سال هفتم

دو فروردين 1388

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

فرزاد خرم‌شاهی

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1387

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

طنزيم روی سيم آخر - تكه‌ی سوم

بر اساس فيلمی از لارس فون تريه با نام «رئيس همه»

فرزاد خرم‌شاهی

 

رئيس:

آن که در رأس اداره‌يی يا کاری قرار دارد. سرور، بزرگ، سرپرست. (فرهنگ معين)

 

مقدمه

در علم نوين، حوزه‌ی مديريت و رياست از هم تفکيک شده‌اند، اما مرز مشترکی بين اين دو مفهوم وجود دارد که همان علم و هنر به کارگماری ديگران برای نيل به هدف مشخصی‌ست. بر اين اساس به جای آن که مديران از زيردستان طلب داشته باشند، اين زيردستان و مرئوسان هستند که از مدير طلب می‌کنند. اما در کشور ما تصور همه‌گان از مديريت و رياست، يک عقل کل است که همه چيز سرش می شود و با امر و نهی و ارائه‌ی طريق، زيردستان را به راه راست هدايت می‌کند و طلب خويش را می‌ستاند! مدير و رئيس وطنی کسی‌ست که هيچ کس نبايد سر از کار او در بياورد. همواره با از ما بهتران می‌نشيند و به‌ترين‌ها نيز هميشه نصيب اوست.

در نظريه‌های روان‌شناسی، گفته می‌شود که هر گاه صداقت و صميميت در ارتباط متقابل دو فرد خدشه‌دار شود، بازی‌های روانی جلوه‌گر می‌شوند. با اندک مروری بر احوال خودمان هويداست که ما بازی‌گرانی به شدت خبره ايم. منظور، آداب و طرز برخورد هر يک از ما با ديگری نيست، که بر اساس رفتار وی و به گونه‌يی آيينه‌وار ظاهر می‌شود (که اين از خصوصيات انسانی است)، بل‌که منظور واکنش‌ها و بازی‌هايی‌ست که ما فراتر از حقايق رفتاری خود، از خود بروز می‌دهيم.

در فيلم «رئيس همه» (2006) از آن‌جا که مالک شرکت انرژی انجام بازی را ندارد و نمی‌خواهد سپر بلای کارمندان باشد، و از طرفی شجاعت آن را هم ندارد که کاستی‌ها و ندانم‌کاری‌های خود را، خود به عهده بگيرد، دست به دامان يک رئيس نمايشی می‌گردد تا همه‌ی تيرهای بلا به سوی او نازل شده و خود سر به سلامت ببرد. اين رئيس نمايشی، فردی‌ست که بر اساس سناريويی که توسط مالک شرکت نوشته می‌شود نقش خود را بازی می‌کند. او از تخصص حوزه‌ی رياست خود هيچ گونه اطلاعی ندارد. تنها می‌داند که چه‌گونه بايد بر اساس رفتار متقابل هر يک از زيردستان‌اش بازی کند. زيردستان او نيز از او تخصص کارشناسانه طلب نمی‌کنند، بل‌که آن‌ها تنها نيازمند مستمسکی برای تخليه‌ی ناکامی‌ها و بيان نيازهای عاطفی خويش هستند و گاه نيز تکيه‌گاهی يا شايد کيسه‌ی بوکسی.

گاه در حوزه‌ی تخصصی بيان طوطی‌وار برخی کليدواژه‌ها در قالب جملاتِ فلسفی مبهم، زيردستان را چنان مبهوت و غرق در افکار می‌سازد که بيننده هم مبهوتِ بهت او می‌گردد! اما پس از گذشت چندی، رئيس نمايشی که به شدت در نقش خود فرو رفته است، ديگر نمی‌خواهد Badman سازمان باشد، و به کارکنان می‌گويد که خود او نيز زيردست رئيس ديگری‌ست ...

 

حاشيه

آگهی استخدام: يک شرکت معتبر توليدی و خدماتی، به يک مدير عامل با حقوق و مزايای مکفی با شرايط زير نيازمند است:

 

الف- شرايط عمومی و خصوصی:

- مرد،

- خوش‌تيپ و در عين حال آماده‌ی تغيير چهره به منظور مراجعه به اداره‌جات دولتی به بدترين ترکيب ممکن،

- پررو و پرمدعا با ميدان ديد اندک (در حد جلوی دماغ)،

- دارای روابط عمومی بسيار قوی،

- برخوردار از توانايی جسمی، انعطاف بدنی و ضربه‌پذيری،

- دارای اعتماد به نفس فوق حد لازم!

