|
|
|
|
||||||||||||||
|
وقتی بهانه بیبهانهگیست / دايرهزنگیات را بياور ... طرحها و عكسهای كوتاهِ انسيه سياوش
1 گفتی درنگ كن پشت برفهای چشمانات میماندم اگر قربانی ضريح نگاهات نمیشدم اگر شانه به شانهات خستهگیمان را زير پا و در حرم لگدمال نمیكرديم درنگ لحظههای با تو بودن درنگ بر تمامی ثانيههای مهآلود گمگشتهگی در برفهای بر دل دشتهاست سوز حسرت چشمان من و نياز دستان پر ميوهی تو گره درنگ مرا بر خانهی دل تو محكمتر
(24/10/84)
2 وقتی بهانه بیبهانهگیست دايره زنگیات را بياور دستانات را برای نواختناش كمی كمی بالا ببر بهانهام اين بود اكنون تو مرا نواختی فصل رفتن است اكنون
(21/01/86)
3 گفتی ضعيف گفتی لمس و من درد بودنام معنا شد گفتی تو گفتی كلمه و من خط خورد تو ...
(20/01/86)
4 پرسهگردی كوچههای بارانخورده به وقت بیوقتی زير چراغهای روشن و قطرات باران خاموش به وقت بیوقتی دوست داشتنهای خاموش
(20/01/86 / ميدان ونك)
5 ضربهيی به زانو شقيقهات میكوبد و من غرق میشوم ميان تمنای زيستن و قانون
(05/02/86)
|
|