سال هفتم

يازده اسفند 1387

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

 

هم‌راهی با «فروغ»

كدهايی برای هم‌راهی

 

خوراك خبری «فروغ»

 

 

برای اين كه فروغ را به خوبی ببينيد، قلم ياقوت را اگر بر دست‌گاه خود نداريد، نصب كنيد.

 

© 1381 تا 1387

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

A Translation from an Article by H. Hoodfar about Veiling and Muslim Women, translated by A. Rohani Translation of a Short Story from P. High-smith, by Sara Ebrahimi

 

ختام الحكايات: در خانه‌ی ابدی‌نشينی

ادای احترام به منوچهر احترامی، يادداشتی كوتاه از شادی بيان

منوچهر احترامی را عارضه‌ی قلبی عارض شد و دفعه‌ی واحده از دار دنيا برفت.

چون ده روز بگذشت، شب در خواب، به خواب احمد آمد و اين احمد صاحب‌خانه‌ی وی بود در تهران پارس. و احمد او را گفت:

- چونی در آن غربت خاک که تويی؟ ... ادامه

 

انعكاس اربعين در رسانه‌ها

يادداشت انتقادیِ بيداء بازافكن‌پور

مجموع کانال‌های دو قمر مصنوعی هات‌برد و نايل‌ست بيش از هزار  کانال است. کانال‌های خبری عرب‌زبان در اين دو قمر مصنوعی کم نيستند و از معروف‌ترين آن‌ها می‌توان کانال خبرگزاری‌های الجزيره، العربيه، بی‌بی‌سی عربی، الحره و بخش خبری ام‌بی‌سی را نام برد. شنونده‌گان و تماشاگران اين شبکه‌ها برای دنبال كردن خبر، اين کانال‌ها  را جزء کانال‌های معتبر خبری قبول دارند، با آگاهی از اين مسأله که هر شبکه‌ی خبری نقاط مثبت و منفی خود را در بخش‌هايی از اطلاع‌رسانی خبر در خود ثبت کرده است. از بين اين کانال‌ها، دو کانال العربيه و الجزيره نسبت به کانال‌های خبری ديگر قوی‌تر عمل کرده‌اند ... ادامه

 

 

 

 

زنان پارس

 

حجاب در ذهن آن‌ها و بر سر ما: با حجاب بودن و زنان مسلمان - بخش نخست

مقاله‌يی از هما هودفر با ترجمه‌ی علی روحانی

زن مسلمان و مخصوصا زن شمال آفريقايی و خاورميانه‌يی در طول دو قرن گذشته يکی از موضوعات بسیار دنباله‌دار بحث و گفت‌وگو در رسانه‌های غربی بوده است. هم‌چنين بدون هيچ ترديدی می‌توانم ادعا کنم که موضوع حجاب و ستم بر زن مسلمان يکی از موضوعات مکرر بحث و گفت‌وگو بوده است که در طول بيست سال از زنده‌گی‌ام در جهان غرب (اکثرا در انگليس و کانادا) با آن درگير هستم (اغلب بی‌ميل)، هر وقت من يک اروپايی از نژاد سفيد را می‌بينم، دقيقا می‌فهمم که به زودی او نشان خواهد داد که من يک مسلمان – خاورميانه‌يی – ايرانی هستم، حجاب سريعا به عنوان موضوع گفت‌وگو شناخته‌شده‌يی ظهور پيدا می‌کند. اين سناريو در هر جايی اتفاق می‌افتد: در قطار، در مغازه، رخت‌شوی‌خانه، محوطه‌ی دانش‌گاه، مهمانی ... ادامه

 

 

 

 

مرشد و مارگريتا - پرده‌های ششم و هفتم

اقتباسی از «مرشد و مارگريتا» اثر بولگاكف، نمايش‌نامه‌يی نوشته‌ی ساناز سيد اصفهانی

