بخش نخست از سلسله مقالاتی فرهنگ‌‌شناسانه‌ی نوشته‌ی محمود كوير

در تاريخ اين سرزمين اما گره‌گاه‌ها و گذرگاه‌هايی‌ست پر از شور و شيدايی و خوف و خرابی. اين که چرا ام‌روزه، روزگار ما بدين‌گونه است، سبب‌هايی دارد که به گمان‌ام يکی از آن‌ها تاخت و تازهای بنيان‌کن و هستی‌سوز و خان‌ومان بر باد ده بی‌گانه‌گان بوده است. سخن اين است که در آن روزگار بلوا و غوغا، در روزگار تازش و يورش بی‌گانه‌گان، ما چه کرديم. بر ما چه رفت؟

اين سلسله نوشتار بر سر آن است که پاسخی بيابد به همين پرسش. پس نگاهی خواهيم داشت به آخرين شاهان. آنان که رفتند و ايران در دست بی‌گانه‌گان افتاد: جمشيد، داريوش سوم، يزد گرد سوم، جلال‌الدين خوارزم‌شاه و ... ادامه

 

 

 

 

انجمن قلم

 

در پله صدای دف می‌ماند

تأملی بر رمان «از پله صدای دف می‌آيد» (اثر «بابک طيبی») از نگاه اميد بلاغتی

رمان «از پله صدای دف می‌آيد» تجربه‌يی جسورانه و با شناخت عميق از ادبيات داستانی‌ست در حيطه‌ی ادبيات انقلاب. چرا می‌گويم جسورانه و با شناخت عميق؟

رمان با تصوير کردن زنده‌گی شخصيتی واقعی، می‌خواهد هم خود آن شخص هم دوره‌يی را کنکاش كند. اوائل انقلاب دوره‌يی‌ست بی‌شک حساس و چالش‌برانگيز. به همين دليل مخاطب از طيف‌های متفاوت با حساسيت رمان را می‌خواند. قضيه زمانی پيچيده‌تر می‌شود که خواننده متوجه می‌شود اين شخص «دکتر فقيهی»‌ست. او در 19 مهر 1360 به دست يکی از اعضای سازمان مجاهدين خلق ترور شده است ... ادامه

 

 

 

 

کوچه‌ی آف‌تاب

بن‌بست ستاره

 

فرزند اشك و نذر

دو داستانك از يزدان سلحشور

هنگامی كه فتح‌علی شاه به اشارات پنهان و آشكار درباريان، از ارسال آذوقه و مهمات برای سپاهيان عباس ميرزا كه در جنگ عليه روس‌ها به فتوحات قابل ملاحظه‌يی دست يافته بودند، سر باز زد، سفير وقت انگليس در تهران، به لندن نوشت: «ايران هند نيست كه محتاج ارسال لشگر باشد، اما درباريان‌اش آن‌قدر فاسدند كه به پول سياهی كشور را بر باد می‌دهند و البته شب را به راحتی سر بر بالين می‌نهند. شاه مملكت نه مناسب اين مسند است نه مناسب خواهد شد. به عيش و عشرت مشغول است، اما برای دول غربی اين‌گونه به‌تر است. فرزندش عباس ميرزا البته شايسته است، اما اگر به پترزبورگ برسد، ديگر ايران از تسلط ما بيرون خواهد رفت، گرچه دشمنی قَدَر به ضعف بگرايد، اما روسيه‌ی قدرت‌مند از ايران قدرت‌مند به‌تر است. لااقل ما و روس‌ها حرف هم‌ديگر را می‌فهميم ... ادامه

 

به قانون همه‌ی كشورهای دنيا

داستان كوتاهی از غزال تشكر

شير آب گرم را تا آخر باز کرد و همان‌طور که به جريان ملايم بالا آمدن آب توی وان خيره شده بود، به ديوار تکيه داد. گونه‌های گرگرفته‌اش را به کاشی‌های خنک حمام چسباند. بطری توی دست چپ‌اش را بالا آورد و از آن سر کشيد. چشم‌هايش را لحظه‌يی بست و صدای دور کف زدن آدم‌هايی با صدای ريزش آب در هم آميخت ... ادامه

 

صادق هدايت نمرده عمو جون!

داستان كوتاهی از علی‌رضا مجابی

طرف گوشه‌ی خيابان تاريک ساک‌اش را باز کرد و به قول خودش آخرين محموله‌ی دريافتی را رو کرد: "داغ و تنوريه ... همين الساعه رسيده پدر جون!"

دست‌ام را زير سوسوی چراغ برق کنار خيابان گرفتم و شش‌دانگ حواس‌ام را روی جلد دی‌وی‌دی‌ها متمرکز کردم. طرف خيلی زود شاکی شد و از ترس اين پا آن پايی کرد: "زودتر ... تا مأمور نرسيده پدر جون!"

با عجله دی‌وی‌دی‌ها را زير و رو کردم و شروع به خواندن اسامی فيلم‌ها کردم: "دنبال چند تا فيلم خوب هستم ... ترياک که نمی‌خوام عمو جون!" ... ادامه

 

شعرهای بن‌بست ستاره: آثاری از سه شاعر

آثاری از

علی‌رضا مجابی (م. آذرفر)، محمود معتقدی و وحيد آقاجانی را بخوانيد

 

 
 

 

سرچشمه

بخش دوم از يك داستان نيمه بلند از هنری ون دايك با ترجمه‌ی ستار شکری

روز بعد، صبح زود، به كوچه‌های شهر رفتم چون در باره‌ی چه‌گونه‌گی بازديد از سرچشمه كنج‌كاو بود.

