|
|
|
|
||||||||||||||
|
رنگ كلمه: آثاری از دو شاعر آثاری از بهروز پورعلی و علیرضا حسينعلی
برای مداد دلآرا دارابی و انگشتان كوچكاش بهروز پورعلی
آغوش بر او بستند انگشتان کوچک مداد میگريد
بعد از تو بیشمار مدادها در آغوش گرم انگشتانی خواهند آرميد
اما مداد تو اندوهناکِ انگشتان کوچکات باقی خواهد ماند وقتی به تو میانديشد
علیرضا حسينعلی
كهكشان آبی میخواهم اشكی بريزم بر دامانات تا باور كنی آنجا كه كهكشان آبی چشمانات میبرد مرا با خود
اردیبهشت 71
گفتوگوی من و اون - میخوام برم. - اه، كجا؟ - به هر كجا كه اينجا نباشه. - اما تو كه دیشب يه دسته گل به من دادی! - و تو چه قشنگ با اون موهاتو درست كردی، عينهو پریهای دريايی. - بعد تو میخوای بذاری و بری؟ - اما اون گل، گل نرگس بود، گل صبر برای تو، گل رفتن برای من. - پس من چی، میخوای تنهام بذاری؟ - نمیدونم ...
آذر 72
آبی آسمون آبی آسمون تويی عاشق بیدرد تويی چشمهی اميد تويی جلوهگه نور تويی ديده تويی، شور تويی صدای پر مهر تويی
سينهی پر درد منام شاعر بیشعر منام عاشق خون دل منام قصهی پر غصه منام رنج منام، درد منام آبی آسمون تويی
اسفند 79
گذر خاموش شبهای كوير خاموش و پر ستاره كوچهها تبدار از عشقی نوشكفته نوعروس به باغ نشستـه سينهها مالامال از عشقـی ناسرانجام همهمهی دختران و نسيمی كه خاموش میگذرد.
مرداد 80
|
|