|
|
|
|
||||||||||||||
|
شعرهای بنبست ستاره: آثاری از سه شاعر آثاری از علیرضا مجابی (م. آذرفر)، محمود معتقدی و وحيد آقاجانی
علیرضا مجابی (م. آذرفر)
در همين سطر کسی از در وارد خواهد شد که در از ورودش فرو نخواهد ريخت و احتمالا در چند سطر بعد من را چون اتوبانی مزين به نورهايی بنفش طی خواهد کرد و در پايان اين شعر از همان در خارج خواهد شد.
اين ريشهها / هنوز / به واژههای تو میمانند محمود معتقدی بر آستانهی هفتاد سالهگی، به اسماعيل خويی
دريا / كرانهی كشف تو بود خاطر سرزمين دستهايت حراج زخم كدام قافله بودی؟ سپيدمويی / سرخ مثل پرواز پرندهيی / بر شانهی وطن شبانهام «بیدركجا»ی تو / كجاست؟ ميانهی سطری / بر پلههای پاييز و / تيغهيی به عاشقیات تلخ / به زادروز تو برمیگرديم: اين ريشهها / هنوز / به واژههای تو میمانند چيزی بگو روانی به عاشقانهات / رسمی كه بر رواق تو میخواند از استخوان مولوی / يا / كانت اين كابوس هزار ساله / فرقی نمیكند همسايهی فانوسی / نشسته از يادم اين جنازه / شبيه كسیست / بيدارخواب شب حادثهات روزت به خير! جغرافيای اين همه پاييز و / تولدی كودكانه در باد
وحيد آقاجانی
عزيزم وقتی با هم هستيم ديگر چه فرقی میكند فكر كردن به آسمانی ديگر گيرم كه قلمرو وايكينگها گيرم كه اخيراً پشت ديوار چين يا همين كاروانسرای روزگاری نامتروك دو رأس كليك راهوارمان كافیست و يك جادهی مهگرفته كه انتهاش نامعلوم بگذار دنيا را آب ببرد غنايم هم مال ديگران همين كه با همايم آسمان هر جا از آن ماست تنهايی تنها در لحظهيی كه در آغوش هم تنگ میشويم پس میرود مثل رنگی كه از لای دو تكه شيشه قرار جهان اين بود عجالتاً كه در آغوش همايم سقف اتاق خودمان خوشرنگتر است
|
|