سال هفتم

دو فروردين 1388

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

فرامرز ويسی

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1387

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

سفر و تاريك شده‌ايم

دو شعر از فرامرز ويسی

 

سفر

آری،

سفر هماره می‌برد مرا

با مسافران کهن

که هنوز هزار قصه‌ی ناکجاآباد را مرور می‌کنند

به راه‌هايی

که آکنده از خاطرات نوميدند

به جاری خيال آب‌ها

که پژواک‌های مأيوسانه‌ی مرا شناورند،

به ذهن حسرت‌های آبی

به هياهوی زمزمه‌های متروک

که عاشقانه‌های کال مرا غروب می‌کنند.

بگو:

سفر تا کجا می‌برد مرا

تا هميشه‌ی نرسيدن

تا مرور مداوم پريشانی‌های قديمی

تا يادی غم‌گين از عشقی کهنه

تا کجا؟

 

تاريک شده‌ايم

پرده را کنار بزن

ماه را بگير

و آسمان را بياويز به طلوع دل‌تنگ

فکر نکن که فردا اتفاقی می‌افتد.

مسافران هزار قصه رفته‌اند

ليلی مُرد

مجنون عاقل شد

و کوه

شيرينی افسانه‌ی فرهاد را روزمره کرد

پرده را بينداز

ديگر تاريک شده‌ايم.

 

Ç

 

   آثار شماره‌ی «152»

 

   نگاه انتقادی

هنر منهای هنرمند

   زنان پارس

در جای‌گاه يك زن

حجاب در ذهن آن‌ها و بر سر ما: با حجاب بودن و زنان مسلمان - بخش دوم

   کوچه‌ی آف‌‌تاب،

   بن‌بست ستاره

به عنوان معرفی

هنوز دارد زنده‌گی می‌كند و ما را از عادی شدن می‌ترساند

در دو ساله‌گی مرگ‌ات

تو ای پری كجايی

نحس

سستو، پيانو، خط افق، شبانه‌ی هندی، ديالوگ‌های ناتمام و مارتا

سفر و تاريك شده‌ايم

شعرهای بن‌بست ستاره: آثاری از چهار شاعر

گنگ خواب‌ديده و ترجمه‌يی به جا مانده از فرامرز ويسی

   ادبيات داستانی

دنيا كه به آخر نرسيده و از همين جا

   تا دل‌تان بخواهد شعر

رنگ كلمه: آثاری از دو شاعر

   هنرهای تصويری

بهاريه‌های متناقض

   ستون طنز

طنزيم روی سيم آخر - تكه‌ی سوم

   كودكانه

واژه‌های نامفهوم ... برای زنده ماندن ...