- آشنا به مکاتبات حقوقی و اداری،

- دارای قدرت سخن‌وری و توانايی وفق دادن کليه رخ‌دادهای درونی و بيرونی شرکت با تئوری‌های لازم،

- برخوردار از خط و ربطی خوش به منظور حاشيه‌نويسی مکاتبات،

- دارای قدرت سفسطه و مغلطه در حد بالاT

- دارای قابليت نخود شدن در هر آشی،

- دارای توانايی ويژه در تغيير، تعبير و تفسير واقعيات در کم‌ترين زمان ممکن به سود صاحبان سهام و ذی‌نفعان،

- دارای توانايی مراجعه به اداره‌جات دولتی و شبه دولتی به دفعات و توانايی ويژه در جلب هم‌کاری ايشان با حداقل مبلغ خودياری!

- دارای توانايی ايجاد لابی در حوزه‌ی بند قبل،

- دارای توانايی خاص در تجزيه و تحليل و رانت‌خواری اطلاعات،

- برخوردار از روحيه‌ی توجيه‌پذيری و انعطاف‌پذيری در برابر هيأت مديره و سهام‌داران و پاچه‌خواری ايشان،

- دارای توانايی ويژه در بروز هم‌دردی، پرخاش‌گری، بی‌تفاوتی، تعصب، انعطاف، حرکات محير العقول، توهين، تکريم، به کارگيری الفاظ رکيک و مستهجن، امثال و حکم، غرور، تکبر و اخلاق‌گرايی در مواقع لزوم،

- دارای قابليت سر کار گذاری عده‌ی معتنابهی آدم،

- دارای شدت صدای بسيار بالا (بالاتر از آستانه‌ی شنوايی انسان بر اساس دسی‌بل)،

- آشنا با روان‌شناسی بالينی و تضادهای درونی انسانی در حد توافق!

- دارای سواد مالی در حد خريد و فروش آدم‌ها، و سواد اداری و مهندسی در حد اکابر،

- برخوردار از هوش هيجانی بالا و بلاهت، هر يک در موقع لزوم،

- دارای توانايی اخذ تصميم‌های بی‌ربط و خلق الساعه‌ی مشکل‌ساز بدون انجام مشورت با زيردستان،

- دارای تخصص و تجربه‌ی گـُرده نوردی،

- ساير مهارت‌های لازم!

 

ب- سابقه‌ی کاری و تحصيلات:

سابقه‌ی کار مرتبط: بيست سال،

سابقه‌ی کار غير مرتبط: حداقل يک ماه،

تحصيلات: فوق ديپلم بازی‌گری، تآتر يا سينما،

 

توضيحات

- در مورد بازی‌گران تأتر سنتی، لاله‌زار، سياه‌بازی و رو حوضی قابليت تبديل سنوات به تحصيلات، پس از انجام تست وجود دارد.

- پذيرش بازی‌گران برادوی (Broadway) تنها با ارائه‌ی آنونس معتبر انجام می‌گيرد.

- افراد دارای روابط سببی و نسبی با اعضای محترم هيأت مديره و مديران شرکت، منسوبان به بانک‌ها، سازمان‌ها و نهادهای طرف قرارداد يا به هر نحوی مرتبط با شرکت، در اولويت قرار دارند.

- دانش تخصصی مورد نياز نبوده و متقاضيان به موقع توجيه خواهند شد.

- مدارک ارسالی مسترد نخواهد شد!

 

Ç

 

   آثار شماره‌ی «152»

 

   نگاه انتقادی

هنر منهای هنرمند

   زنان پارس

در جای‌گاه يك زن

حجاب در ذهن آن‌ها و بر سر ما: با حجاب بودن و زنان مسلمان - بخش دوم

   کوچه‌ی آف‌‌تاب،

   بن‌بست ستاره

به عنوان معرفی

هنوز دارد زنده‌گی می‌كند و ما را از عادی شدن می‌ترساند

در دو ساله‌گی مرگ‌ات

تو ای پری كجايی

نحس

سستو، پيانو، خط افق، شبانه‌ی هندی، ديالوگ‌های ناتمام و مارتا

سفر و تاريك شده‌ايم

شعرهای بن‌بست ستاره: آثاری از چهار شاعر

گنگ خواب‌ديده و ترجمه‌يی به جا مانده از فرامرز ويسی

   ادبيات داستانی

دنيا كه به آخر نرسيده و از همين جا

   تا دل‌تان بخواهد شعر

رنگ كلمه: آثاری از دو شاعر

   هنرهای تصويری

بهاريه‌های متناقض

   ستون طنز

طنزيم روی سيم آخر - تكه‌ی سوم

   كودكانه

واژه‌های نامفهوم ... برای زنده ماندن ...