|
|
|
|
||||||||||||||
|
رنگ كلمه: آثاری از دو شاعر آثاری از مهرداد شهابی و سيدعلی صالحی بافقی
مهرداد شهابی
خواب ديدم شدی شبيه عقاب من موش بودم بالای سرم چرخ میزدی ترسيدم شکارم کنی خواستم چشمهام را باز کنم، نشد! من خواب نبودم که! موش کور بودم، موش کور
شعری كنار باغچه مهرداد شهابی
اين مورچهی سياه که روی دفترم راه میرود آن ياکريم که بالای سرم روی شاخهی درخت نشسته گربهيی که روی ديوار حياط چمباتمه زده پشهيی که در گوشام نجوا میکند ... فکر میکنند دارم برای آنها شعر مینويسم از بس که تو دستنوشتههای مرا نمیخوانی!
سيدعلی صالحی بافقی
هُرم دستهایِ تفتيدهام! حسرتِ ساختنِ آدم برفی نقش بر آبِ ديدهگانام.
روبهرويم دريا آرام رام میشود کنار تو!
بادِ دَمدَمیمزاج ابرهای باری به هر جهتِ باد حلزون شادِ تا آنی ديگر زير قدمهای محزونِ من!
هر کليک برای فرستادنِ هر ئیميل هوای دلتنگی پستچی پير کودکیهام.
منتظر
لابهلای اخبار هواشناسی، پی باران ام
غرق سيدعلی صالحی بافقی
فرصتی برای مزمزهی دريا نداری آن گاه که آب از سِر لبانات میگذرد و نفسهات را کم میآوری. چشمهات را هم که آب گرفت هر قدر لازم داشتهای گريه کن هر چهقدر نياز داشتهای فرياد بزن نگرانِ ناگفتههات نباش! حبابِ کلماتات، طعام مرغان دريايی اگر نشوند، روزی ماهیگيران خواهند شد يا با موجها به ساحل میروند.
|
|