سال هفتم

يازده اسفند 1387

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

شادی بيان

shadi.bayan

[@] gmail [.] com

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1387

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

ختام الحكايات: در خانه‌ی ابدی‌نشينی

ادای احترام به منوچهر احترامی

يادداشتی كوتاه از شادی بيان

 

ادای احترام به منوچهر احترامی، قصه‌گوی کودکی‌هايم، به شيوه‌ی خودش:

"اصلا می‌دونی چرا من رفتم سراغ طنز؟ واسه اين که خيلی احساساتی بودم ..."*

 

منوچهر احترامی را عارضه‌ی قلبی عارض شد و دفعه‌ی واحده از دار دنيا برفت.

چون ده روز بگذشت، شب در خواب، به خواب احمد آمد و اين احمد صاحب‌خانه‌ی وی بود در تهران پارس. و احمد او را گفت:

- چونی در آن غربت خاک که تويی؟

گفت: اين جای که منزل گزيده ام، جايی‌ست بس تنگ و تاريک و بوی‌ناک که خفتن در آن بسی دش‌وار است و آسودن مشکل. لکن مرا بسی نيکوتر است از آن خانه که در تهران پارس به اجاره داشتم و دليل آن که، نه برق منقطع گردد نه آب و نه هر دم چون تو موجری بر سر من آيد که: ای منوچهر برخيز و خانه بپرداز که اجاره سر آمده است.

«ش. دخترخاله»

 

به ياد ستون «جامع الحکايات»؛ منوچهر احترامی در هفته‌نامه‌ی «گل آقا» با نام مستعار «م. پسرخاله» و نوشته‌اش در اين ستون، در يك مهر 1372 با عنوان «در اجاره‌نشينی».

 

* از گفته‌های منوچهر احترامی به روايت حسام الدين مقامی کيا، نقل از هفته‌نامه‌ی چلچراغ، شماره‌ی 332

** اصل عكس توسط سهام‌الدين بورقانی برای نشريه‌ی نوروز گرفته شده است.

 

Ç