سال هفتم

بيست‌ بهمن 1387

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

 

هم‌راهی با «فروغ»

كدهايی برای هم‌راهی

 

خوراك خبری «فروغ»

 

 

برای اين كه فروغ را به خوبی ببينيد، قلم ياقوت را اگر بر دست‌گاه خود نداريد، نصب كنيد.

 

© 1381 تا 1387

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

A Play written by Sanaz Seyyed-Esfahani A Critical Tribute to Forough Farrokhzad, by Saleh Tasbihi

 

مشاعر مختل يك شاعره؛ يادداشتی در باره‌ی سرما در گرما

يادداشتی از صالح تسبيحی، با يادكردی از فروغ فرخ‌زاد

... مرد تكثيرشده تا دی‌روز در مركز ميدان بود و اكنون در هر خانه تكه‌يی جاگير، هراس و بوی خرمای شور شده بر نخل هم مضاعف، از تمام عربيت اطراف‌ام گريختم و در كشف و شهودی آنی، در ميان دویدن مردم، از خودم پرسيدم «هنوز ايمان نياورده ای به آغاز فصل سرد؟» ... ادامه

 

سلام ای شب معصوم!

يادداشتی از مريم تاج‌الدين، يادكردی از فروغ فرخ‌زاد

در سرزمين ما كه حرف زدن معمولی آدم‌ها هم پر از صنايع ادبی‌ست، شعر سرودن كار سختی نيست. مهم اما، چه‌گونه سرودن است. وقتی شعر دغدغه‌ی روح‌ات باشد، وقتی به رسالت واژه‌ها ايمان داشته باشی، وقتی زاويه‌ی ديد خاص خودت را داشته باشی، راحت‌تر می‌توانی شعر بگويی. می‌توانی دست‌خط شعری داشته باشی و راز شگفتِ ماندنِ شعرت در اذهان مردم، كشف زبان منحصر به فردی‌ست كه فقط تو می‌دانی و فقط تو می‌توانی با آن سخن بگويی ... ادامه

 

 

 

آخرين شهريار -  آخرين نامه‌های شاه‌نامه: جلال‌الدين خوارزم‌شاه

بخش چهارم از سلسله مقالاتی فرهنگ‌‌شناسانه‌ی نوشته‌ی محمود كوير

نوشتکين، نيای بزرگ خوارزم‌شاهيان، غلامی بود از اهالی غرجستان که توسط سپه‌سالار سپاه خراسان خريداری شده بود. اين غلام در دوران سلجوقيان به سبب استعدادی که از خود نشان داد به زودی به مقامات عالی رسيد تا اين که سرانجام به اميری خوارزم برگزيده شد. نوشتکين صاحب نه پسر بود که بزرگ‌ترين آن‌ها، قطب‌الدين محمد نام داشت. پس از نوشتکين، فرزندش محمد به ولايت خوارزم رسيد. بدين ترتيب، دولت جديدی بنيان‌گذاری شد که برآورده و دست‌پرورده‌ی سلجوقيان و از ميان غلامان بود. دولتی که گرداننده‌گان‌اش خوی و منش غلامی داشتند. در روزگاری که در پناه حکومت ترکان، ايران چونان جزايری پراکنده با قبيله‌هايی دشمن‌خو بود ... ادامه

 

 

 

 

زنان پارس

 

چيزهايی كه فقط توی فيلم‌هاست!

يك پرسش، يك پاسخ، يك پيش‌نهاد از شادی بيان

وقتی پای خواسته‌های مردانه مطرح است، ما زن‌ها بايد مثل توی فيلم‌ها باشيم، اما صحبت از خواسته‌های زنانه که پيش می‌آيد، «اين چيزها فقط توی فيلم‌هاست»!

به راستی چرا زنان در رفع نيازهای جسمی و روانی خود نسبت به مردان ناموفق‌ترند؟

دلايل فراوانی در پاسخ به اين سؤال می‌توان ذکر کرد، بخشی از اين دلايل، باقی‌مانده‌ی آثار تمدن مردسالارانه‌ی ايرانی‌اند که نياز مرد را ارجح‌تر از نياز زن می‌داند و از اين رو منجر به رشد احساس حماقت و شرم‌ساری و عدم رشد آگاهی و عزت نفس در زنان و بالعکس خودآگاهی بالای مردان نسبت به خواسته‌های خود و آگاهی اندک و گاه ناآگاهی ايشان نسبت به خواسته‌های زنان شده است ... ادامه

 

 

 

 

مرشد و مارگريتا - پرده‌ی پنجم

اقتباسی از «مرشد و مارگريتا» اثر بولگاكف، نمايش‌نامه‌يی نوشته‌ی ساناز سيد اصفهانی

مارگاريتا: دارن براندازم می‌کنن!