آه که من ديوانه ام! نه مانند مردان ام نه مانند زنان ناقص العقل‌ام. بی‌دل و جرأت با پاهايی که نه استوارند نه توان دويدن‌شان ... دقيقه‌ها می‌گذرند و من، متی باج‌گير، بر تپه‌ی جلجتا نشسته‌ام و او هنوز نمرده است. آف‌تاب غروب می‌کند و مرگ هنوز فرا نرسيده است! خدايا، چرا بر او اين چنين خشم گرفته‌ای. مرگ‌اش را فرا رسان. تنها لحظه‌يی کافی‌ست تا اين خنجر را از پشت بر او زنم تا عذاب‌اش تمام شود. يسوعا نجات‌ات خواهم داد و هم‌راه‌ات فرمان خواهم يافت. من ام متی باج‌گير، تنها حواری تو. نه خدايا! او را به صليب می‌کشند. ای پاهای ناتوان من، خدايا لعنت باد! تو اگر سميع بودی حرف‌ام را می‌شنيدی و بر چشم بر هم زدنی جان‌اش را می‌گرفتی ... ادامه

 

شكار بزرگ مينگ

داستانی از پاتريشيا های‌اسميت با ترجمه‌ی سارا ابراهيمی

مينگ با آرامش کامل در پايين تخت معشوقه‌اش خوابيده بود که يک دفعه مرد پشت گردن‌اش را گرفت و او را روی عرشه‌ی کشتی انداخت و در کابين را بست.

چشمان آبی مينگ از عصبانيت گشاد شد و بعد دوباره به خاطر تابش نور خورشيد بسته شد. اين اولين باری نبود که مينگ اين گونه بی‌ادبانه از کابين بيرون انداخته می‌شد. و مينگ اين را می‌دانست ک هر گاه معشوقه‌اش النا حواس‌اش نيست، مرد اين کار را می‌کند ... ادامه

 

رنگ كلمه: آثاری از دو شاعر

دو اثر از

مهرداد شهابی و سيدعلی صالحی بافقی

را بخوانيد

 

 

 

به كوتاهی پلك زدن‌های تو

طرح‌ها و عكس‌های انسيه سياوش

با تيغ گيسوان‌ام

با توقيف قلم‌ام
با واژه‌گان جديد

عشق را

می‌برند از من

و نمی‌دانند

تو را درون سينه‌ام

سپرده ام ... ادامه

 

 

 

 

طنزيم روی سيم آخر - تكه‌ی دوم

يك نوشته‌ی طنز از فرزاد خرم‌شاهی

گيريم وضع اقتصادِ خُرد اين‌جانب نابه‌سامان باشد، گيريم توانايی درک، شعور و سواتِ اقتصادی‌مان در حد بسيار اندک باشد، گيريم اقتصاد سياسی ما و سياست اقتصادی ما در سطح کلانِ بنده منزل، دچار آشفته‌گی بوده، مرزهای آن دچار اعوجاج و ساختارهای آن به صورت شفاف تبيين نشده باشد! گيريم شپش‌ها در جيب‌مان با روی‌کردی افسارگسيخته بسترسازی نموده و مشغول قاپ‌بازی باشند و تراز معدود حساب‌های بانکی‌مان مثل سبيلی نامتقارن آويزان باشد و گيريم که خيلی «گيريم»های ديگر. اين‌ها هيچ کدام دليل نمی‌شود که اعتماد به نفس ِ کاذبِ لازم به منظور ارائه‌ی راه‌کارهايی برای احتراز از تلاشی اقتصاد جهانی را نداشته باشيم! چرا که اصولا علم در اين مقوله، چندان چاره‌ساز نيست بل‌که «شم» اقتصادی، در اين خصوص راه‌گشاتر است و تجربه نشان داده است که دماغ‌های بزرگی چون دماغ نگارنده در اين راستا، توان‌مندی‌هايی بيش از حد لزوم، برای بو کشيدن دارند. و از طرفی، روی ما هم که رو نيست ... ادامه

 

شطرنج، پلوپ پلوپ و گرگ‌ها

سه يادداشت كوتاه از مريم ابوالحسنی

راست می‌گفت، زنده‌گی مثِ شطرنجه و من بدون اين که فکر کنم، حرکت می‌کردم. کيش و مات شدم. خواستم برگردم و همه چی رو درست کنم، اما نفهميدم که من ...

