سال هفتم

دو فروردين 1388

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

شادی بيان

shadi.bayan

[@] gmail [.] com

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1387

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

هنر منهای هنرمند

شادی بيان

 

تا حالا به اين نکته دقت کرده‌ايد که هنرمندها اغلب چندان شبيه تصويری که ما از دل هنرشان بيرون می‌کشيم و به آن‌ها نسبت می‌دهيم نيستند. نويسنده‌ها با نوشته‌هاشان، شاعرها با شعرهاشان، نقاش‌ها با نقاشی‌هاشان و موسيقی‌دان ها با موسيقی‌شان فرق می‌کنند. نه اين که به‌تر باشند يا بدتر، تنها فرق می‌کنند. گاه از روح هنر در هنرمند سراغی نيست و گاه هنرمند قابل توجه‌تر از هنرش می‌نمايد. هستند هنرهايی که به واسطه‌ی دل‌نشينی هنرمندشان، شناخته شده‌اند. مثل آن زن روستايی که نقاشی‌های صاف و ساده‌اش را به لطف روح لطيف‌اش دوست داريم. و چه فراوان پيش آمده که روح ماورايی هنر، در مخلوط شدن با خصلت‌های انسانی زمينی، به يک‌باره از اوج به فرود آمده است.

اين حرف‌ها را برای آن نمی‌زنم که خدای ناکرده ارزشی را بی‌ارزش کنم، تنها دارم بلند بلند فکر می‌کنم که يادمان بماند انديشه را با انديشه‌مند و هنر را با هنرمند نياميزيم. به خصوص که چنين روی‌کردهايی به رشد و تکثير هيولای «تعصب» در جامعه‌ی هنری دامن می‌زند و اين خود سدی در برابر بالنده‌گی هنر خواهد بود.

خيلی وقت پيش در کتابی با نام «در فاصله‌ی دو نقطه»* اين جمله را خوانده بودم: «بگذار بين هديه و بخشنده، بخشنده را انتخاب کنيم». بدون شک در دنيای خارج از هنر اين انتخابی شايسته است، اما آيا لذت بردن از اثری هنری، هم‌ذات پنداری با آن و رسوخ احساسی بديع در جان و دل مخاطب، به تنهايی چيزی بی نقص و کامل نيست؟

 

* کتابی از ايران درودی

 

Ç

 

   آثار شماره‌ی «152»

 

   نگاه انتقادی

هنر منهای هنرمند

   زنان پارس

در جای‌گاه يك زن

حجاب در ذهن آن‌ها و بر سر ما: با حجاب بودن و زنان مسلمان - بخش دوم

   کوچه‌ی آف‌‌تاب،

   بن‌بست ستاره

به عنوان معرفی

هنوز دارد زنده‌گی می‌كند و ما را از عادی شدن می‌ترساند

در دو ساله‌گی مرگ‌ات

تو ای پری كجايی

نحس

سستو، پيانو، خط افق، شبانه‌ی هندی، ديالوگ‌های ناتمام و مارتا

سفر و تاريك شده‌ايم

شعرهای بن‌بست ستاره: آثاری از چهار شاعر

گنگ خواب‌ديده و ترجمه‌يی به جا مانده از فرامرز ويسی

   ادبيات داستانی

دنيا كه به آخر نرسيده و از همين جا

   تا دل‌تان بخواهد شعر

رنگ كلمه: آثاری از دو شاعر

   هنرهای تصويری

بهاريه‌های متناقض

   ستون طنز

طنزيم روی سيم آخر - تكه‌ی سوم

   كودكانه

واژه‌های نامفهوم ... برای زنده ماندن ...