|
|
|
|
||||||||||||||
|
دستآويزهای ما شادی بيان
«هيچ كس تنها نيست.» سابقا وقتی اين جملهی تبليغاتی به گوشام میخورد، حس خوبی پيدا میكردم، اما اين روزها اين جمله مثل يك دهانكجی بزرگ شده است به اعتماد هزارها هموطن كه ميان ازدحام و باتوم و گلوله تنها ماندند و میمانند. آن جملهی تبليغاتی هنوز به گوش میخورد، اما بسياری از مردم در پاسخ به عهدشكنان، استفاده از تلفن همراه را تحريم كردهاند و حالا همراه اول برای خيلیها، حتا همراه آخر هم نيست. ماجرای پيشآمده اما اين است: در كشوری كه به سادهگی و به يك باره، همراه اول، همراه آخر هم نمیشود، اعتراض آشوب تلقی میگردد و هموطن اغتشاشگر ناميده میشود. به راستی ثبات بودها و نبودها، هستها و نيستهايمان در چيست؟ از امكانات دنيای مدرن چون برق و آب و گاز و تلهويزيون و رايانه گرفته تا قوانين اساسی و مدنی، قراردادها و اصول اخلاقیيی كه جامعه با تكيه بر آنهاست كه میتواند به حيات خود ادامه دهد. حوادث اخير خبر از آن میدهد كه در كشور ما اساسا در هيچ يك از زمينههای يادشده تضمينی وجود ندارد! پس به گمان من در چنين شرايطی، افراد جامعه تنها از دو دستآويز برخوردارند، كه هر يك به فراخور حال خود میتواند از يكی يا هر دو بهره برد. اول ابزارهای انسانیيی كه از آن بهرهمند هستيم، چونان حنجره كه قادر است فرياد كند، زبان كه بيان كند، دست كه بنگارد، پا كه قدم بردارد و ذهن كه خلاق و مبتكر است. دوم ايمان به حضور خداوند و اميد به وقوع معاد!
|
|