|
|
|
|
||||||||||||||
|
پرسش، پاسخ، پيشنهاد: بده بستان منطقی شادی بيان
پرسش در سالهای اخير جامعهی مردانه نسبت به مسألهی مهريه واکنشهای تازهيی از خود نشان داده است. مردان از قانونگذاران میپرسند چرا برای آغاز زندهگی زناشويیشان، که راهکاری اخلاقی و همسو با فطرت بشری، برای رفع نيازهای عاطفی و انسانیشان است، میبايد تعهدات مالی بعضا سنگين و فراتر از توان مالی خود، چه در حال چه آيندهی پيشبينینشدهشان، بدهند. اما جدای از قانون، اين سؤال مطرح است که چرا زنان در حالی که خود مردانی را بر میگزينند که عملا توانايی مالی پرداخت مهريه را ندارند، همچنان لزوم ثبت رسمی مهريه را حس میکنند، حتا به صرف حضور معنوی و نه مادی آن؟
پاسخ وقتی مردان اين گونه معترضانه و پرسشگرانه در بارهی قوانينی که دست و پايشان را بسته است حرف میزنند، با آنها احساس همدردی فراوان میکنم. شايد از آن جهت که ما در جامعهی زنانه، پيش از اين بارها و بارها با قوانينی که دست و پايمان را بسته است، مواجه بوده و در جستوجوی راهکارهای قانونی و منطقی برای تغيير آنها برآمدهايم، اما زمانی که فراجنسيتی به مسألهی مهريه و فشارهايی که از جانب آن، بر جامعهی مردانه وارد شده است، نگاه میکنم، به نظرم می رسد که میتوانيم در چارچوب قوانين فعلی و شرايط کنونی، راه حلی منطقی برای آن پيدا کنيم. اما پيش از بيان راه حل، در پاسخ به پرسش بالا، کوتاه بايد گفت، در يک بررسی گذرا بر شرايط قانونی و عرفی پس از ازدواج ميان زنان و مردان در کشورمان، به سادهگی میتوان به اين نتيجه رسيد که از آنجا که عرف و قانون در جاهايی که مرد را ديده، اغلب زن را نديده است، لذا اين منطقی به نظر میرسد که زنان حاضر به چشمپوشی از اندک حقوقی که برایشان در نظر گرفته شده، نباشند.
پيشنهاد شايد اگر مردان به جای برخورد حذفی با مسألهی مهريه، سياست جایگزينی را در پيش گيرند، تا حدودی قادر به رفع مشکل مهريه در جامعهی مردان، البته با نيمنگاهی به برخی مطالبات جامعهی زنان، خواهيم بود. به اين معنا که اگر شما مردی هستيد در موقعيتی مشابه آنچه که در بالا وصف شد، پيشنهاد میکنم به جای تحت فشار قرار دادن ديگری يا خود، به زبان عاميانه، يکی به نعل بزنيد و يکی به ميخ. با همسر آيندهی خود در بارهی بازگرداندن برخی از حقوقی که قانون از او سلب كرده و از نظر شما منطقی و انسانی به نظر نمیرسد، در مقابل حذف مهريه، چنانچه آن نيز از ديد همسر آيندهتان غيرمنطقی و غيرانسانی مینمايد، توافق کنيد. برای مثال، شما به عنوان يک انسان با جنسيت مرد، قانونا از حق طلاق برخوردار هستيد، و قانونا میتوانيد اين حق را برای همسرتان، انسانی با جنسيت زن، نيز قائل شويد. همچنين با امضای شروط اختياری ضمن عقد قادر خواهيد بود اطمينان و آرامش همسرتان را در همراهی با خود دو چندان کنيد. میتوانيد در انتخاب محل سکونتتان نظر و شرايط همسر خود را نيز قانونا دخيل کنيد و يا همانطور که همسرتان برای خروج از کشور نياز به اجازهی کتبی شما دارد، شما نيز برای خروج از کشور اجازهی کتبی او را قانونا منظور کنيد و يا به طور کلی مسألهی اجازهی کتبی را حذف کنيد. موارد ديگری هم وجود دارند. میتوانيد در بارهی آنها اطلاعات کسب کنيد و هر کدام از قوانينی که حذف آن ضرری را از ديد شما متوجه ثبات و صميميت زندهگی مشترکتان نمیکند، در برابر حذف مهريه در نظر بگيريد. در اين باره صريح و صادقانه با همسر آيندهتان گفتوگو کنيد تا برای کسب نتيجهی دلخواه و اتخاذ تصميم درست موافقت او را نيز جلب كنيد. مطمئنا همانطور که در نظر گرفتن مهريه نمیتواند برای داشتن يک زندهگی صميمانه و همراهی مهربان، تضمينی درخور باشد، حضور قوانين خشک و يکطرفه نيز کمکی به امنيت و رشد يک رابطهی سالم نخواهد كرد. چه بسيار همسرانی را در اطرافمان میبينيم که با شادی و رضايتمندی کامل در کنار هم زندهگی میکنند، در حالی که حقوق انسانی يکديگر را نيز به رسميت شناختهاند.
|
|