دست به مهره شدم ... ادامه

 
 
 

 

فهرست كوتاهِ مطالب اين شماره:

   ياد

ختام الحكايات: در خانه‌ی ابدی‌نشينی

   نگاه انتقادی

انعكاس اربعين در رسانه‌ها

   ê زنان پارس

حجاب در ذهن آن‌ها و بر سر ما: با حجاب بودن و زنان مسلمان - بخش نخست

   ادبيات نمايشی و ترجمه

مرشد و مارگريتا - پرده‌های ششم و هفتم /

شكار بزرگ مينگ

   تا دل‌تان بخواهد شعر

رنگ كلمه: آثاری از دو شاعر

   ê هنرهای تصويری

به كوتاهی پلك زدن‌های تو

   ستون طنز

طنزيم روی سيم آخر - تكه‌ی دوم

   كودكانه

شطرنج، پلوپ پلوپ و گرگ‌ها

 

پاتوق، گالری، بوفه ... و يك هفته تأخير

گفته شد كه به خاطر تلاش برای توسعه‌ی فعاليت‌های مجله‌ی «فروغ» انتشار شماره‌ی حاضر اندكی به تأخير افتاد، اما اين فعاليت توسعه‌بخش در چه راستايی‌ست؟

«فروغ» و دست‌اندركاران‌اش در حال تلاش هستند تا پای‌گاهی در دنيای واقعی برای خود راه بيندازند كه می‌شود پاتوق تحريريه‌اش، می‌شود جايی برای نمايش‌گاه آثار هنری هنرمندان، می‌شود جايی برای گرد هم آمدن اهل فرهنگ و هنر برای تشكيل جلسات بحث و كارگاه‌های فرهنگی و همين‌طور می‌شود جايی كه با آسوده‌گی و آرامش امكان پذيرايی و تنفسی هم می‌توان مهيا كرد.

به شدت فروغی‌ها در تلاش هستند تا به زودی و پيش از نو شدن سال، اين مركز را راه‌اندازی كنند. فعلا همين‌قدر بدانيد كه اين پاتوق، گالری، بوفه ... در «شيراز» تأسيس می‌شود و هم‌راه حقوقی مجله در اين كار «مؤسسه‌ی فرهنگی تبليغی تصوير آينده» است.

در آستانه‌ی تأسيس اين پای‌گاه، مجله در اين باره به طور كامل اطلاع‌رسانی خواهد كرد.

 

به خاطر همين اقدامات يادشده در بند بالايی و تراكم برنامه‌ها، با وجود آن كه هم‌راهان مجله كارها و آثارشان را آماده كرده‌اند، عمليات اجرايی انتشار شماره‌ی پيش رو (شماره‌ی 152) يك هفته به تأخير می‌افتد و به اين ترتيب، شماره‌ی آينده در نخستين روزهای سال نو، دوم فروردين 1388، منتشر می‌گردد.

ضمن عذرخواهی از همه‌ی دوستان مجله، اعم از نويسنده و خواننده، وعده می‌دهيم كه با دستی پر شماره‌ی بعد «فروغ» را عيدانه بياوريم.

 

 

 

 

خوراك خبری «فروغ»

می‌توانيد با افزودن پرونده‌ی «خوراك خبری مجله» (يا همان RSS مجله) به برنامه‌های خبرخوانی كه از آن‌ها استفاده می‌كنيد، از روزآمدی مجله و عناوين منتشرشده در آن باخبر شويد.

 

ماه‌نامه‌ی «فروغ»

نسخه‌ی كاغذی ماه‌نامه‌ی «فروغ» در حال حاضر با شمارگان اندكی منتشر می‌شود، اما اين امكان مهياست تا علاقه‌مندان نسخه‌ی الكترونيكی آن را به رايگان تهيه كنند.

در صورت تمايل به دريافت نسخه‌ی كاغذی و برای اشتراك، با نشانی مجله (info [@] forough [.] net ) مكاتبه و درخواست خود را اعلام كنيد تا شرايط اشتراك به شما اعلام گردد.

 

دريافت نسخه‌ی الكترونيكی ماه‌نامه:

- شماره‌های 13 تا 15 (آبان، آذر و دی 1387)

- شماره‌های 11 و 12 (شهريور و مهر 1387)

- شماره‌های 9 و 10 (تير و مرداد 1387)

- شماره‌های 7 و 8 (اردی‌بهشت و خرداد 1387)

- شماره‌های 5 و 6 (بهمن و اسفند 1386)

- شماره‌ی 4 (شهريور و مهر 1386)

- شماره‌ی 3 (تير و مرداد 1386)

- شماره‌ی 2 (اردی‌بهشت و خرداد 1386)

- شماره‌ی 1 (فروردين 1386)