|
|
|
|
||||||||||||||
|
طنزيم روی سيم آخر - تكهی دوم فرزاد خرمشاهی
گيريم وضع اقتصادِ خُرد اينجانب نابهسامان باشد، گيريم توانايی درک، شعور و سواتِ اقتصادیمان در حد بسيار اندک باشد، گيريم اقتصاد سياسی ما و سياست اقتصادی ما در سطح کلانِ بنده منزل، دچار آشفتهگی بوده، مرزهای آن دچار اعوجاج و ساختارهای آن به صورت شفاف تبيين نشده باشد! گيريم شپشها در جيبمان با رویکردی افسارگسيخته بسترسازی نموده و مشغول قاپبازی باشند و تراز معدود حسابهای بانکیمان مثل سبيلی نامتقارن آويزان باشد و گيريم که خيلی «گيريم»های ديگر. اينها هيچ کدام دليل نمیشود که اعتماد به نفس ِ کاذبِ لازم به منظور ارائهی راهکارهايی برای احتراز از تلاشی اقتصاد جهانی را نداشته باشيم! چرا که اصولا علم در اين مقوله، چندان چارهساز نيست بلکه «شم» اقتصادی، در اين خصوص راهگشاتر است و تجربه نشان داده است که دماغهای بزرگی چون دماغ نگارنده در اين راستا، توانمندیهايی بيش از حد لزوم، برای بو کشيدن دارند. و از طرفی، روی ما هم که رو نيست. نعمت روی زمين قسمت پررويان است خون دل میخورد آن کس که حيايی دارد لذا بيان اصولی چند «Principles» میتواند برای شما و تتمهی جهانيان (و حتا يک کم آن ورتر) سودمند باشد.
1- اصل سادهانگاری (Sadeh-Engari): اين اصل بيان میدارد که چهگونه اکابر و حتا اصاغر اقتصادی میتوانند با پاک کردن صورت مسأله، اصل مسأله را لوث کرده و همه چيز را تحت کنترل نشان دهند. با استناد به اين اصل، خطوط فقر و غنا، دارا و ندار، برخوردار و محروم، کلهم منتفی گشته و اوضاع اقتصادی حالی به حولی میشود.
2- اصل انسداد (Ensedad): اين اصل بيان میدارد که چهگونه میتوان با انسداد کانالهای ورود کالا برای برخی و عدم انسداد آن برای برخی ديگر، به کنترل اقتصاد پرداخت و جلو امواج سونامی اقتصادی را گرفت. در اين ميان، آن برخی ممکن است به روزگار سياه بيفتند و آن برخی ديگر، کلا خوش به حالشان بشود. مهم اين است که هنگام وقوع سونامی، شما جزء برخی ديگر باشيد. اگر هم نبوديد که فدای سرتان، جبر تاريخ شامل حالتان شده است.
3- اصل تحميل (Tahmil): اين رویکرد به صراحت بيان میدارد که پس از انسداد، میتوان مقولهها و مؤلفههای اقتصادی را تحميل نمود و به مصداق «همين است که هست» به رتق و فتق امور اقتصادی پرداخت، مثل فروش نوعی خودرو به سه برابر قيمت جهانی. نوع ديگری از تحميل نيز چنان است که همراه با اجناس يا خدمات مورد نياز مصرفکنندهگان يک اکازيون نيز به ايشان تحميل نمود، مثل فروش بيل همراه با دستمال توالت.
4- اصل آزادسازی و مهار (Mahaar & Azad-sazi): اين اصل بيان میدارد که چهگونه میتوان به آزادسازی قيمتها پرداخت، بدون آن که آب از آب تکان بخورد و سپس آن را مهار کرد، بدون آن که آب از آب تکان بخورد. به اين اصل آزادسازی مهار و مهارسازی آزادسازی نيز میگويند. ترکيب اين اصل با اصول دو و سه میتواند رکود تورمی را ايجاد يا تورم رکودی را از بين ببرد و يا برعکس!
