|
|
|
|
||||||||||||||
|
رنگ كلمه: آثاری از دو شاعر آثاری از سيدعلی صالحی بافقی و كامبيز منوچهريان
سيدعلی صالحی بافقی
با گرگها میرقصيم سالها يكنفس رقصيدهایم کنار آتش به هر ساز گرگهایِ مستغفر فرصتِ اشکی حتا اگر داشتيم چارهیِ اين گرگهایِ بارانديده نبود، همانگونه که آتش، همانگونه که توبههایِ مُدامشان در هر نوبتِ رقص ما ...
زيستن در دامنهی كوه آتشفشان بیصدايی مذاب رگههایِ زخمهایِ بیمرهم مُدام
سال هاست کسی جز تو دامنهیِ دهانهیِ آتشفشان کمی بالاتر از گونههام ...
كامبيز منوچهريان
سلام از راهی دور میآيم مثل هميشه و در جيبهايم کمی ترديد ريختهام کمی سنگ دوست دارم ببينی برایات چه آوردهام! مربای برف دوست داری؟ مال همانجايی که مردماش جای چتر به باران بوسه میدهند. بيا يک روز قورباغه باشيم تا خيلی چيزها ساده شوند
اين روزها اسم تو را خراب میکنند اين آدمنماها که با نامات دخترتر نمیشوند و حالا هرکس صدايشان میکند فکر میکنم تويی که گيسوانات را مدام میکشند.
شايد به هر تصويری که دست میزنم رنگ روسریات قرمز میشود صورتیتر از هميشه ای خاطرهات مانده روی پوست انار برایات گردو آوردهام و يک سؤال: مربای برف دوست داری؟
|
|