سال هفتم

بيست‌ونه دی 1387

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

 

هم‌راهی با «فروغ»

كدهايی برای هم‌راهی

 

خوراك خبری «فروغ»

 

 

برای اين كه فروغ را به خوبی ببينيد، قلم ياقوت را اگر بر دست‌گاه خود نداريد، نصب كنيد.

 

© 1381 تا 1387

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

A Glance at the Sculptures by F. Mehri A Play written by Sanaz Seyyed-Esfahani

 

 

 

 

انجمن قلم

ترجمه‌ام را دوباره بخوان

بازخوانی و نقد شعری از پژمان طرفه‌نژاد توسط پيمان يزدان‌پناه

پذيرفتن اين که شعر حادثه‌يی‌ست که در زبان اتفاق می‌افتد، برداشت کارکردی ما با دو وجه لفظ و معنا را تبيين می‌کند.

در واقع، کارکرد روی‌کرد لفظی و معنايی به شعر، پارادايم نظريه‌های شعری قرن بيستم را سازمان داده است. بر اين اساس، تحليل ماهيتی شعر بر هر يک از اين دو روی‌کرد زبان، تأکيد نهاده و گروهی را هرچند که شعر را حادثه‌يی در زبان می‌دانند به برداشت اين حادثه در معنای زبان ره‌نمود ساخت و گروهی ديگر را به ساختار صوری و زيبايی‌شناختی لفظ و به ويژه بر ساختار موسيقايی آن. در روی‌کرد دوم، معنا از مدار حافظه‌ی زبان ادبی بيرون رانده می‌شود ... ادامه

 

 

 

 

کوچه‌ی آف‌تاب

بن‌بست ستاره

 

خورشيد بر زره / دست شستن از خون

دو داستانك نوشته‌ی يزدان سلحشور

گفت: "راه بر تو بستم، راه بر من مبند."

[راه بر او بسته بود. گفته بود: "چاره نباشد. راه بازگشت، نه!"]

گفت: "راه بازگشت‌ام اين بود. تو بنمودى. راه ده که نخستين باشم."

[راه بر او بسته بود. گفته بود: "بيعت خواهند. از فرمان چاره نباشد."]

گفت: "چاره‌ام تو بودى. راه ده که نخستين باشم." ... ادامه

 

دوست‌ات دارم

داستان كوتاهی از غزال تشكر

دکمه‌های مانتو مدرسه و بند کفش‌های کتانی‌اش را بسته و نبسته به حال خود رها کرد و مثل قرقی پله‌های دو طبقه را دو تا يکی، تا پشت در پشت بام بالا دويد. آن‌جا لحظه‌يی درنگ کرد. نفس‌اش را در سينه حبس کرد و گوش خواباند ببيند اين سر و صداها آيا کنج‌کاوی هم‌سايه‌يی را برانگيخته است يا نه. دست يخ‌کرده‌اش روی قفل خشابی در پشت بام مرددانه می‌لرزيد، اما به جز صدای سلام عليک و خوش و بش مهمان‌های علی صدای ديگری در راه‌رو شنيده نمی‌شد ... ادامه

 

شعر د...ريدايی، به زبان فارسی

داستان كوتاهی از علی‌رضا مجابی

پدرام پك ملايمی به سيگارش زد و فنجان خالی قهوه را به طرف نور گرفت: "نمی‌آد ... بدكردار، نه فرم‌اش نه قافيه‌ش!"

نگاهی به قهوه‌ی ماسيده‌ی كف فنجان انداختم: "چی شده؟ تو كه با شعر مشكل نداشتی، سماور شعرت هميشه رو دائم جوش بود؟"

پدرام مستأصل انگشتی به رسوب خشك ته فنجان كشيد و آن را مزه كرد: "بود، حالا نيست!"

چهار انگشت ته‌ريش‌ام را خاراندم: "كم آوردی، يا باز چك بی‌محل كشيدی؟" ... ادامه

 

مينای پنج‌شنبه

داستان كوتاهی از رسول آباديان

باز هم پنج‌شنبه است. مدتی‌ست که دوست‌اش دارم. پنج‌شنبه‌ها را می‌گويم. صبح زود بيدار می‌شوم و تا خورشيد در نيامده بوی حلوايم می‌پيچد توی محل. گل حلوا را برمی‌دارم و توی کاسه‌يی کوچک قايم می‌کنم و بعد از زيرزمين می‌آيم بيرون. روزهای اول کسی رغبت نمی‌کرد به حلواهايم دست بزند. مواظب بودند. پدر با همان خنده‌های جدی‌اش به بچه‌های توی کوچه گفته بود مواظب باشند جک و جانوری توی آن نباشد که مرضی بيفتد به جان‌شان، ولی حالا دل‌اش می‌خواهد يک بار هم که شده گل حلوايم را بخورد.

