سال هفتم

بيست‌وچهار آذر 1387

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

كامبيز منوچهريان

arash26may

[@] yahoo [.] com

 

هنگام

q_hengam

[@] yahoo [.] com

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1387

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

رنگ كلمه: آثاری از دو شاعر

آثاری از آرش نصرت‌اللهی و هنگام

 

سايه‌ها و يك شعر ديگر

آرش نصرت‌اللهی

 

سايه‌ها

جسته گريخته می‌آيد

می‌گذرد ماه

از شيشه‌های مانده در چهارسوی آهن

می‌گذرد ماه          از هوا

و پرده‌های آويخته

سايه‌ها          روی ديوار روبه‌رو          كبود می‌شوند!

سايه‌ها كه از بی‌كران تاريك

می‌ترسند

دادها دوانده‌ام

كه شب‌ها           برج‌های كج‌شده در مه‌تاب‌اند!

شاغول‌ها آويخته‌ام

از شانه‌های جهان

و جهان

دوست ندارد ماه را

كه جسته گريخته می‌آيد می‌گذرد

از شب

از شيشه‌های مانده در چهارسوی آهن

از هوا

و پرده‌ها

كه كلمات را پنهان می‌كنند!

 

...

در خانه

دارم از دست‌های تو          دانه‌های انار برمی‌دارم

و می‌دانم

گله‌ی كلمات

از دشت كتاب‌هايم          رميده

آجرها

دل ديوار را خالی می‌كنند!

ليوان

با لبه‌ی ميز          كنار نمی‌آيد

و اين زمان است

كه ايستاده          تا آب آويخته شود!

 

Ç

 

در زمستانی هوايی برف ...

هنگام

 

در زمستانی هوايی برف

که می‌تکاند استخوان را سرما

کنار حوض دل‌ام می‌نشينم

و خودِ پوسيده‌ام را

درون تشت ملامت

شست می‌کنم

به تمام وجودم چنگ می‌زنم

با تمام وجودم

می‌چلانم

پهن می‌کنم

روی بند بند تن‌ام

اينک

من و لکه‌هايی نمايان‌تر؟

شايد گوشه‌ی چشمی

گرم آف‌تابی

نگاه کن مرا،

به من هم

کمی نگاه کن!

 

Ç

 

   آثار شماره‌ی «147»

 

   فرهنگ و ادب برای هميشه

آخرين شهريار -  آخرين نامه‌های شاه‌نامه: يزدگرد سوم - پاره‌ی اول

   زنان پارس

پروانه‌های فراموش‌نشدنی

به نام حقوق بشر

   ادبيات نمايشی

مرشد و مارگريتا

   هنرهای تصويری

ندانستی جنگ بود در دل‌ات ...

   ادبيات داستانی

شطحيات دشت عباس

در ميان آينه‌ها

   تا دل‌تان بخواهد شعر

رنگ كلمه: آثاری از دو شاعر

   كودكانه

من ديوانه نيستم!