ولند: ملکه‌ی من خوش اومديد. از اين که لباس خونه تن‌امه عذر می‌خوام.

مارگاريتا: استدعا دارم ... لطفا به بازی‌تون ادامه بديد. مطمئن‌ام مجله‌های شطرنج حاضرن کلی پول بپردازن و شرح اين بازی رو چاپ کنن.

ولند: شما چه‌قدر مليح و مهربون هستيد!

مارگاريتا: اجازه بديد من پاتونو روغن بزنم.

ولند: (رو به بهميوت) بهيموت عزيز وضع‌مان خراب است! ... ادامه

 

خوانشی ديگر از شعر «دنباله‌ی فنجان»، سروده‌ی روجا چمن‌كار

نقد شعری از سارا ابراهيمی

يکی از راه‌های کشاندن مخاطب به فضای شعر، قرار دادن پرسونا در وضعيت واکنشی متن است که

ناخودآگاه را به اعتراض وا می‌دارد. و همين جاست که کش‌مکش ايجاد شده، متن به روايت تبديل می‌شود.

در شعر فنجان داغ، چمن‌کار با آوردن کلمه‌ی «عزيزم» در ابتدای شعر، مخاطب درون شعری را خلق کرده است. با آوردن اين مخاطب، شعر روايی می‌شود و کش‌مکشی در دنباله‌ی فنجان داغ پيش می‌آيد و شاعر در سه خط بعد به فضاسازی می‌پردازد. دنباله‌ی فنجان داغی که در فردا شب فضای مشاجره‌ی دو نفره‌يی را ايجاد می‌کند ... ادامه

 

رنگ كلمه: آثاری از دو شاعر

سه اثر سروده‌ی

سيدعلی صالحی بافقی و كامبيز منوچهريان

را بخوانيد

 

 

 

متبرك كن دستان‌ام را به باران خاطره‌ها

طرح‌ها و عكس‌های انسيه سياوش

گل‌برگ‌های قلب‌ام

پر پر

ميان دستان‌ات

ميان جعبه‌ی نگاه‌ات

حفظ‌شان كن ... ادامه

 

 

 

 

طنزيم روی سيم آخر

يك نوشته‌ی طنز از فرزاد خرم‌شاهی

... از ويژه‌گی‌های اين به اصطلاح تجارب، يکی اين که پس از خواندن‌شان، هيچ مطلب درخوری نصيب‌تان نخواهد شد (نه احساس مکاشفه و غروری که ناشی از درک يک نکته‌ی علمی تا کنون نامکشوف باشد نه احساس حماقتی که از سر فرهيخته‌گی خارج از تصور نگارنده به خواننده منتقل شود)، درست مانند تماشای اخبار، حل کردن جدول يا رفتن به شب شعر. عموما سياست بر آن است که اصل موضوع به شعور مخاطب واگذار شود، هرچند که خود نگارنده هم اصل موضوع را نفهميده باشد. وارد شدن در هر حوزه‌يی و نخود شدن در هر آشی از ديگر ويژه‌گی‌های اين نوشته‌هاست، يعنی اگر کسی در منتها اليه شمال غربی افاضه‌يی کرده باشد، ما در منتها اليه جنوب شرقی يک جرعه‌اش را (گلاب به رويتان) سر خواهيم کشيد، مثل خيلی‌های ديگر ... ادامه

 
 
 

 

فهرست كوتاهِ مطالب اين شماره:

   ياد

مشاعر مختل يك شاعره؛ يادداشتی در باره‌ی سرما در گرما / سلام ای شب معصوم!

   ê فرهنگ و ادب برای هميشه

آخرين شهريار -  آخرين نامه‌های شاه‌نامه: جلال‌الدين خوارزم‌شاه

   ê زنان پارس

چيزهايی كه فقط توی فيلم‌هاست!