5- اصل دلالت و هدايت (D & H): بر اساس اين اصل، نصيحت، راهنمايی، پند و اندرز و توصيه به اخلاقمداری و شعارپردازی از اهم واجبات در امور اقتصادیست. مهم نيست در عمل چه رویکرد اقتصادیيی جاری و ساری باشد، مهم اين است که عناصر اقتصادی و غير اقتصادی روزی چند نوبت به فراخور حال خود، اصول و شعارهای فوق را به رخ ديگر کشورها کشانده و خوب و بد را به آنها بياموزند. اين اصل معمولا برای دهکهای پايين جامعه اين گونه تبيين میشود که: روزی و اجل لاجرم میرسند. کم و زياد دارند، اما سوخت و سوز ندارند. لذا زور زيادی زدن در راستای طلب روزی، و اقتصادطلبی مفرط کار گِل است! میگوييد نه، يک نگاه به آن ور آب بيندازيد.
6- اصل شناوری (Shenavari): اين اصل بر اين امر دلالت دارد که دنيا چون کشتی در اقيانوسی بیکران از ماديات با فرمول اوليهی اقتصاد شناور است و هر چه کمتر از مايع (!) اقتصاد وارد آن شود، کشتی آسودهخاطرتر به جزيرهی نجات میرسد. در اين اصل تمامی عوامل اقتصادی نيز شناور هستند. مسؤولان اقتصادی، قيمتها، بازار، کشش، عرضه، تقاضا، خريدار، فروشنده، بنگاهها، تورم، ارز، نقاط سر به سر، مصرفکنندهگان، توليدکنندهگان، کار، سرمايه، خط فقر و غيره. لذا تمامی آنهايی که شنا نمیدانند و موجسواری بلد نيستند، تمام عمرشان بر فناست.
7- اصل تحميق (Tahmigh): اين اصل بايد به منظور ايجاد رویکردهای زير اجرايی شود: الف- گردآوری و هدايت پولهای سرگردان با استفاده از روشهايی چون وعده، تطميع، اغوا با بذل و بخشش مقادير فراوانی پول بیزبان يا خودرو و ملک و خانه و کشک و پشم! در قالب جايزه و کارمزد! فلان درصد و مشارکت در امر خير و غيره انجام میگيرد و سپس پولهای فوق در راستای انسداد، شناوری، دلالت و يا آزادسازی و تحميل، جهت چرخش چرخ اقتصاد. ب- بازارسازی و ارائهی مؤلفهيی به بازار که برای عدهيی نان داشته باشد، هرچند که برای عدهيی ديگر آب نداشته باشد، نظير توزيع کراوات بين گرسنهگان اتيوپی به قيمت مقطوع و يا تحويل خودرو 206 به برندهگان بانکهای کشاورزی.
8- اصل شاخصسازی و شاخصگريزی (Shakhes-Sazi & Shakhes-gorizi): با لحاظ عوامل اين اصل میتوان به ارائهی شاخصها و الگوهای مندرآوردی پرداخت، به گونهيی که برندهگان جوايز نوبل اقتصاد نيز هاج و واج بمانند! ارائهی فضاهای فکری مجازی يا کارتونی، کيلويی و فلهيیسازی، رياضيات نااقليدسی و توپولوژی و فضاهای نابرداری از الزامات اين اصل است. دراين اصل دو دو تا میشود هر چه شما بگوييد! دستکاری در بازههای زمانی، بالا و پايين کردن مقياسها، دستکاری دادهها و اطلاعات و کار حرفهيی با منحنیهای اقتصادی از اهم ترفندهای اين اصل است. هر چند، به جان همديگر، اين اصل با اصل دروغپردازی هيچگونه سنخيتی ندارد!
9- اصل تحقير (Tahghir): کوچک کردن ديگران و از آن سو بزرگنمايی خود از اهم ويژهگیهای اين اصل است، مرغ همسايه نه تنها غاز يا اردک نيست بلکه خودش هم اصلا داخل آدم نيست! اين اصل با رویکردی روانشناسانه میگويد: مهم نيست که شما چه هستيد يا اين که ديگران در مورد شما چه فکر میکنند بلکه مهم اين است که شما در مورد خودتان چه فکر میکنيد! شما خيلی ماه، جگر و کاردرست هستيد و همين کافیست.
