سال هفتم

11 مرداد 1388

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

گالری - بوفه

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

انسيه سياوش

ncsiavash

[@] gmail [.] com

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1388

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

زن

سه داستانك

انسيه سياوش

 

زن و خط خون غليظ

بوی باروت داخل اتاق پيچيده بود. مرد دست چپ‌اش را محکم‌تر در جيب شلوارش فرو برد. زن پشت در اتاق نشسته بود و دستان‌اش را روی شکم‌اش جمع کرده بود.

از گوشه‌ی لب زن خط خون غليظی جريان پيدا کرد. مرد پنجره را باز کرد و از طبقه سی‌وهفتم ساختمان به زمين نگاه کرد.

 

مچ دست‌های گرد زن

زن دست‌اش را محکم دور ميله‌ی اتوبوس گرفت. در حال جويدن آدامس بودم؛ بعد صبحانه می‌چسبيد. ساعت هفت صبح در يک اتوبوس به خوردن گوشت فکر کردم.

اگر از مچ دست‌های گرد زن شروع کنم مزه‌ی متفاوتی را امتحان کرده‌ام؟

 

زن و صدای زنگ

زن حوله را از روی صورت‌اش برد کنار. چشمان‌اش سرخ سرخ بود. بيرون پنجره قطرات باران روی شيشه می‌خورد و خيابان از پشت شيشه تار و تيره به نظر می‌رسيد.

نقطه‌ی پر رنگ تيره‌يی روبه‌روی پنجره از حرکت ايستاد.

صدای زنگ شنيده شد. زن به طرف در برگشت. صدای زنگ دوباره شنيده شد. زن به در نزديک شد و کليد چراغ را فشار داد. اتاق تاريک شد.

 

Ç

 

   آثار شماره‌ی «159»

 

   انديشه و نگاه انتقادی

زيبايی‌شناسی شكنجه

   لحظه‌ی الآن

دست‌آويزهای ما

   فرهنگ و ادب برای هميشه

همه‌ی پسران فريدون

   ادبيات ترجمه

در اين بن‌بست

(In this Impasse)

   ادبيات داستانی

زن

   تا دل‌تان بخواهد شعر

هايكوهای ايرانی: بيست‌ويك قطعه‌ی جديد

رنگ كلمه: آثاری از شش شاعر

   هنرهای تصويری

سفر

مشت‌ات را باز می‌كنی / همه چيز پوچ ...