|
|
|
|
||||||||||||||
|
چيزهايی كه فقط توی فيلمهاست! يك پرسش، يك پاسخ، يك پيشنهاد از شادی بيان
پرسش وقتی پای خواستههای مردانه مطرح است، ما زنها بايد مثل توی فيلمها باشيم، اما صحبت از خواستههای زنانه که پيش میآيد، «اين چيزها فقط توی فيلمهاست»! به راستی چرا زنان در رفع نيازهای جسمی و روانی خود نسبت به مردان ناموفقترند؟
پاسخ دلايل فراوانی در پاسخ به اين سؤال میتوان ذکر کرد، بخشی از اين دلايل، باقیماندهی آثار تمدن مردسالارانهی ايرانیاند که نياز مرد را ارجحتر از نياز زن میداند و از اين رو منجر به رشد احساس حماقت و شرمساری و عدم رشد آگاهی و عزت نفس در زنان و بالعکس خودآگاهی بالای مردان نسبت به خواستههای خود و آگاهی اندک و گاه ناآگاهی ايشان نسبت به خواستههای زنان شده است. اما بخش ديگر آن قطعا در عدم توجه فرهنگ نوين به آموزش و ايجاد بستر مناسب برای رفع اين فقر فرهنگی نهفته است. به خصوص که عدم رضايتمندی زنان با توجه به آسيبپذيری بالای آنان، در طولانیمدت منجر به ايجاد بیتفاوتی و سردی روابط، انجام واکنشهای متقابل يا غيراخلاقی گشته و در پی آن، به جای يک مسأله، با چندين مسأله روبهرو میشويم که به معنای آغاز بحران در زندهگی يك زوج و بازخوردهای تلخ آن در جامعه و رشد ناسالم فرزندان است که در نتيجهاش چرخهی ارتباطی غلط نيز شکل میگيرد، به اين معنا که فرزندان اغلب آينهی اعمال والدين خود خواهند بود.
پيشنهاد زنان، مردان و فرزندان ما در اين برهه، جدا نيازمند يادگيری اند و جای خالی آموزشهای مهارتهای زندهگی که آشنايی با نيازهای جسمی و روانی مرد و زن و نحوه ی صحيح پاسخگويی به اين نيازها، بخش مهم و شاخصی از آن است، در تمامی دوران رشد و تحصيل کودکان، نوجوانان و جوانان در کشور بسيار چشمگير است. اين مسؤوليت بيش از همه بر دوش سه سازمان صدا و سيما، آموزش و پرورش و آموزش عالیست، اما بیگمان کوتاهی اين نهادها بار را بر دوش افراد دلسوز و انديشهمند جامعه میاندازد. شايد اگر هر يک از ما به عنوان يک معلم، استاد دانشگاه، تهيهکننده، کارگردان، مترجم، مؤلف، خبرنگار، روانشناس، و يا حتا به عنوان يک مادر، پدر، همسر، دوست، همسايه و يا همکار در آگاهیبخشی و هدايت صحيح انديشهی يک فرد در راستای تحکيم «روابط متقابل زناشويی» قدمی هر چند کوچک برداريم، نسلهای بعد، برای رفع خواستههای انسانیشان، دستآويز فيلمها نشوند! واضح است که چنين تغيير و دگرگونیيی به يک باره رخ نمیدهد، چراکه دگرگونی اعمال ريشه در دگرگونی افکار دارد و افکار برای تغيير، نيازمند منطق، پیگيری و مرور زمان هستند. از اين رو، رفع مشکلاتی از اين دست، تنها و تنها با خواندن، نوشتن، گفتوگو کردن، تجربه کردن و هر آنچه به بالا بردن سطح آگاهی خود، خانواده و جامعه در اين باره میانجامد، امكانپذير است. بیتفاوت نمانيم!
|
|