سال هفتم

يازده اسفند 1387

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

مهرداد شهابی

mehrdad.shahabi.n

[@] gmail [.] com

 

سيدعلی صالحی

alisalehi7

[@] yahoo [.] com

خانه‌ی اينترنتی‌اش:

گاهی مرا به نام كوچك‌ام بخوان

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1387

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

رنگ كلمه: آثاری از دو شاعر

آثاری از مهرداد شهابی و سيدعلی صالحی بافقی

 

پری کوچک غم‌گين

مهرداد شهابی

 

به ياد «فروغ فرخ‌زاد»

 

پری کوچک غم‌گين بود به ظاهر، ولی نبود اسير.

کسی هرگز نديد.

فروغ چشمان‌اش را به رود شعر قرض داده بود،

شادی‌اش را به ديگران،

ولی کم‌تر از او ياد می‌کنند.

 

Ç

 

ناگهانی

سيدعلی صالحی بافقی

 

از شبِ بلندِ گيسوانِ تو

               به اين روز افتاده‌ام
               که نمی‌خواهم بر زانوان‌ام بايستم ديگر ...

 

چه چشم‌ها که چه بی‌حرف

چه حرف‌ها که چه بی‌باران

چترها خاک می‌خورند در موزه‌ها کنار  کلمات ...

 

گاهی هيچ ردی نمی‌ماند از قدم‌ها

اما نه قدم‌ها کوتاه می‌آيند، نه راه

گاهی فقط بايد

به جای پای کلماتِ حتا نگفته در امتدادِ زمان

                                    دل بست.

 

هيچ چاقويی دسته‌اش را نمی‌بُرد را

به سُخره می‌گيرد

در هر ضربه‌اش بر درخت، تبر!

 

مُدام می‌ترسم از اين اشياء

همين دو صندلی روبه‌روی هم

آن دو فنجان

اين زيرسيگاری بدبو حتا

بعد از من بی تو

 

ناقض قانونِ جاذبه اَم

وقتی طولانی می‌بوسدَم.

همه چيز در قوانين سقوط خلاصه نمی‌شود، آقای نيوتن!

 

Ç