|
|
|
|
||||||||||||||
|
رنگ كلمه: آثاری از دو شاعر آثاری از مهرداد شهابی و سيدعلی صالحی بافقی
مهرداد شهابی
به ياد «فروغ فرخزاد»
پری کوچک غمگين بود به ظاهر، ولی نبود اسير. کسی هرگز نديد. فروغ چشماناش را به رود شعر قرض داده بود، شادیاش را به ديگران، ولی کمتر از او ياد میکنند.
سيدعلی صالحی بافقی
از شبِ بلندِ گيسوانِ تو
به اين روز افتادهام
چه چشمها که چه بیحرف چه حرفها که چه بیباران چترها خاک میخورند در موزهها کنار کلمات ...
گاهی هيچ ردی نمیماند از قدمها اما نه قدمها کوتاه میآيند، نه راه گاهی فقط بايد به جای پای کلماتِ حتا نگفته در امتدادِ زمان دل بست.
هيچ چاقويی دستهاش را نمیبُرد را به سُخره میگيرد در هر ضربهاش بر درخت، تبر!
مُدام میترسم از اين اشياء همين دو صندلی روبهروی هم آن دو فنجان اين زيرسيگاری بدبو حتا بعد از من بی تو
ناقض قانونِ جاذبه اَم وقتی طولانی میبوسدَم. همه چيز در قوانين سقوط خلاصه نمیشود، آقای نيوتن!
|
|