سال هفتم

دوازده آّبان 1387

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

علی‌رضا مجابی (م. آذرفر)

mojabi_azarfar

[@] yahoo [.] com

و نشانی خانه‌ی اينترنتی‌اش:

rangvajeh.blogfa.com

 

محمود معتقدی

و خانه‌اش در اينترنت:

پاييز 86

 

وحيد آقاجانی

vahidagajani

[@] yahoo [.] com

و نشانی خانه‌ی اينترنتی‌اش:

vahidagajani.blogfa.com

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1387

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

شعرهای بن‌بست ستاره: آثاری از سه شاعر

آثاری از علی‌رضا مجابی (م. آذرفر)، محمود معتقدی و وحيد آقاجانی

 

سطر به سطر از بودن‌ام

علی‌رضا مجابی (م. آذرفر)

 

در همين سطر

کسی از در

وارد خواهد شد

که در

از ورودش

فرو نخواهد ريخت

و احتمالا

در چند سطر بعد

من را

چون اتوبانی

مزين به نورهايی بنفش

طی خواهد کرد

و در پايان اين شعر

از همان در

خارج خواهد شد.

۲۳ مهر 87

Ç

 

اين ريشه‌ها / هنوز / به واژه‌های تو می‌مانند

محمود معتقدی

                                                     بر آستانه‌ی هفتاد ساله‌گی، به اسماعيل خويی

 

دريا / كرانه‌ی كشف تو بود

خاطر سرزمين دست‌هايت

حراج زخم كدام قافله بودی؟

سپيدمويی / سرخ

مثل پرواز پرنده‌يی / بر شانه‌ی وطن شبانه‌ام

«بی‌دركجا»ی تو / كجاست؟

ميانه‌ی سطری / بر پله‌های پاييز و / تيغه‌يی به عاشقی‌ات

تلخ / به زادروز تو برمی‌گرديم:

اين ريشه‌ها / هنوز / به واژه‌های تو می‌مانند

چيزی بگو

روانی به عاشقانه‌ات / رسمی كه بر رواق تو می‌خواند

از استخوان مولوی / يا / كانت

اين كابوس هزار ساله / فرقی نمی‌كند

هم‌سايه‌ی فانوسی / نشسته از يادم

اين جنازه / شبيه كسی‌ست / بيدارخواب شب حادثه‌ات

روزت به خير!

جغرافيای اين همه پاييز و / تولدی كودكانه در باد

مهر 87

Ç

 

كليك‌ها جهان ما را می‌سازند

وحيد آقاجانی

 

عزيزم

وقتی با هم هستيم

ديگر چه فرقی می‌كند

فكر كردن به آسمانی ديگر

گيرم كه قلم‌رو وايكينگ‌ها

گيرم كه اخيراً پشت ديوار چين

يا همين كاروان‌سرای روزگاری نامتروك

دو رأس كليك راه‌وارمان كافی‌ست

و يك جاده‌ی مه‌گرفته كه انتهاش نامعلوم

بگذار دنيا را آب ببرد

غنايم هم مال ديگران

همين كه با هم‌ايم

آسمان هر جا از آن ماست

تنهايی

تنها در لحظه‌يی كه در آغوش هم تنگ می‌شويم

پس می‌رود

مثل رنگی كه از لای دو تكه شيشه

قرار جهان اين بود

عجالتاً كه در آغوش هم‌ايم

سقف اتاق خودمان خوش‌رنگ‌تر است

هفتم آبان 87

Ç

 

   آثار شماره‌ی «144»

 

   انديشه و نگاه انتقادی

زيبايی‌شناسی خشونت

   هنرهای تصويری

چه‌قدرها كه بايد پی دستان‌ات بگردم

   فرهنگ و ادب برای هميشه

آخرين شهريار: جمشيد شاه (بخش يكم)

   انجمن قلم

در پله صدای دف می‌ماند

   كوچه‌ی آف‌تاب

   بن‌بست ستاره

فرزند اشك و نذر

به قانون همه‌ی كشورهای دنيا

صادق هدايت نمرده عمو جون!

شعرهای بن‌بست ستاره: آثاری از سه شاعر

   ادبيات ترجمه و نمايشی

سرچشمه

موسيقی آب گرم

   تا دل‌تان بخواهد شعر

رنگ كلمه: آثاری از دو شاعر

   كودكانه

چهار يادداشت