10- اصل قياس (Ghiyaas): اين اصل خوراک مقايسه بين وضعيت زندهگی در کشور شما با ديگر کشورهاست! که عموما بر اساس قياس مع الفارق انجام میگيرد، مقايسه با بدترينها، مقايسه با رقبای از ميدان به در شده و نيز مقايسه با مرگ به منظور رضايت به تب، از اولويتهای اصل فوق است. در اين اصل، مسأله «ترين» بودن است و سر تا ته صف بودناش خيلی فرق نمیکند، چون میتوان آن را با تئوری وفق داد. بايد توجه داشت که در اين اصل نبايد از تبديل اوزان و مقادير استفاده کرد، مثلا وقتی قيمت جهانی بنزين را به دلار بيان میکنيد، نبايد از درآمد مصرفکننده بر حسب دلار يا قدرت خريد او حرفی بزنيد، چون مغلطهی شما، رو خواهد شد. در برخی از متون علم اقتصاد به غلط به اصل فوق «خوف و رجای اقتصادی» نيز گفته شده است.
11- اصل کرديم و شد (Kardim-o Shod): برای مرور اين اصل هيچ منبع علمی معتبری پيدا نشد، اگر هم شد منابعاش سوراخ بوده يا نشتی داشتند، يا ما با آن کاری نداشتيم! هر چند اين اصل مثل اصول موضوعی که مو لای درزشان نمیرود، بديهی به نظر میرسد.
12- اصل سرمايه (Sarmaye): اين اصل بر اساس يک توجيه فلسفی استوار شده: سرمايه خوب است، سرمايهدار بد است.
12+1- اصل تحول و ساماندهی (Tahavol & Saman-dehi): فرقی نمیکند وضع اقتصادی شما چهقدر خوب يا بد است. اگر میخواهيد به هر قيمتی ماندگار باشيد، چه در شرق يا غرب عالم، اهتمام برای ايجاد تحول و تغيير، يا حداقل بيان امر، از نان شب هم واجبتر است. اين مقوله همواره اميدی در دل شنوندهگان سادهدل ايجاد مینمايد که لازمهی زندهگیست! از سويی با توجه به کوتاه بودن حافظهی تاريخی ملتها بالاخره کسی نخواهد پرسيد: «پس چه شد؟» در ضمن، بر اساس اين اصل همه چيز بايد ساماندهی شود، حتا چيزهايی که قبلا ساماندهی شدهاند، تا همه سرکار بوده و اشتغال يابند.
14- اصل منت (Mennat): اين اصل بر مبنای منتگذاری بر سر عالم و آدم بنا شده، شما بايد همواره يادآوری کنيد که ديگران چهقدر از لحاظ مادی مديون شما هستند! شما بايد به ديگران بفهمانيد که از ارث پدرتان به آنها میبخشيد! يادآوری اين امر به صورت سيستماتيک (سامانمند) بر روی قبوض آب، گاز، برق، تلفن، موبايل، پيامهای بازرگانی، بيلبوردها، آبريزگاههای عمومی، بليت اتوبوسها، خزينهها و حمامهای عمومی، سر در ادارات، تفرجگاهها و بوستانها و حتا ارتفاعات صعب العبور و غيره بسيار نافع است. در ضمن، اين رویکرد میتواند زمينهی فرهنگی و بسترسازی لازم برای آزادسازی قيمتها (اصل چهار) را مهيا نمايد.
14- اگر رسيديم شايد ساير اصول اقتصادیمان را هم برای راهنمايی خوانندهگان در اقصا نقاط جهان نوشتيم! اصولی چون اصل رانت، اصل لابی، اصل احتکار، اصل تقلب و توسعه (T & T)، اصل رقابت بدون رقيب، اصل زر و زور و پارتی (Z-pert) و غيره!
|
|