به مادر گفته‌ام گل حلوا را برای که می‌خواهم. مادرم مثل هميشه زل می‌زند وسط چشم‌هام و با گوشه‌ی پيراهن‌اش صورت‌ام را پاک می‌کند و بعد دستی می‌کشد روی موهام و مثل هميشه می‌گويد که زياد نروم توی کوچه ... ادامه

 

شعرهای بن‌بست ستاره: آثاری از پنج شاعر

آثاری از

رضا چايچی، علی‌رضا مجابی (م. آذرفر)، محمود معتقدی

قباد حيدر و بهروز احمدزاده را بخوانيد

 

 

 

 

مرشد و مارگريتا - پرده‌های سوم و چهارم

اقتباسی از «مرشد و مارگريتا» اثر بولگاكف، نمايش‌نامه‌يی نوشته‌ی ساناز سيد اصفهانی

صدای مرشد: وقتی رمان به دست وارد جهان ادبيات شدم، فاتحه‌ی زنده‌گی‌م رو خوندم. احساس می‌کردم مضحکه‌ی خاص و عام شده‌م. سردبير کتاب منو خونده بود. چنان نگاه‌ام می‌کرد که انگار صورت‌ام ورم کرده. گاهی نخودی می‌خنديد. نمی‌دونم چرا. روی متن تايپ شده‌ام پر از نقش و نگار خط‌خطی‌های او بود. تنها چيزی که ازم پرسيد اين بود که کی‌ام و از کجا می‌آم. ازم پرسيد کی منو وادار کرده هم‌چه‌ رمان غيرمعمولی بنويسم. من هم حوصله‌ام سر رفت و از کوره در رفتم و با عصبانيت به‌اش گفتم بالاخره کتاب منو چاپ می‌کنن يا نه، که بعد از کلی دست‌پاچه‌گی گفت که صلاحيت نداره در اين مورد اظهار نظر کنه و لازمه اعضای ديگه‌ی کميسيون‌شون، مخصوصا لاتونسکی، متن رو بخونن. از من خواست دو هفته‌ی ديگه يه سری به‌شون بزنم. دو هفته‌ی ديگه به‌شون سر زدم. اونا رمان من رو پاره پوره و روغن‌مالی‌شده تحويل‌ام دادن ... ادامه

 

رنگ كلمه: آثاری از يك شاعر

دو غزل سروده‌ی

مريم تاج‌الدين

را بخوانيد

 

 

 

وقتی بهانه بی‌بهانه‌گی‌ست / دايره‌زنگی‌ات را بياور ...

طرح‌ها و شعرهای كوتاهِ انسيه سياوش

گفتی درنگ كن

            پشت برف‌های چشمان‌ات می‌ماندم اگر

                        قربانی ضريح نگاه‌ات نمی‌شدم

            اگر شانه به شانه‌ات

                        خسته‌گی‌مان را زير پا و در حرم لگدمال نمی‌كرديم

درنگ لحظه‌های با تو بودن

            درنگ بر تمامی ثانيه‌های مه‌آلود ... ادامه

 

ماتريوشكاهای من

نگاهی به آثار حجم فرزانه مهری (از زبان خود هنرمند)

ماتريوشكا همان عروسك روسی‌ست كه وقتی دو تكه‌ی آن از هم جدا می‌شوند، عروسكی مشابه ولی در ابعاد كوچك‌تر از درون آن نمايان می‌شود. اين عروسك دوم عروسكی سوم در خود جای داده. اين بازیم ی‌تواند تا عروسك پنجم، هفتم يا حتا بيش‌تر هم ادامه يابد. ماتريوشكا از كلمه‌ی «ماترونا» گرفته شده، نامی كه زنان دهاتی درشت‌هيكل و قوی را در روسيه قديم با آن صدا می‌زدند. اين ماتريوشكاها كه فرزندان فراوانی در دل خود جا می‌دادند، به نوعی سميل باروری به حساب می‌آمدند.

ماتريوشكاهای من با اين كه شكل كلی و ساده‌ی همان عروسك‌های روسی را دارند، دو تكه نمی‌شوند و ماتريوشكای كوچك‌تر ديگری از درون‌شان بيرون نمی‌آيد، اما هر كدام در دل خود چيزی دارند، حفره‌يی، دردی پنهان، رازی ناگفته و ... ادامه

 

 

 

 

من جادو را باور ندارم، جادوی ستاره‌ها را ...