مردم در آن وقت از راه می‌رسيدند و از راه كوهستانی كنار رودخانه بالا می‌رفتند. بعضی تنها و چابك و در سكوت راه می‌پيمودند و بعضی در گروه‌های دو يا سه تايی و بقيه در گروه‌های بزرگ‌تر، و همه‌گی با شادی و به شيرينی آواز می‌خواندند و به كار می‌پرداختند يا در گوشه‌ی خيابان‌ها مشغول صحبت می‌شدند. من هم به مردی ملحق شدم كه به تنهايی راه می‌سپرد و از او پرسيدم: "چرا همه‌ی مردم به چشمه نمی‌روند؟ مگر نه اين كه حيات شهر بسته به آن بود؟آيا راه آن قدر طولانی و صعب است كه تنها قدرت‌مندان از پس آن بر می‌آيند؟" ... ادامه

 

موسيقی آب گرم  - قسمت دوم

نمايش‌نامه‌يی نوشته‌ی ساناز سيد اصفهانی بر اساس «موسيقی آب گرم» اثر چارلز بوكوفسكی

چيناسکی: ای ترسو! (از کنار پنجره تکان می‌خورد و به پشت در می‌رود و در را قفل می‌کند.)

کوستاگ: اونا اون در رو می‌شکونن!

(صدای ضربه زدن بر در.)

صدا: اين در لعنتی رو باز کن!

چيناسکی: اين جا هيچ کس نيست.

صدا: نشون‌تون می‌دم، حروم‌زاده‌ها!

چيناسکی: هر چی می‌خواين، نشون‌مون بدين.

کوستاگ: به‌تره از پنجره فرار کنم.

صدا: در رو باز کنين وگرنه خودمون بازش می‌‌کنيم ... ادامه

 

رنگ كلمه: آثاری از دو شاعر

آثاری از

انسيه سياوش و سيدعلی صالحی بافقی را بخوانيد

 

 

چهار يادداشت

يادداشت‌هايی از مريم ابولحسنی (دختر سيزده ساله‌يی كه از بلژيك هم‌راه ماست.)

بدون توقف می‌روم به سرزمينی که دنيای کوچک من در آن جای دارد. بدون فکر، بدون پشيمانی می‌روم. در اين سرزمين ديگر جای من نيست؛ من دنيای کوچک‌ام را نيز با خود می برم. می‌گذارم روی شانه‌ام و مسير زنده‌گی را طی می‌کنم. پس تو نيز با من بيا! من مدت‌هاست دوستی در دنيای تنهايی‌هايم می‌خواهم ... ادامه

 
 
 

 

فهرست كوتاهِ مطالب اين شماره:

   انديشه و نگاه انتقادی

زيبايی‌شناسی خشونت

   ê هنرهای تصويری

چه‌قدرها كه بايد پی دستان‌ات بگردم

   ê فرهنگ و ادب برای هميشه

آخرين شهريار: جمشيد شاه (بخش يكم)

   ê انجمن قلم

در پله صدای دف می‌ماند

   ê کوچه‌ی آف‌‌تاب، بن‌بست ستاره

فرزند اشك و نذر / به قانون همه‌ی كشورهای دنيا /

صادق هدايت نمرده عمو جون! /

شعرهای بن‌بست ستاره: آثاری از سه شاعر

   ادبيات ترجمه و نمايشی

سرچشمه / موسيقی آب گرم

   تا دل‌تان بخواهد شعر

رنگ كلمه: آثاری از دو شاعر

   كودكانه

چهار يادداشت

 

دعوت برای هم‌راهی در برنامه‌های «فروغ»

«فروغ» در سال نو انتشارش برنامه‌ی انتشار مجموعه‌هايی ويژه را پی‌گيری می‌كند. يكی همان كه وحيد آقاجانی در شماره‌ی قبل به آن اشاره كرد. برای يادآوری مطلب او را باز ببيند:

- فروغ‌دات‌نت، شهاب، ويژه‌نامه‌ی «فروغ»

ديگر اين كه در نظر داريم با هم‌كاری گسترده‌ی دوستان اهل انديشه به موضوع «فانتزی و شگفتی» بپردازيم. شايد اين اسم هنوز مناسب‌ترين معنا را منتقل نكند. اما به هر حال، اگر علاقه‌مند به هم‌راهی‌مان هستيد در تهيه‌ی محتوای اين ويژه‌نامه، دست‌تان را گرم می‌فشاريم. برای دريافت اطلاعات بيش‌تر می‌توانيد با نشانی الكترونيكی مجله مكاتبه و پرس‌وجو كنيد.

 

 

 

 

ماه‌نامه‌ی «فروغ»

نسخه‌ی كاغذی ماه‌نامه‌ی «فروغ» در حال حاضر با شمارگان اندكی منتشر می‌شود، اما اين امكان مهياست تا علاقه‌مندان نسخه‌ی الكترونيكی آن را به رايگان تهيه كنند.

در صورت تمايل به دريافت نسخه‌ی كاغذی و برای اشتراك، با نشانی مجله (info [@] forough [.] net ) مكاتبه و درخواست خود را اعلام كنيد تا شرايط اشتراك به شما اعلام گردد.

 

دريافت نسخه‌ی الكترونيكی ماه‌نامه:

- شماره‌های 11 و 12 (شهريور و مهر 1387)

- شماره‌های 9 و 10 (تير و مرداد 1387)

- شماره‌های 7 و 8 (اردی‌بهشت و خرداد 1387)

- شماره‌های 5 و 6 (بهمن و اسفند 1386)

- شماره‌ی 4 (شهريور و مهر 1386)

- شماره‌ی 3 (تير و مرداد 1386)

- شماره‌ی 2 (اردی‌بهشت و خرداد 1386)

- شماره‌ی 1 (فروردين 1386)