   ادبيات نمايشی

مرشد و مارگريتا - پرده‌ی پنجم

   تا دل‌تان بخواهد شعر

خوانشی ديگر از شعر «دنباله‌ی فنجان»، سروده‌ی روجا چمن‌كار / رنگ كلمه: آثاری از دو شاعر

   ê هنرهای تصويری

متبرك كن دستان‌ام را به باران خاطره‌ها

   ستون طنز

طنزيم روی سيم آخر

 

يك هفته تأخير

با هزاران عذر تقصير از مخاطبان و هم‌راهان هميشه‌گی، به ناگزير از انبوهی كارهای مربوط به توسعه و گسترش دامنه‌ی فعاليت مجله در دنيای واقعی، شماره‌ی بعدی دو هفته نامه با يك هفته تأخير در يازدهم اسفند 1387 منتشر می‌شود.

 

توقيف هفتان و ضرورت پی‌گيری

حتما پای‌گاه خبری «هفتان» را خوب می‌شناسيد كه آسمان عرصه‌ی فرهنگ و هنر را می‌پوشاند. اين كه گفته می‌شود خبری، با نظر به كاركرد اين پای‌گاه در ارجاع دادن مخاطبان به ديگر صفحات و پای‌گاه‌های اينترنتی است. چنين كاركردی همانا باخبر كردن مخاطب از جريانات و احوالات فرهنگی عرصه‌ی وب است. حالا «هفتان» چندی‌ست كه فيلتر شده است و معنا و مفهوم فيلتر در رسانه‌های نوين اينترنتی مفهومی ندارد جز توقيف.

پرسيده می‌شود كه چرا هفتان، چرا عرصه‌ی فرهنگ، چرا تاب نياوردن رسانه‌يی آرام، بی‌غوغا و متين. كافی‌ست به سير مواجهه‌ی حكومتی با انواع و اقسام رسانه‌ها در سال‌هايی كه ديگرگونه بودن را بر نمی‌تابند، نگاهی بيفكنيد. خوب، «هفتان» هم رسانه‌يی بوده مستقل و اين استقلال و وابسته نبودن به سامانه‌های بالادستی به دگرگونه بودن و دگرانديش بودن و با ما نبودن در دايره‌ی محدود انديشه‌ی خودی نه‌خودی تعبير می‌شود و نتيجه‌اش می‌شود از گذر صافی رد نشدن و توقيف.

همه‌ی دست اندر كاران «فروغ» با توجه به علقه‌يی كه به اين عرصه‌ی فرهنگی دارند، ورای دوستی‌شان با «سيدرضا شكراللهی» كه بی‌شائبه و بی‌مزد و منت دل به اين كار بزرگ سپرده بود، توقيف «هفتان» را محكوم می‌كنند و دعوت می‌كنند تا در اين باره ميان دل‌داده‌گان فرهنگ، ادب و هنر فارسی هم‌انديشی‌يی صورت گيرد و يك اقدام مؤثر در پاسخ‌گويی ايجابی به اين اتفاق ناپسند صورت پذيرد.

در اين باره، ««فروغ» به زودی پی‌گيری‌هايی خواهد كرد. از همين رسانه و ديگر رسانه‌های آسمان فرهنگ فارسی پی‌گير اخبار در اين باره باشيد.

 

 

 

 

خوراك خبری «فروغ»

می‌توانيد با افزودن پرونده‌ی «خوراك خبری مجله» (يا همان RSS مجله) به برنامه‌های خبرخوانی كه از آن‌ها استفاده می‌كنيد، از روزآمدی مجله و عناوين منتشرشده در آن باخبر شويد.

 

ماه‌نامه‌ی «فروغ»

نسخه‌ی كاغذی ماه‌نامه‌ی «فروغ» در حال حاضر با شمارگان اندكی منتشر می‌شود، اما اين امكان مهياست تا علاقه‌مندان نسخه‌ی الكترونيكی آن را به رايگان تهيه كنند.

در صورت تمايل به دريافت نسخه‌ی كاغذی و برای اشتراك، با نشانی مجله (info [@] forough [.] net ) مكاتبه و درخواست خود را اعلام كنيد تا شرايط اشتراك به شما اعلام گردد.

 

دريافت نسخه‌ی الكترونيكی ماه‌نامه:

- شماره‌های 11 و 12 (شهريور و مهر 1387)

- شماره‌های 9 و 10 (تير و مرداد 1387)

- شماره‌های 7 و 8 (اردی‌بهشت و خرداد 1387)

- شماره‌های 5 و 6 (بهمن و اسفند 1386)

- شماره‌ی 4 (شهريور و مهر 1386)

- شماره‌ی 3 (تير و مرداد 1386)

- شماره‌ی 2 (اردی‌بهشت و خرداد 1386)

- شماره‌ی 1 (فروردين 1386)