كودكانه‌های مريم ابوالحسنی

گاهی اوقات می‌خندم بدون دليل و دنيا در اوج حسرت پشت‌اش را به من می‌کند. پس کجاست خنده‌ی دنيا؟

نگاهی به آسمان کردم و تو را يافتم و در اوج تنهايی، حال ... هرگز نيافتم‌ات ... ادامه

 
 
 

 

فهرست كوتاهِ مطالب اين شماره:

   ê انجمن قلم

ترجمه‌ام را دوباره بخوان

   ê کوچه‌ی آف‌‌تاب، بن‌بست ستاره

خورشيد بر زره / دست شستن از خون /

دوست‌ات دارم / شعر د...ريدايی، به زبان فارسی /

مينای پنج‌شنبه /

شعرهای بن‌بست ستاره: آثاری از پنج شاعر

   ادبيات نمايشی

مرشد و مارگريتا - پرده‌های سوم و چهارم

   تا دل‌تان بخواهد شعر

رنگ كلمه: آثاری از يك شاعر

   ê هنرهای تصويری

وقتی بهانه بی‌بهانه‌گی‌ست / دايره‌زنگی‌ات را بياور ... /

ماتريوشكاهای من

   كودكانه

من جادو را باور ندارم، جادوی ستاره‌ها را ...

 

انتشار شماره‌ی تازه‌ی ماه‌نامه‌ی «فروغ»

به دليل محدوديت امكانات فنی و مالی، انتشار آخرين نسخه‌ی چاپی «فروغ» در بر گيرنده‌ی يك دوره‌ی زمانی سه ماهه است. اميد كه روزی بتوانيم ماه‌نامه را ماه به ماه و با شمارگان فراوانی به دست مخاطب برسانيم.

در اين شماره، يادداشت نخست نوشته‌يی‌ست از مريم تاج‌الدين به نام «سلام ای شب معصوم»، به ياد «فروغ فرخ‌زاد». اين نوشته را به هم‌راه مجموعه مطالب ديگری به زودی در نسخه‌ی اينترنتی مجله كه ويژه‌نامه‌يی به ياد اين شاعر دوست‌داشتنی‌ست، خواهيد خواند. اين ويژه‌نامه در نزديكی سال‌گرد درگذشت «فروغ» منتشر می‌گردد.

در اين شماره، برخی از مطالب منتشرشده در شماره‌های پيشين نسخه‌ی اينترنتی بازنشر شده‌اند، همين طور با هم‌آهنگی برخی از هم‌راهان مجله، آثاری از پای‌گاه‌ها و وب‌لاگ‌هايشان برگزيده شده و به چاپ رسيده (يادداشت‌ها و مقالاتی از رضا كلاهی، محمدهادی صباغ و عكس‌هايی از مهدی ياسمين).

پرونده‌ی پی‌دی‌اف اين شماره، به زودی از طريق همين صفحه آماده‌ی دريافت می‌گردد.

 

 

 

 

خوراك خبری «فروغ»

می‌توانيد با افزودن پرونده‌ی «خوراك خبری مجله» (يا همان RSS مجله) به برنامه‌های خبرخوانی كه از آن‌ها استفاده می‌كنيد، از روزآمدی مجله و عناوين منتشرشده در آن باخبر شويد.

 

ماه‌نامه‌ی «فروغ»

نسخه‌ی كاغذی ماه‌نامه‌ی «فروغ» در حال حاضر با شمارگان اندكی منتشر می‌شود، اما اين امكان مهياست تا علاقه‌مندان نسخه‌ی الكترونيكی آن را به رايگان تهيه كنند.

در صورت تمايل به دريافت نسخه‌ی كاغذی و برای اشتراك، با نشانی مجله (info [@] forough [.] net ) مكاتبه و درخواست خود را اعلام كنيد تا شرايط اشتراك به شما اعلام گردد.

 

دريافت نسخه‌ی الكترونيكی ماه‌نامه:

- شماره‌های 11 و 12 (شهريور و مهر 1387)

- شماره‌های 9 و 10 (تير و مرداد 1387)

- شماره‌های 7 و 8 (اردی‌بهشت و خرداد 1387)

- شماره‌های 5 و 6 (بهمن و اسفند 1386)

- شماره‌ی 4 (شهريور و مهر 1386)

- شماره‌ی 3 (تير و مرداد 1386)

- شماره‌ی 2 (اردی‌بهشت و خرداد 1386)

- شماره‌ی 1 (فروردين 1386)